پسر فوتبالیست

کد خبر: ۴۱۳۹۳۴

بچه‌های خوبم یک توصیه از خاله گلنوش بشنوید. یادتان باشد هیچ وقت در کوچه یا خیابان روبه‌روی خانه بازی نکنید، چون خطرات زیادی شما را تهدید می‌کند و ساده‌ترینش این‌ که خدای نکرده با ماشین تصادف می‌کنید و خیلی اتفاق‌های دیگر. پس یا در حیاط خانه بازی کنید یا در پارک‌هایی که نزدیک منزلتان است.

البته دوستان من در حیاط هم خطرات دیگری دارد، این داستان را بخوانید و یک نقاشی برای آن بکشید.

حسن از اسباب‌بازی‌های قدیمی‌اش خسته شده بود. یک روز پدر حسن برایش توپ قشنگی خرید. او از دیدن آن خیلی خوشحال شد و شروع به بازی کرد. صبح روز بعد حسن توپش را برداشت و به حیاط رفت تا بازی کند.

مادرش گفت بیا توی اتاق بازی کن ممکنه اتفاقی برات بیفته! ناگهان حسن داخل حوض افتاد. مادر حسن فورا او را از توی حوض درآورد و لباس‌هایش را عوض کرد و با عصبانیت گفت: چند بار به تو گفتم تو حیاط نرو؟ حسن فهمیده بود که کار بدی کرده و پدرش عصبانی خواهد شد. حسن سرمای سختی خورد و در بستر بیماری افتاد. وقتی پدر از سر کار به خانه آمد و از ماجرا آگاه شد عصبانی شد و توپ را با چاقو پاره کرد. از صدای ترکیدن توپ ناگهان حسن از خواب پرید و دید تمام این ماجراها را در خواب دیده است. از این رو خواب خود را برای پدر و مادرش تعریف کرد و هر سه از این‌که این خواب واقعیت نداشته خوشحال شدند.

گلنوشا صحرانورد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها