کوهپیمایی را جدی بگیرید

آنهایی که با ورزش کوهنوردی آشنا نیستند، تصورشان این است که کوهنوردی ورزشی سنگین، خطرناک و خشن است. واقعیت این است که اکنون کوهنوردی به تعداد زیادی زیر شاخه تقسیم شده است؛ در یک سر طیف سنگ‌نوردی داخل سالن است که یک ورزش کاملا سنگین و سالنی است و ربط چندانی به گردشگری ندارد و در سر دیگر طیف راهپیمایی در طبیعت است که ورزشی هوازی ـ استقامتی و به اعتقاد همه کارشناسان از بهترین انواع گردشگری است.
کد خبر: ۴۱۴۰۶۵

در روزگاری که زندگی‌ها هر روز بیش از روز پیش ماشینی می‌شود و آدم‌ها همه چیز را با امکانات و وسایل رفاهی و مدرن می‌خواهند، به تصور خیلی‌ها سفر یعنی سوارشدن به اتومبیل یا هواپیما، رسیدن به مقصد در مدتی کوتاه و هوایی خوش، ورود به یک هتل چند ستاره و اقامت در آن و البته گشت‌و‌گذار در مراکز خرید شیک.

این دیدگاه، همه چیز را این‌گونه تکمیل می‌کند و می‌بیند و غیر آن را ناقص و ناخوشایند می‌پندارد. انکار نمی‌کنم که این نوع گردشگری را خیلی‌ها می‌پسندند، اما بگذارید در مورد نوع دیگری از سفر هم فکر کنیم.

یک برنامه اجرایی

تصور کنید قرار است همراه یک تیم کوهنوردی برنامه راهپیمایی تهران به شمال را از مسیر گرمابدر به نور انجام دهیم. فرض کنیم ساکن تهران هستیم. همراه یک تیم کوهنوردی با تجربه، در یک صبح اواخر بهار با وسیله نقلیه به فشم و از آنجا به گرمابدر می‌رویم. وسایل مورد نیاز برای 5 روز راهپیمایی و شب‌مانی در دل طبیعت را به همراه داریم. از گرمابدر حرکت شروع می‌شود. از بین کوه‌های سر به فلک کشیده عبور می‌کنیم و به رودخانه لار چند کیلومتر قبل از این که به دریاچه زیبای سد لار بریزد، می‌رسیم از رودخانه عبور می‌کنیم و از کنار یکی از شاخه‌های رود تا آبشاری زیبا بالا می‌رویم و تا گردنه این مسیر را ادامه می‌دهیم؛ سپس سرازیر می‌شویم و در یک چمنزار چادر می‌زنیم و شب را به صبح می‌رسانیم.

فردای آن روز 25 کیلومتر راهپیمایی در کنار جاده‌ای خاکی که به سوی روستاهای زیبا و دست نخورده می‌رود در انتظارمان است و در نهایت به روستای کوچک یالرود در نزدیکی بلده می‌رسیم. می‌توانیم در یکی از خانه‌های این روستا در کنار خانواده‌های روستایی شب را به صبح برسانیم و صبح زود با روستاییان از خواب برخیزیم.

شاهد شیردوشیدنشان باشیم و اگر شانس بیاوریم شاهد پختن نان محلی. بعد از خوردن یک صبحانه عالی که در تهران نصیبمان نمی‌شود! می‌توانیم یک روز در این روستا استراحت کنیم تا خستگی 2 روز راهپیمایی و کوهپیمایی از تنمان به در رود. روز چهارم صبح زود با کوله پشتی بر پشت می‌رویم تا به سوی بلده سرازیر شویم. حداقل 6 ساعت راهپیمایی تا رسیدن به این شهر کوچک در پیش داریم. ناهار را در یکی از قهوه‌خانه‌های بلده خواهیم خورد و بعد از ساعتی استراحت با یک کوهپیمایی 3 ساعته به بالای گردنه اسبی کوهک خواهیم رسید.

هوا صاف است و ما در این عصر دل‌انگیز به جایی رسیده‌ایم که در پیش رویمان جنگل‌های شمال و دریای خزر دیده می‌شوند. چادر می‌زنیم و شبی زیبا را در این ارتفاعات زیر آسمان پر ستاره همچون شب‌های گذشته دور آتش می‌نشینیم؛ با هم می‌خوانیم و می‌سراییم تا شب تاریکی‌اش را غلیظ‌تر کند. آن وقت به درون کیسه‌خواب‌ها می‌خزیم و در سکوت کوهستان و با صدای بادی که از روی جنگل‌های کجور به سویمان می‌وزد، به خواب می‌رویم؛ خوابی که در هیچ شهری تجربه نمی‌شود. از این برنامه هنوز 2 روز مانده است و ما هنوز باید به کجور و از آنجا به دریا برسیم. داستان این سفر را همین جا نیمه‌کاره می‌گذارم و به بحث اصلی باز می‌گردم.

نظر شما چیست؟

همین حالا دلتان هوای این سفر را نکرد؟ مگر نه این که گردشگری درمان روزمرگی است؟ اگر روزی در اتومبیل بنشینیم و به سوی شهری دیگر برویم، آنجا با امکانات کامل اقامت کنیم و فردایش دیدنی‌های آن شهر را ببینیم و در یک رستوران غذا بخوریم، نسبت به این برنامه که برایتان تعریف کردم چقدر روزمرگی‌هایمان را علاج کرده است؟

اشتباه نکنید سفر با هواپیما، قطار، اتومبیل، اقامت در هتل‌های تمیز و پر امکانات و گردش در شهرها را بارها تجربه کرده‌ام و دوستش هم دارم، اما این گردشگری در طبیعت با پای پیـــاده و کوله‌پشتی بر پشت و نشستن دور آتش در شب و همراه شدن با روستاییان چیز دیگری است که فقط آنها که سختی این نوع گردشگری را به جان خریده‌اند، شهدش را چشیده‌اند. این نوع گردشگری چند خصوصیت واضح دارد:

اول: کم‌خرج است و بویژه بر خلاف سفرهای خارجی که حالا مرسوم هم شده اکثر مردم جامعه ما می‌توانند از پس مخارج آن برآیند.

دوم این که با ورزش عجین است و شما بعد از یک برنامه گردشی عملا یک ورزش کامل را هم انجام داده‌اید.

سوم: تجربه و خاطره‌ای که از این نوع سفرها برجا می‌ماند، اصلا با سفرهای ماشینی و به اصطلاح مدرن قابل قیاس نیست.

چهارم: شما با ساکنان روستاها و شهرهای مسیر همدم و هم‌سفره و همراه می‌شوید و آداب و رسوم و فرهنگشان را از نزدیک لمس می‌کنید و بسیار چیزها می‌آموزید.

پنجم: به قول یکی از دوستان کوهنورد، ای کاش باز هم بتوانیم چنین سفرهایی را تجربه کنیم.

اینها همه نشان از آن دارد که کوهپیمایی یک طبیعت‌گردی بکر و نوعی ورزش است علاوه بر ایجاد دگرگونی در زندگی روزمره، سلامت و نشاط ما را هم تضمین می‌کند.

دکتر رضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها