انتقام پسر از پدر به خاطر مادر

‌طلاق، ‌اعتیاد، ‌خیانت

موضوع فقط گم شدن یک موتور نبود. شاید ماجرا از ازدواج مجدد پدر شروع شد. زمانی که پدر محمد با زن دیگری ازدواج کرد، همسر اولش، مادر محمد، از او جدا شد.
کد خبر: ۴۱۲۸۵۱

محمد نیز تصمیم گرفت با مادرش زندگی کند. او کمتر حرف می‌زد و کسی فکر نمی‌کرد که درددل‌های محمد زمانی که او به اتهام سرقت دستگیر شده، هنگام بازجویی شنیده شود. این پسر 18 ساله به پلیس گفت که پس از جدایی پدر و مادرش، به خاطر این‌که مادرش را افسرده و آواره می‌دیده، به فکر انتقام از پدر افتاده و می‌خواسته با سرقت کردن او را بدنام کند.

او گفته: «روزها برای سرقت به تهران می‌آمدم، وقتی می‌دیدم موتوری قفل و زنجیر ندارد در یک چشم به هم زدن می‌دزدیدم و بعد هم برای فروش به کرج می‌بردم. وسایلی که دزدیده بودم، می‌فروختم و با پولش کراک می‌خریدم.» او که پدر ثروتمندی دارد به پلیس توضیح داد که برای انتقام گرفتن از پدرش، به خاطر همه بدبختی‌هایی که مادرش کشیده، تصمیم گرفته آبروی پدرش را ببرد: «تصمیم گرفتم با شرارت، سرقت و زورگیری پدرم را بدنام کنم. کارهایم باعث شده همه با شنیدن اسمش کارهای خلاف من و نامردی‌هایی که او در حق مادرم کرد را به یاد بیاورند.»

کلثوم کریمی/ مشاور خانواده

سرنوشت این پسر جوان بار دیگر بلای خانمانسوز اعتیاد را به یاد می‌آورد. خانواده به هم ریخته محمد و اعتیاد او که بی‌تاثیر از وضعیت خانواده‌اش نیز نیست، دست به دست هم داده تا این جوان را به ورطه نابودی بکشاند. امروز این جوان در شرایطی قرار دارد که زندگی خود را باخته می‌بیند، نه خانواده‌ای دارد و نه آینده‌ای. او شغل یا سرگرمی‌ نداشته، تنها کاری که می‌کرده دزدی و مصرف مواد بوده است.

محمد کراک مصرف می‌کرده است. اثراتی که مواد صنعتی بر جسم و روان می‌گذارند در مدت زمانی کوتاه و با شدت بالا صورت می‌گیرد. مثلا بعد از مدت کوتاهی که فرد شیشه مصرف می‌کند، اطرافیان شاهد انرژی فراوان، شادابی زیاد و توهم‌زایی بسیار در او هستند. هر چه از دوره مصرف می‌گذرد تاثیرات چشمگیرتر می‌شوند و حالت شادابی به حالت‌های عصبی تبدیل می‌شود. در بدن هر فرد معمولی هورمون‌های شادی ترشح می‌شود. با مصرف مواد مخدر کار این غدد مختل می‌شود و بعد از مدتی دیگر کار نمی‌کنند و به همین دلیل باید به بدن مواد مخدر برسد وگرنه فرد دچار حالت خماری می‌شود. بنابراین نباید فراموش کرد که درمان اعتیاد شامل 2 مرحله است؛ ترمیم سیستم جسمانی و درمان نیاز روحی. احتمالا محمد اگر 18 سال تمام داشته باشد به زندان منتقل خواهد شد و تحت بازپروری قرار خواهد گرفت. آنچه مهم است رعایت این مسائل در جریان درمان اعتیاد اوست وگرنه اعتیادش دوباره باز خواهد گشت.

گاهی این سوال پرسیده می‌شود که آیا ترک مواد مخدر صنعتی سخت‌تر است؟ در اینجا باید گفت مرحله اول درمان اعتیاد انگیزه فرد است و مرحله دوم خدمات صحیح درمانی. اما نباید فراموش کرد که داروهای روانگردان به مراتب خطرناک‌تر از مواد مخدر معمولی هستند. مواد مخدر صنعتی بیشتر مشتقات هروئین هستند و زمانی هروئین را خطرناک‌ترین ماده مخدر می‌دانستند. افرادی که این مواد را تولید می‌کنند به فکر سلامت مصرف‌کننده نیستند و موادی به آنها اضافه می‌کنند که خطرات آن را بیشتر می‌کند. قطع مصرف این مواد یا به اصطلاح عامه ترک آن سخت‌تر نیست، اما اثرات جسمی شدیدتر و خطرات درازمدت بیشتری دارد و آسیب‌های روانی و جسمی بیشتری را به دنبال دارد. اعتیاد در طبقات اجتماعی مختلف و در بین افراد با سواد و بی‌سواد دیده می‌شود، اما نوجوانان بیشتر در معرض خطر هستند. خانواده‌های نابسامان که روابط عاطفی در آنها ضعیف است بستر را برای گرایش نوجوان به اعتیاد فراهم می‌کنند. نوجوانی که به لحاظ روانی در خانواده تامین نشود، به سراغ گروه‌های همسالان می‌رود و روابط عاطفی را آنجا می‌جوید و ممکن است برای جلب رضایت دوستانش به خواسته‌های آنها تن دهد و به دام اعتیاد بیفتد.

شهرام محمدی/ جرم‌شناس

عده‌ای از مجرمان بعد از این‌که جرمی را مرتکب می‌شوند، محاکمه می‌شوند و دوره محکومیت خود را می‌گذرانند، مجددا به جامعه بازمی‌گردند؛ اما به دلایل مختلف دوباره به سمت جرم می‌روند.

عواملی که در ابتدا باعث شده فردی مرتکب جرم شود، بعد از آزادی او از زندان معمولا از بین نرفته و هنوز وجود دارد.

فقر و بیکاری از بین نرفته و مشکلات جدیدی هم اضافه شده است. خانواده ممکن است او را طرد کند و به خاطر سابقه‌دار بودن نتواند کاری پیدا کند. مشکلات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی با تنبیه و مجازات او از بین نمی‌رود و همه این عوامل، بستر را برای وقوع دوباره جرم آماده می‌کنند.

این‌که حدود 70 درصد مجرمان سوء سابقه دارند، نشان می‌دهد زندان وظیفه خود را به درستی انجام نداده است.

مجازات زندان به هیچ روی پیشگیرانه نبوده است و فردی که مرتکب جرم شده دیگر از سوی جامعه مورد پذیرش قرار نمی‌گیرد. اگر جرم فرد عمدی باشد، پذیرش او تقریبا غیرممکن است، اما اگر غیرعمدی هم باشد احتمالش زیاد نیست.

آیا فردی که محکومیت خود را پشت سر گذاشته مستحق چنین برخوردی است؟ چنین شخصی تاوان عمل خود را پرداخت کرده و در همین جهت، قانون صحبت از اعاده حیثیت کرده و می‌گوید که فرد بعد از گذران دوران محکومیت می‌تواند بعد از مدتی از تمام حقوق شهروندی برخوردار شود. چنین افرادی حتی می‌توانند به استخدام ادارات دولتی درآیند، اما این قانون به درستی اجرا نمی‌شود.

جامعه باید از برچسب‌زنی و انگ‌دن به فردی که دوره محکومیت خود را پشت سر گذاشته خودداری کند و به او شانسی دوباره برای شروع زندگی جدید دهد. در قرآن کریم بحث توبه مطرح شده و آمده است که نیکی‌ها بدی‌ها را از بین می‌برد. باید توجه کنیم که شخص جایزالخطاست و خود ما هم ممکن است مرتکب خطا شویم.

متاسفانه موقعیت چنین افرادی در شهرهای کوچک‌تر بدتر است و این افراد به 3 دسته تقسیم می‌شوند: افرادی که جرم را کنار می‌گذارند و جامعه آنها را می‌پذیرد، افرادی که به خاطر پذیرفته نشدن و انگ‌زنی به آنها دوباره به جرم برمی‌گردند و افرادی که مجبور به مهاجرت می‌شوند.

دسته آخر معمولا به زاغه‌ها پناه می‌برند که خود فضایی جرم‌خیز است و شانس اندکی برای بازگشت به زندگی سالم دارند.

مریم رامشت/ روان‌شناس

فرزندانی که در خانواده‌های آسیب‌دیده هستند به دلایل متعدد به نسبت کودکانی که در خانواده‌های طبیعی بزرگ می‌شوند بیشتر در معرض خطر قرار دارند. صفت آسیب‌دیده به خانواده‌ای گفته می‌شود که در آن طلاق عاطفی یا خاموش صورت گرفته، پدر و مادر با هم مشاجره دارند، پدر و مادر دچار اعتیاد یا بزهکار هستند و مهم‌تر از همه خانواده‌هایی که در آنها طلاق صورت گرفته و پدر و مادر جدا از هم زندگی می‌کنند.فرزندان طلاق بعد از جدایی پدر و مادر احساس می‌کنند تکیه‌گاهشان متزلزل شده است. آنها مجبور می‌شوند زندگی جدیدی را تجربه کنند که گاه همراه با زندگی با همسر پدر یا همسر مادر است. این ازدواج‌های دوم نیز اکثرا نامطلوب هستند. در این شرایط فرزند نه‌تنها پدر و مادر خود را از دست داده بلکه همزمان تجربه‌های جدید را با فشارهای مضاعف پشت سر می‌گذارد. در این شرایط ممکن است از خانه فرار کند یا به لحاظ عاطفی از خانواده دور شود. چنین نوجوانی خیلی زود وارد گروه‌های همسال یا بزرگ‌تر از خود می‌شود و آنها را جایگزین پدر و مادر خود می‌کند؛ گروه‌هایی که اکثرا بعدها بزهکار می‌شوند.

از دست دادن عزت نفس و اعتماد به نفس از دلایل دیگر آسیب‌پذیرتر بودن فرزندان طلاق است. در بسیاری مواقع کودک تصور می‌کند جدایی پدر و مادر تقصیر اوست و خود را مقصر می‌داند. از طرفی انتظار دارد پدر و مادر به خاطر او گذشت کنند و وقتی این اتفاق نمی‌افتد گناه و خشم وجود او را در بر می‌گیرد. کودکان طلاق ذهن مشوشی دارند، نمی‌دانند چه چیزی درست و چه چیزی غلط است. نمی‌دانند پدر و مادرشان اشتباه کرده‌اند یا کار درستی انجام داده‌اند. آنها احساس می‌کنند مورد ظلم قرار گرفته‌اند و خشمگین می‌شوند. این خشم اگر درونی باشد کودک را دچار افسردگی و اختلالات روانی می‌کند و اگر به شکل نا متعارفی ابراز شود، فرد را پرخاش‌جو و جامعه‌ستیز می‌کند.

طلاق را باید به عنوان یک واقعیت پذیرفت. نمی‌توان گفت به خاطر چنین آسیب‌هایی طلاقی صورت نگیرد. چون در بعضی موارد زندگی پدر و مادر که به خاطر فرزند حاضر به سازش می‌شوند، اثراتی به مراتب شدیدتر از طلاق دارد. ممکن است خانواده‌ای باشد که مدام دعوا و کتک‌کاری می‌کنند یا این‌که در آنها طلاق خاموش اتفاق افتاده و پدر و مادر و فرزندان روابط عاطفی ندارند. در چنین مواردی آسیبی که به فرزند می‌رسد کمتر از آسیب طلاق نیست. باید خانواده‌ها آموزش ببینند و به صورت صحیح و بدون دشمنی از هم جدا شوند.

پدر و مادر باید از تخریب شخصیت یکدیگر جلوی فرزند بپرهیزند و برای او توضیح دهند پدر یا مادر او خوب است و جدایی دلیل بر بد بودن آنها نیست. آنها باید بدانند مسوول فرزندان خود هستند و نباید زندگی او را خراب کنند. حادثه تلخی اتفاق افتاده اما پدر و مادر باید تاکید کنند دوست هم هستند، نه دشمن هم، اما نتوانسته‌اند باهم زندگی کنند. پس از طلاق هم کودکان و هم زن‌ها باید طبق قوانین اجتماعی مورد حمایت مالی قرار گیرند. مردان و زنان باید برای رفتار مناسب و احترام متقابل آموزش ببینند و به نحو درست از هم جدا شوند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها