گفت‌وگو با یک زندانی سابق

بالاخره سرم به سنگ خورد

گاهی اوقات درس گرفتن از اشتباه‌های گذشته زمان می‌برد و برخی افراد مدتی طول می‌کشد تا بتوانند خودشان را اصلاح کنند. «فریبرز ـ ن» مرد 43 سا‌له‌ای است که 2 سابقه کیفری دارد.
کد خبر: ۳۹۷۵۹۶

خودش می‌گوید: «هر دو سابقه‌ام به خاطر کیف‌قاپی است. من خانواده درست و حسابی نداشتم، پدرم معتاد بود و مادرم هم خیلی زود فوت شد، خودم هم ترک تحصیل کرده و تمام روز را علاف بودم تا این‌که با یکی از دوستانم کیف‌قاپی را شروع کردیم. آن زمان 22 سال بیشتر نداشتم و وقتی به زندان افتادم 2 سال در حبس ماندم.»

فریبرز بعد از آزادی بار دیگر سراغ دوستان خلافکارش رفت و تحت تاثیر آنها کیف‌قاپی را شروع کرد. او می‌گوید: «این بار 3 سال در زندان ماندم و در همان زندان به این نتیجه رسیدم که باید راهم را از بقیه جدا کنم. دلم نمی‌خواست همیشه یک پایم داخل باشد و یک پایم بیرون.»

مرد سابقه‌دار بعد از آزادی مدتی دنبال کار گشت ولی هیچ‌کس حاضر نبود به او اعتماد کند تا این‌که بالاخره یکی از معتمدان محل برای او در یک موتورسازی کار پیدا کرد. فریبرز داستان زندگی‌اش را این‌طور ادامه می‌دهد: «در موتورسازی حسابی کار می‌کردم، برای همین هم صاحب مغازه از من راضی بود و 4 سال پیش او ماندم و با خواهر یکی از تعمیرکاران مکانیکی نزدیک مغازه‌مان ازدواج کردم.»

فریبرز بعد از ازدواج تصمیم گرفت زندگی‌اش را ارتقا بدهد. او می‌گوید: «همراه برادر زنم مجید مغازه‌ای اجاره کردیم و خودمان موتورسازی راه‌انداختیم، اما کارمان نگرفت برای همین آن مغازه را پس دادیم و مغازه دیگری را که قبلا تعویض روغنی بود اجاره کردیم. چون آنجا خودش مشتری داشت کار ما هم گرفت.»

3 سال بعد فرزند فریبرز به دنیا آمد و پس از آن زندانی سابق تصمیم گرفت شغلش را عوض کند، او می‌گوید: «رفتم در کار مواد پروتئینی و اتفاقا خیلی هم سود کردم.

همین باعث شد در آن کار بمانم. حالا بعد از این همه سال سختی کشیدن مغازه خودم را خریده‌ام و اوضاع روبه راه است. از این‌که بالاخره سرم به سنگ خورد و مسیر درست را برای زندگی انتخاب کردم خیلی خوشحالم و از طرفی مدیون همسرم هستم که به من اعتماد کرد و تمام تلاشش در زندگی مشترک این است که اجازه ندهد همه بار زندگی روی دوش من بیفتد.»

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها