به طور یقین کسی نمیتواند نسبت به تاریخ، فرهنگ و تمدن خود بیتفاوت باشد، بلکه این بیتفاوتی را بهطور قطع باید از جانب موزهداران و متولیان امور در معرفی موزهها و ایجاد انگیزه در مخاطبان دانست.کافی است تا عصرها سری به پارکها بزنید و آدمهای زیادی را ببینید که بیحرکت نشستهاند و وقت میگذرانند. همین جمعیت را میتوان به دیدن یکی از جاذبههای فرهنگی و تاریخی شهر خودمان با صرف کمترین هزینه تشویق و ترغیب کرد؛ اما بسیاری از آنها حتی از وجود موزه و آثار باارزش درون شهر خود بیخبرند. همه مردم هم که اهل روزنامه و پیگیری خبرها نیستند تا به این وسیله از وجود موزههایی در نزدیکی محل زندگی خود باخبر شوند.
اگرچه شیوههای نوین اطلاعرسانی میتواند در جذب مخاطب برای موزهها موثر باشد، اما حتی روشهای اطلاعرسانی کلاسیک نیز در این زمینه میتواند راهگشا باشد. به عنوان مثال چرا نباید کارشناسان موزه به میان مردم بروند و آنها را به صورت حضوری از وجود موزهها و جاذبههای نهفته در آنها باخبر سازند.شاید مثال موفق در این زمینه، شیوههای جذب مخاطب در هنر تئاتر و موسیقی باشد، آن هنگام که این هنرها با بحران مخاطب روبهرو شدند، هنرمندان به میان مردم آمدند و تئاتر خیابانی و موسیقی در فضای باز را اجرا کردند. گرچه این امر برای جذب مخاطب به موزهها میسر نیست تا آثار خود را به شیوه خیابانی نمایش دهند، اما میتواند الگوی مناسبی برای جذب مخاطب باشد تا با حضور در میان مردم به اطلاعرسانی بپردازند و حتی تورهای محلی و ارزان قیمت را به این منظور تدارک ببینند.
موضوع مهم دیگری که در جذب مخاطب برای موزهها تاثیرگذار است تشکیل گروهها و انجمنهایی با عنوان «دوستداران موزه» است که میتوان با این روش و برنامهریزیهای مختلف در این زمینه به جذب مخاطبان بیشتر برای موزهها کمک کرد. در اغلب کشورهای دنیا، انجمنهایی با عنوان دوستداران موزه وجود دارد که کارشان علاوه بر اطلاعرسانی درباره موزهها، تدارک تورهای بازدید از موزه برای اقشار مختلف مردم، برگزاری جلسات تخصصی، نمایشگاهها و... است. از سوی دیگر مدیران موزهها نیز نسبت به روزآمد کردن اطلاعات مورد نیاز مخاطبان موزه و استفاده از ابزارهای تبلیغاتی در دسترس همچون کاتالوگهای نفیس، سایت اختصاصی موزه، برگزاری نمایشگاههای دورهای از آثار موجود در موزه و... بیتوجهند.