همان گونه که حمامهای عمومی محلهها در ذهن ما خاطرههایی بر جای گذاشته است، بناهایی از این دست که در طول تاریخ، داستان و شهرتی بلند دارند نهتنها برای یک ملت خاطرهانگیزند که برای مردمان آن دیار اثری فرهنگی و میراثی ارزشمند تلقی میشوند؛ میراثی که برای حفظ و نگهداری آنها، هم دولتها، هم سازمانهای مردم نهاد و هم ساکنان هر دیاری وظیفهای دارند.
سالهاست در برخی شهرهای کشورمان اینگونه بناها تغییر کاربری داده و فعالیت تازهای را آغاز کردهاند. برخی حمامهای قدیمی به رستوران تبدیل شدهاند، خانههای بزرگی که از دیرباز به یادگار مانده بودند، حالا به عنوان هتل، پذیرای گردشگران هستند و... اما در همین حال برخی از این بناها به دست فراموشی سپرده شده و حال و روز خوشی ندارند.
در اینجا باید به 2 نکته اشاره کرد؛ اول آنکه در صورت امکان بهتر آن است بناهای قدیمی با حفظ همان کاربری گذشته بازسازی و مورد استفاده قرار گیرند؛ نظیر چند قهوهخانه سنتی در تهران که طی سالهای گذشته بازسازی شده و علاوه بر اینکه به زیبایی شهر کمک کردند، محلی برای حضور مردم همان شهر و بازدید گردشگران شهرهای دیگر و حتی خارجیها شدند.
با توجه به دقت معماران ایرانی در انتخاب محل مناسب به منظور ایجاد هر بنا و بهره گرفتن از ملزومات و مصالح مناسب برای ساخت آن، به یقین این کار بهترین روش برای حفظ چنین ساختمانها و در کنار آن اصالت بناست.
اما اگر کاربری بنایی کهن تغییر کند، باید به نوع بازسازی و کاربری جدید بسیار دقت شود. این بناها باید بهگونهای حفظ شوند که نسلهای آینده بتوانند کارکرد اولیه را بدانند و در بازدید از آنها، آن را به عینه دریابند. نکته دوم، نگهداری بناهای بازسازی شده است، چه بنایی تغییر کاربری دهد و چه با همان کاربری اولیه بازسازی شود، باید به عنوان یک میراث ارزشمند در حفظ آن کوشید؛ میراثی که میتواند جذبکننده گردشگران داخلی و خارجی باشد.
اما مهمترین اصل در این زمینه، داشتن برنامهای کارشناسی شده برای برخورد یکسان با اینگونه بناها در سراسر کشور است. برخوردهای سلیقهای و عدم مدیریت متمرکز به این میراثهای ارزشمند ضربههایی جبرانناپذیر خواهد زد.