آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
مقتول را از قبل میشناختی یا اینکه قتل به صورت اتفاقی رخ داد؟
از نزدیک او را نمیشناختم اما مدتی بود که او مزاحم همسرم میشد. من با پیگیریهایی که انجام دادم از این موضوع بو بردم و با او آشنا شدم.
اما این طور که گفتهاند تو مزاحم همسر مقتول میشدی و با همدستی او هم شوهرش را به قتل رساندی؟
نه این طور نیست من با همسر او کاری نداشتم، فقط میخواستم مقتول بداند چه بر سر من آورده است.
از کجا میدانستی کسی که مزاحم همسرت میشود مقتول است.
من شماره او را تعقیب کرده بودم و متوجه شدم چه کسی است. او باید تقاص کارهایش را پس میداد.
چرا او را کشتی؟ میتوانستی به جای این کار، خیلی منطقی به پلیس شکایت کنی.
آن موقع خیلی عصبی بودم، نباید این کار را میکردم البته میخواستم فقط او را تنبیه کنم و نمیخواستم او را بکشم.
تو همدستی داشتی. با آن همدست رفتی و مقتول را کشتی؟
همدستم برای این آمده بود که به من کمک کند تا حساب آن مرد را کف دستش بگذاریم. او نقشی در قتل نداشت.
آن طور که در گزارش پرونده آمده است ماموران با پیگیری پیامکهای همسر مقتول متوجه شدند او با تو رابطه دارد. این پیامکها عاشقانه بود و رابطه شما 2 نفر را نشان میداد. با توجه به این مدارک چطور مدعی هستی مقتول مزاحم همسر تو میشد و قصد داشتی او را تنبیه کنی؟
من توضیح دادم آن پیامکها را برای اینکه کار مقتول را تلافی کرده باشم میفرستادم و اصلا منظورم این نبود که مزاحم زن دیگری بشوم. آن زن اصلا مرا نمیشناخت.
اما او به پیامکهای تو پاسخ داده بود و شما با هم قرار هم گذاشته بودید.
نه این طور نیست. او چند بار از من پرسید شما چه کسی هستید؟ و چرا برای او پیامک میفرستم.
تو چطور توانستی شماره همسر مقتول را به دست آوری؟
مدتی بود که این خانواده را تحت نظر داشتم و یک روز وقتی که داشت بیرون از خانه با تلفن عمومی صحبت میکرد و شمارهاش را به کسی میداد آن را حفظ کردم و از آن به بعد مزاحم آن زن میشدم.
روز حادثه همسر مقتول در را نیمهباز گذاشت و تو وارد خانه شدی، بعد مقتول را که در حیاط خوابیده بود غافلگیر کردی و او را با چکش از پای در آوردی. چطور مدعی هستی آن زن با تو همدست نبود و رابطهای بین شما وجود نداشت؟
نه این درست نیست. من از روی علمک گاز داخل خانه رفتم و بعد مقتول را غافلگیر کردم. آن زن از اینکه چه اتفاقی میافتد خبر نداشت و خواب بود. من به اتفاق همدستم او را به قتل رساندم.
سر و صدای شما آنقدر زیاد بود که حتی همسایهها واکنش نشان دادند. تو باز هم مدعی هستی این طور نبوده و همسر مقتول در خواب بود؟
زمانی که سر و صدا بلند شد و مقتول سعی کرد مقاومت کند همسر او بیدار شد. من همدستم را سراغ او فرستادم تا او را آرام کند. همدستم دست و پای زن جوان را بسته بود. وقتی بالای سر او رفتم با تهدید چاقو از او خواستم که سر و صدا نکند چرا که خودش هم کشته میشود. ما او را کتک هم زدیم و زخمی هم شده بود.
تلفن همراه مقتول نیمهشب زنگ زده و مرد همسایه که پشت خط بود میخواست علت سر و صدا را بداند، اما همسر مقتول مدعی شده بود که هیچ اتفاقی نیفتاده است. درباره این موضوع چه میگویی؟
من از همسر مقتول خواستم تلفن را جواب دهد و منکر همه چیز شود. آن زن مجبور بود به خواسته من عمل کند. اگر این کار را نمیکرد او را هم میکشتم.
مقتول 2 فرزند دارد، آنها زمان قتل بیدار نشدند؟
نه آنها خواب بودند و بیدار هم نشدند. بچههای مقتول هر دو عقبمانده ذهنی هستند و اگر هم بیدار میشدند نمیتوانستند کاری بکنند.
به این فکر کردی که اگر پدر خانواده نباشد چه اتفاقی برای این دو کودک معلول خواهد افتاد؟
من در این باره فکر نکردم. آن موقع خیلی عصبی و ناراحت بودم و فقط میخواستم از مقتول انتقام بگیرم، ضمن اینکه من چند بار تاکید کردم نمیخواستم او را بکشم و فقط میخواستم تنبیهاش کنم.
در یک سلول ماندن و منتظر اجرای حکم قصاص شدن بشدت آدم را آزار میدهد. این سرنوشت تلخ را خودم برای خودم به وجود آوردم و میدانم راه برگشتی هم ندارم. از اولیاء دم میخواهم مرا ببخشند.
به خاطر خدا این کار را بکنند. به خاطر بچهام که بیپدر میشود و معلوم نیست بعد از من چه بلایی سرش بیاید...
زمانی که مرتکب قتل شدی آیا به این فکر کردی که ممکن است بازداشت شوی؟
نه اصلا به این موضوع فکر نمیکردم و فقط به انتقام فکر میکردم.
زمانی که خواستی با همدست خود در مورد این قتل صحبت کنی گفتی قرار است مرتکب قتل شوید؟
نه من فقط به او گفتم میخواهم مردی را تنبیه کنم. از من پرسید برای چه این کار را میکنی من هم گفتم مساله ناموسی است. دیگر سوالی نپرسید و ما نقشه را طراحی کردیم.
هنوز همسرت در عقد توست؟
بله ما هنوز هم زن و شوهر هستیم. من بچه هم دارم و خیلی دلواپس او هستم.
میدانی که همسر و فرزندت حالا چه میکنند؟
همسرم از بچهام نگهداری میکند و پیش خانواده خودش است، خانواده خودم و همسرم از آنها حمایت میکنند. زنم در آخرین ملاقات به من گفت بچهمان خیلی بهانهگیری میکند و دلش برایم تنگ شده.
پلیس حرفهای تو را باور نکرده و دادگاه نیز تو را متهم به داشتن رابطه نامشروع کرده است. توضیح بده همسرت در این باره چه نظری دارد؟
او واقعیت را میداند. همسرم میداند من به خاطر او این کار را کردم و خواستم مزاحم او را از سر راهمان بردارم. او میداند که خیانت نکردم. من همسرو فرزندم را دوست دارم.
زمانی که ماموران همسرت را مورد بازجویی قرار دادند گفت مزاحمی نداشته و نمیداند تو از چه چیزی صحبت میکنی؟
همسرم ترسیده بود، به همین خاطر هم دروغ گفت. اگر حالا او را بخواهند و بازجویی کنند او قطعا واقعیت را خواهد گفت. همسرم مرا دوست دارد و به من اعتماد زیادی دارد.
کاری که تو کردی این است که 2 کودک معلول را بیپدر کردی، خودت هم زندانی شدی و فرزندت را از پدر محروم کردی. فکر میکنی روشی را که در پی گرفتی درست بود؟
میدانم اشتباه کردهام. همدستم هم مجبور است به خاطر من چندین سال زندانی شود اما در آن زمان نمیتوانستم درست فکر کنم. اگر به پلیس و دستگاه قضایی اطلاع میدادم حتما میتوانستم موضوع را بهتر پیگیری کنم و مقتول هم ادب میشد. من اشتباه کردم و از این کارم پشیمان هستم.
فکر میکنی بتوانی از اولیای دم رضایت بگیری؟
نمیدانم چه بگویم. از آنها خواهش میکنم مرا ببخشند. از آنها می خواهم به مادرم و فرزندم رحم کنند. قصاص من باعث تنبیه خانوادهام میشود و آنها آزار میبینند.
بیش از یک سال است که در زندان هستی. روزهای زندان را چطور میگذرانی؟
خیلی سخت. در یک سلول ماندن و منتظر اجرای حکم قصاص شدن به شدت آدم را آزار میدهد. این سرنوشت تلخ را خودم برای خودم به وجود آوردم و میدانم راه برگشتی هم ندارم.
حکم قصاص تو صادر شده و در مرحله تجدیدنظرخواهی است. احتمال تایید این حکم زیاد است و در آن صورت تو در لیست اعدام قرار میگیری.
بله میدانم و دلشوره دارم. خیلی میترسم. نمیدانم خانوادهام چطور میتوانند این موضوع را تحمل کنند. آنها هم در دلواپسی و نگرانی زندگی میکنند. من مقصر تمام این ماجراها هستم.
حرفی با اولیای دم داری؟
از آنها میخواهم مرا ببخشند. به خاطر خدا این کار را بکنند. به خاطر بچهام که بیپدر میشود و معلوم نیست بعد از من چه بلایی سرش بیاید. او گناهی ندارد، من گناهکارم. حاضرم هر چند سال که آنها بگویند در زندان باشم اما درخواست میکنم با اعدام من بچهام را مجازات نکنند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....