پایین بودن آمار ضایعات کشورهای اروپایی و امریکا با توجه به ارزش اقتصادی که برای این گونه فعالیت ها صرف می کنند، ناشی از افزایش دوره ماندگاری محصولات است.
دوره ماندگاری به مدت زمانی اطلاق می شود که جنس ، قابلیت مصرف دارد و چون کشورهای صنعتی اروپایی و امریکا این دوره ماندگاری را بالا می برند، از میزان ضایعات قبل و بعد از مصرف کاسته می شود.
برخی دیگر از کارشناسان علل پایین بودن آمار ضایعات در این گونه کشورهای پیشرفته را اصلاح رقمها، امکانات و تجهیزات زیربنایی ، برداشت یک دست محصولات ، امکانات نگهداری ، انبار و سردخانه ، جاده های ارتباطی و ماشین آلات مناسب معرفی می کنند و معتقد هستند در کشورهای صنعتی بیشتر مواد غذایی فرآوری شده برداشت می کنند، که ضایعاتش بسیار کم است ، در حالی که در کشور ما به علت وضعیت فرهنگی و شرایط خاص اجتماعی ، ما محصولات فرآوری شده مصرف می کنیم و این خودگامی برای افزایش ضایعات است.
به نظر می رسد افزایش کیفیت محصولات و رسیدن به استانداردهای جهانی ، می تواند یکی از مهمترین دستاوردهای صنعت غذایی و کشاورزی محسوب شود، که اگر در استراتژی مرکز تحقیقات صنایع غذایی قرار گیرد، شاهد کاهش آمار ضایعات مواد غذایی خواهیم بود.
تاکید به افزایش کیفیت محصولات ، لزوم استانداردهای ملی و تشویق در صورت رعایت اصول غذایی می تواند به عنوان ابزاری در دست مسوولان صنایع غذایی معرفی باشد.
استاندارد کیفی و ایمنی در فرآورده های محصولات غذایی و کشاورزی ، نه تنها موجب کاهش ضایعات است بلکه موجب تشویق تولیدکنندگان مواد غذایی می شود، تا با رعایت اصول و موازین غذایی در محصولات از حمایت دولت و اعطای استانداردهای تشویقی از جانب او برخوردار شوند.
هر ساله شاید میلیون ها تن محصول را از دست بدهیم که قیمت آن کمتر از هزینه ای است که ما برای تحقیقات راهکارهای کاهشی ضایعات صرف می کنیم ، ولی این مانع از این نیست که بسیاری از مسیرهایی که بتواند ما را در صنعت غذایی بارور سازد و کاهش ضایعات را با خود به همراه آورد، نادیده بگیریم.
بسیاری از مواد غذایی چون غلات ، حبوبات و... در جریان نگهداری و نبود حمل و نقل مناسب به کارخانه های مواد غذایی فاسد و موجب تولید ضایعات می شوند.
لذا در آن قسمت ما احتیاج به سرمایه گذاری داریم تا یک مجموعه امکانات زیربنایی چون انبار و سردخانه در مرحله برداشت و ماشین آلات مناسب برای حمل و نقل فراهم آوریم.
از سویی ، کشور ما به رغم تولید عمده محصولات کشاورزی در بخش صنایع غذایی تبدیلی و تکمیلی عقب افتادگی دارد. به عبارتی بخش کشاورزی بدون تولید صنعتی ، توسعه مکانیزاسیون و تهیه و تامین ماشین آلات سبک و سنگین برای تبدیل و تکمیل صنایع غذایی نمی تواند عقب افتادگی خود را جبران کند و از میزان ضایعات موادغذایی بکاهد.
مشکل اساسی ما بیشتر روی صنایع تبدیلی اولیه است. صنایع تبدیلی به عنوان صنایع در راستای فرآوری و تبدیل بازار محصولات کشاورزی به محصولات متنوع غذایی و نگهداری صحیح آنهاست.
صنایع تکمیلی که طیف وسیع تری را شامل می شود، همگی به منظور کاهش ضایعات موادغذایی عمل می کنند که نقش مهمی در امنیت و توسعه غذا دارد. به نظر می رسد مشکل صنایع تبدیلی و تکمیلی در کشور فراتر از تاسیس این گونه صنایع در کشور است.
اگرچه صنایع غذایی مجوز تاسیس صنایع تبدیلی و تکمیلی را برای بخشهای دولتی و خصوصی فراهم می کند؛ ولی سوال اینجاست که مشکل امروز ما در صنایع ، نبود متولی است یا فقدان فناوری اطلاعات و استراتژی های علمی و منطبق با دانش روز دنیا در صنایع غذایی؛
اهرم قدرت دولت در کاهش ضایعات تنها نقش نظارتی و مشاوره ای است. موضوع مهم ، مساله نظارت است.
آرد نامناسب اصلی ترین عامل ضایعات نان
مهمترین عامل افزایش ضایعات نان در ایران استفاده از آرد نامناسب است.
حدود 70 درصد گندمهای ایران دارای کیفیت گلوتن متوسط یا ضعیف هستند.
به همین دلیل به نظر می رسد برای ارائه مخلوط مناسبی از آرد گندم و تولید مناسب و ضایعات کم باید تحقیقات گسترده ای در این زمینه صورت پذیرد.
از سویی اختلاف قیمت فراوان بین قیمت آرد دولتی و قیمت آرد آزاد منجر به پدیده قاچاق آرد می شود که نتیجه چنین وضعی عدم تحقق اهداف دولت در زمینه پرداخت یارانه نان است.
از سوی دیگر، باید اذعان کرد به دلیل وجود تنگناهای ارزی ، دولت هنگام واردات اقدام به خرید گندم با قیمت کمتر و در نتیجه کیفیت پایین تر می کند که این موضوع هم در تولید آرد بی کیفیت و افزایش ضایعات نان موثر است.
یکی از تخلفات شایع در کارخانه های آرد، افزایش رطوبت در مرحله نم زنی گندم است.
محمد شریعتمداری ، وزیر بازرگانی درباره این پدیده در کارخانه های آردسازی می گوید: متاسفانه افزایش رطوبت گندم ، در کارخانه های آردسازی به ابزاری برای سوئاستفاده از مردم تبدیل شده و تقریبا در همه آسیاب ها رایج است و با درصدی بالا و پایین کردن رطوبت میلیاردها تومان جابه جا می شود، باید برای گندم استاندارد تعریف کرد.
اگر می خواهیم سبوس گیری که اساسا یک موضوع فنی در عرصه تولید آرد مناسب است ، به عنوان یک ابزار درآمدی مورد سوءاستفاده قرار نگیرد، باید ساختارهای سنتی حاکم بر نان و گندم کشور را شکست و ساختارهایی جدید برای آن تعریف کرد.