در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
یکی از منفیترین ویژگیهای شخصیت آلفرد پالی در نیمه اول فیلم، عدم اعتماد به نفس او برای یک زندگی متعادل است؛ البته بخشی از این ویژگی منفی به خود پالی مربوط میشود و بخش دیگری از آن به زندگی سختی ارتباط پیدا میکند که در دوران کودکیاش داشته است. او خیلی زود در کودکی مادرش را از دست داده و پدرش هم هیچگاه به احساسات و عواطف کودکانه او توجه نداشته است. پالی پس از اینکه به جوانی میرسد نیز به خاطر جامعه ویژهای که در آن قرار دارد، نمیتواند احساسات و عواطف خود را رشد دهد و به اعتماد به نفس لازم برسد. او در جامعهای زندگی میکند که بشدت دچار روزمرگی است و پالی نمیتواند با آدمهای آن ارتباط برقرار کند. البته ما چنین روزمرگیهای کسالتآوری را از دیدگاه پالی نظاره میکنیم. در حالی که واقعیت این جامعه پاک و ساده روستایی چیز دیگری است. آدمها در این جامعه با یکدیگر گرم و صمیمیاند و حتی دعواها و جدالهایشان همرنگی از شوخی و طنز به همراه دارد؛ اما پالی که عواطفش بخوبی رشد نکرده نمیتواند ارزش این پاکیها و سادگیهای روستایی را درک کند، پس این همه را کسالتبار مییابد. حتی بختهایی که به پالی روی میآورند نیز در این میانه برای تغییر دیدگاه او نسبت به زندگی موثر نیستند. مثل شانسی که او در نجات تصادفی یک پیرزن از آتشسوزی مییابد و او را میان جامعه روستایی و نزد همسرش به عنوان یک قهرمان مطرح میکند. عدم رشد و تکامل حسی و عقلانی پالی موجب میشود او در مهمترین اتفاق زندگیاش یعنی ازدواج هم نقشی منفعلانه داشته باشد. آلفرد پس از ازدواج با میریام هم ابتدا نمیتواند نقش درست خود را به عنوان یک مرد زندگی در زندگی مشترک ایفا کند. او نتوانسته طی مدت زمان زندگیاش تا قبل از ازدواج آنچنان تجاربی را از سر بگذراند که پختگی لازم را برای یک زندگی مشترک به دست آورده باشد. در اینجا الگوی اسطورهای سفر که از اولین آثار ادبی جهان همچون اودیسه و ایلیاد هومر کارساز بوده، به کار میآید تا از پالی بتدریج مردی بسازد که بتواند در کشاکش دهر، نقش سنگ زیرین آسیا را ایفا کند. پالی در این سفر برای گذران زندگیاش مجبور میشود در خدمت زنی به نام نانسی باشد. در اینجا قصد داستان، فقط این نیست که پالی را در خدمت یک زن و دختربچه نیازمند به یاری انسانی نشان دهد، بلکه قصد اصلی این است که پالی در فرآیندی پر از تجربه که در این کار از سر میگذراند، به مردی پخته و حائز اعتماد به نفس کافی برای یک زندگی متعادلتر از قبل تبدیل شود. چالش بسیار مهم در زندگی پالی زمانی رخ میدهد که او مجبور به رویارویی با جیم گردنکش میشود. پالی در این نبرد نابرابر به یاری بخت و اقبال پیروز میشود؛ اما این اولین بار است که او ارزش بخت خوش را درمییابد و به آن آگاه میشود و این آگاهی سرچشمه امید او به ادامه زندگیاش میشود. همین امید و آگاهی ناشی از تجربه است که موجب میشود پالی طی مهمترین چالش زندگیاش اعتماد به نفس خود را بازیابد و توانایی تبدیل شدن به یک مرد زندگی را در خویش بیابد.
فیلمنامهنویس داستان آقای پالی قبلا فیلمنامه اقتباسی خوبی هم از رمان دیوید کاپرفیلد ارائه کرده است. این نکته میتواند کلیدی باشد که شباهتهایی را میان فیلمهای داستان آقای پالی و دیوید کاپرفیلد و منابع مورد اقتباس ادبیشان بیابیم. هر دو فیلم و هردو رمان داستان زندگی کودکانی را تا جوانی خود روایت میکنند. در هر دو فیلم، شخصیتهای اصلی با از سر گذراندن تجارب مهمی در زندگیهای خود و با تلاشهای تحسینبرانگیزی که به خرج میدهند، در نهایت به موفقیت دست مییابند، هرچند هر دو شخصیت کودکیهای سختی دارند و بر سر راهشان در ادامه زندگی دشوارشان موانع وجود دارد. با وجود تمام این شباهتها، یک تفاوت اساسی، رمان اچ جی ولز و فیلم اقتباس شده از آن را از رمان چارلز دیکنز و برگردان سینمایی آن متمایز میکند. این تفاوت مهم نگاه شوخطبعانهای است که ولز نسبت به تمام مشکلات سر راه زندگی پرفراز و نشیب شخصیت اصلیاش دارد. نگاهی طنزآمیز که موجب میشود تمام آن دشواریها در نظر ما به عنوان شیرینیهای ویژه زندگی جلوه کنند، چراکه این صعوبتها بهکار میآیند تا بعدها به موفقیت شخصیت اصلی در زندگی یاری برسانند و این رویدادها هرچند ظاهرا تلخ، در نهایت دلچسب به نظر میرسند. در حالی که در رمان دیوید کاپرفیلد و برگردان سینمایی آن، نگاه تلختری نسبت به سختیهای دوران کودکی و نوجوانی دیوید وجود دارد. البته در پایان برای دیوید هم تمام آن تلخیها، زمینهساز موفقیتهای شادیبخش آینده هستند. نگاه شوخطبعانه ولز به دشواریهای زندگی موجب میشود انتخاب لی اوانز را بهعنوان یک کمدین شناختهشده در برگردان سینمایی این رمان، انتخاب مناسبی بدانیم؛ کمدینی که ویژگیهای نقشآفرینیاش را با سبک اسلپ استیک و در سیمای مردانی دست و پاچلفتی و بیاعتماد به نفس با نورمن ویزدوم مشابه دانستهاند. همچنین فضای شاد و مفرحی که فیلم با وجود تمام آن ناملایمتها در زندگی پالی به نمایش میگذارد، موجب میشود فیلم را اقتباسی وفادار از رمان ولز بدانیم. در ضمن متناسب با دیدگاه خوشبینانهتر ولز نسبت به دیکنز، در فیلم داستان آقای پالی تنها یک شخصیت تماما منفی وجود دارد و بقیه شخصیتها خاکستری و دوستداشتنی بهنظر میرسند. اما در فیلم دیوید کاپرفیلد، شخصیتها چون کاملا خطکشی شده و به 2 گروه مثبت و منفی تقسیم میشوند، بیشتر به تیپهای ثابت سینمایی نزدیکند.
پالی در فیلم داستان آقای پالی، پس از گذراندن تجارب مهمی که موجب میشود به مرحله پختگی عاطفی و عقلانی، نظری و عملی برای یک زندگی مناسب و متعادل برسد دوباره نزد همسرش، میریام بازمیگردد. اکنون پالی قابلیتها و مهارتهای لازم برای یک زندگی مشترک را به دست آورده است و بالاخره میتواند میریام را خوشبخت کند. پس کانون گرم و مقدس خانوادگیشان دوباره تشکیل میشود و این بار پالی خواهد توانست شوهر خوب و قابل اتکایی برای همسرش باشد و سعادت و نیکبختی را برای وی به ارمغان آورد. همچنین، پالی حین این تجارب آن نگاه بدبینانهای را که نسبت به جامعه پاک و ساده روستایی اطرافش داشته، از دست میدهد و با کولهباری از امید و آگاهی که از سفرش کسب کرده میتواند زندگی اجتماعی متعادلتری را نیز آغاز کند؛ بنابراین به نظر میرسد در پایان فیلم، پالی به مردی کامل برای یک زندگی درست خانوادگی و اجتماعی تبدیل شده است.
محمد هاشمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: