در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکته قابل توجه در تحرکات آمریکا و ناتو در لیبی بهرهگیری از تجربیات جنگهای گذشته در این کشور است. به گونهای که بسیاری لیبی را زمینی میدانند که حوادث جنگ صربستان دهه 90، افغانستان و عراق در آن در حال تکرار شدن است. به عبارت دیگر غرب در حال پیادهکردن تجربیات این جنگها برای جلوگیری از هزینههای بالا و بهرهبرداری از شرایط لیبی است.
جنگ بالکان
در دهه 90 ناتو با ادعای حمایت از مردم، جنگ صربستان را علیه میلوسوویچ، حاکم صربستان معروف به قصاب بالکان آغاز کرد. جنگی که در آن 8000 مسلمان به دست نیروهای صرب و ناتو قتل عام شدند. در آن جنگ هر چند ناتو ادعای حمایت از مسلمانان را سر داد، اما اسناد نشان میدهد که آنها با باز گذاشتن دست میلوسوویچ برای کشتار و حتی مشارکت با او در بمباران مناطق مسلماننشین، قتلعام سراسری را راه انداختند. سپس با ادعای بازسازی و حمایت، نفوذ خود در حوزه بالکان را آغاز و در نهایت سیاست تجزیهکردن کشورهای منطقه از جمله صربستان و کوزوو را آغاز کردند. به عبارت دیگر کشتار مردم بیگناه پلی شد برای اجرای اهداف آمریکا و ناتو در بالکان که تاکنون نیز درباره جنایات خود به جهان پاسخ ندادهاند.
اکنون نیز این روند در لیبی قابل مشاهده است. ناتو ادعای حمایت از مردم را دارد، اما فضا را برای کشتارهای قذافی فراهم ساخته و خود نیز با بمبهای اورانیومی2000 پوندی کشتار مردم را صورت میدهد. بسیاری از ناظران سیاسی تاکید دارند که غرب در لیبی به دنبال سلطه بر این کشور است تا در کنار چپاول منابع آن طرح تجزیه احتمالی این کشور و گسترش این سیاست در کل قاره آفریقا را اجرایی سازد. این سناریو زمانی بیشتر تقویت میشود که هیلاری کلینتون، وزیر خارجه آمریکا در سخنرانی مطبوعاتی خود صراحتا لیبی را به جنگ بالکان و موفقیتهای ناتو در آن حوزه تشبیه کرد و قذافی را میلوسوویچ جدید دانست. البته هیلاری کلینتون در مواضع خود نامی از جنایات ناتو نبرد و تلاش کرد تا به اصطلاح آن را کمک به مردم عنوان کند. روند تحولات نشان میدهد که گفته هیلاری صحیح بوده و لیبی همان کوزوو دهه 90 است چرا که غرب مانند آن زمان کشتار مردم را در دستور کار قرار داده در حالی که همچنان مدعی حمایت از بشریت است.
جنگ عراق و افغانستان
نکته دیگر در مواضع غرب و ناتو تاکید آنها بر تلاش برای عدم تکرار افغانستان و عراق در لیبی است. هر چند که در ظاهر مفهوم کلام آنها عدم اشغال لیبی و به رغم خودشان خدمترسانی صرف به مردم است، اما برآیند تحولات نشانگر تحرکات ناتو برای اجرای این مهم است. شاید شیوه اشغال آنها تا حدودی متفاوت باشد و غرب حضور نظامی پررنگی نداشته باشد اما آنچه مسلم است غرب برای منافع اقتصادی و سیاسی چشم به لیبی دوخته و حاضر به عقبنشینی از این مواضع نمیباشد.
بر این اساس میتوان گفت که ادعای غرب در زمینه عدم تکرار شرایط عراق و افغانستان در لیبی را میتوان برگرفته از چالشهای ناتو و آمریکا در این کشورها و رویکرد آنان به مقابله با تکرار در این روند دانست. چرا که اولا در افغانستان ناتو توانست با استفاده از نارضایتی مردمی و حضور گروههای جهادی در جنگ با طالبان از هزینههای نظامی خود بکاهد در این جنگ ابتدا گروههای افغانی در برابر طالبان جنگیدند و در نهایت در شرایطی که طالبان در ضعف به سر میبرد ناتو با ادعای مبارزه با تروریسم وارد صحنه شد.
غرب در نهایت با بهرهگیری از شرایط، غلبه بر طالبان ضعیف شده را اعلام کرد در حالی که همزمان با ترور سران جهادی نظیر احمد شاهمسعود تلاش کرد تا فرآیند سیاسی افغانستان را در دست گیرد. آنها در بعد سیاسی تا حدودی به موفقیتهایی دست یافتند، اما در بعد نظامی به دلیل عدم شناخت از روحیات مبارزهطلبانه مردم افغانستان و محیط جغرافیایی این کشور عملا دستاورد چندانی نداشتهاند چنانکه اکنون پس از 10 سال با مجموعهای از چالشها مواجه هستند. در عراق نیز هر چند به دلیل شرایط زمانی و بهرهگیری از امکانات گسترده نظامی آمریکا توانستند در بعد نظامی بر صدام پیروز شوند و خود را فاتحی بزرگ معرفی کنند، اما در بعد سیاسی این روند تکرار نشد. آمریکا آنجا نیز به دلیل عدم شناخت از ساختار اجتماعی عراق نتوانست تشکیل دولتی دست نشانده که سکوی پرتاب طرحهای آمریکا در منطقه باشد را اجرایی سازد. در عراق دولتی برگرفته از خواست مردم تشکیل شد که در کنار همگرایی منطقهای و جهانی اکنون بر خروج کامل آمریکا از این کشور تاکید دارد. بررسی کارنامه عراق و افغانستان نشان میدهد که ناتو و آمریکا به دلیل عدم شناخت صحیح از محیط در ابعاد نظامی و سیاسی به رغم میلیاردها دلار هزینه با ناکامی مواجه شدهاند. اکنون آنها در حالی به دنبال منافع خود در لیبی هستند که از تکرار سرنوشت عراق و افغانستان در هراس بوده و بر این اساس تلاش میکنند تا با خرید زمان و طولانیساختن جنگ در کنار تامین منافع خود بهترین سناریو را اجرا کنند. ورود یگانهای اطلاعاتی به خاک لیبی، بازی دوگانه ارتباطگیری با قذافی و سران گروههای انقلابی جلوگیری از پیروزی یکی از طرفهای درگیر قذافی و مردم و... را میتوان در این چارچوب ارزیابی کرد. آنها برای تکمیل پروژه خود کشتار همزمان مردم و نیروهای قذافی را اجرا میکنند تا در صورت ورود به سناریوی مذاکره، هر دو طرف در ضعف قرار داشته باشند و اجبارا پذیرنده خواست غرب گردند.
نتیجهگیری
در جمعبندی کلی از تحولات لیبی میتوان گفت که این کشور مانند منطقه بالکان، افغانستان و عراق گرفتار زیادهطلبی غرب شده است. پروژهای که در آن هزاران انسان بیگناه قربانی میشوند در حالی که غرب همچنان شعارهای بشردوستانه سر میدهد. در این میان غرب که از تکرار رسواییها و ناکامیها در جنگهای گذشته در هراس است، سیاست آزمون و خطا در جنگی بلندمدت را در پیش گرفته تا در سایه آن بتواند نزدیکترین گزینه با منافع خود را اجرایی سازد در حالی که در این میان کشتار را سرلوحه طرحهای خود قرار داده است. لیبی بار دیگر نشان داد که دموکراسی غربی همچنان بوی خون و کشتار میدهد در آن میان تنها اصل بیارزش، جان انسانهاست که قربانی منفعتطلبی و زیادهطلبیهای نظام سلطه غرب میشود.
قاسم غفوری / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: