پول، خشم و زندگی‌های ویران

همه چیز از ناپدید شدن زنی به نام مریم شروع شد. تجسس‌ها برای یافتن مریم پس از 2 هفته همچنان در بن‌بست بود که با کشف جسد سوخته مردی در بیابان،‌ مسیر تحقیقات وارد مرحله تازه‌ای شد.
کد خبر: ۳۹۷۵۷۴

پس از انتقال جسد به پزشکی قانونی و بررسی‌های تخصصی مشخص شد جسد متعلق به رضا برادر مریم است. به این‌ترتیب ماموران که احتمال می‌دادند مریم نیز قربانی جنایت خاموش شده است، در این باره به تحقیقات خود ادامه دادند تا این‌که به امیر ـ یکی از دوستان رضا ـ مشکوک شدند.

از سوی دیگر همزمان با کشف جسد، امیر با مراجعه به پزشکی قانونی ادعا کرد جسد سوخته متعلق به برادر معتادش است، اما با افشای هویت مقتول و تناقض‌گویی‌های امیر، کارآگاهان که ردپای او را در این ماجرا کشف کرده بودند، او را دستگیر و به اداره آگاهی منتقل کردند.

متهم در نخستین بازجویی‌ها منکر قتل شد، اما در ادامه چاره‌ای جز اعتراف ندید و راز 4 جنایت خود و همدستش را فاش کرد. او گفت: از چندی قبل، نامه‌های تهدیدآمیزی به دستم می‌رسید. فرستنده هم ادعا می‌کرد عکس و فیلم‌های خانوادگی‌ام را در اختیار دارد. او تهدید کرده بود اگر 20 میلیون تومان پول نقد نپردازم، تمام عکس‌ها را در اینترنت پخش می‌کند.

او همچنین خواسته بود طی یک ماه همسرم را طلاق دهم. ارسال این نامه‌ها زندگی‌ام را متلاشی و در مرز فروپاشی قرار داده بود تا این‌که پس از تحقیق در این‌باره متوجه شدم دوستم رضا نامه‌ها را ارسال کرده است.

بنابراین موضوع را با خواهرش ـ مریم ـ در میان گذاشت و از او خواستم عکس و فیلم‌ها را از رضا بگیرد و به من تحویل دهد، اما مریم برای این کار پول بیشتری خواست.

به همین خاطر وقتی از حل این مشکل به صورت مسالمت‌آمیز نا‌امید شدم، تصمیم به قتل رضا گرفتم. موضوع را با یکی از دوستانم به نام میلاد در میان گذاشتم و او هم حاضر شد با دریافت پول با من همکاری کند. به دلیل این‌که مریم از ماجرا خبر داشت، تصمیم به قتل او گرفتیم.

طبق نقشه، اول مریم را کشتیم. بعد رضا را کشتیم و جسدش را سوزاندیم و برای گمراه کردن ماموران، صورت رضا را با بنزین سوزانده و کپی شناسنامه نیمه‌سوخته برادر معتادم را در صحنه گذاشتیم. زمانی هم که فهمیدیم جسد رضا شناسایی شده نقشه قتل 2 کودک 6 ساله و 13 ساله‌اش را کشیدیم و آنها را هم با طناب
خفه‌کردیم.

عامل اصلی جنایت‌ها گفت: من از لحاظ عقلی و روانی سالم هستم و کاری کرده‌ام که توجیه‌پذیر نیست، اما فقط می‌خواستم از عامل این کار انتقام بگیرم، ولی تصمیم‌های عجولانه بعدی برای مخفی ماندن راز قتل رضا و خواهرش، به قیمت جان 2 فرزند رضا هم تمام شد. در ادامه جلسه، متهم ردیف دوم نیز در دفاع از خود گفت: وقتی امیر به من وعده داد مقدار قابل توجهی پول به من خواهد پرداخت، بشدت وسوسه شدم.

مریم رامشت، روان‌شناس

در جامعه ما بزه جنسی یا به بیان دیگر سوءاستفاده از زندگی خصوصی دیگران روبه افزایش است. رضا شخصی بوده که به دلیل بزه جنسی یا اخاذی جنسی از حریم خصوصی زندگی دوست خود استفاده کرده تا به خواسته‌های مالی خود برسد. توجه کسانی را که این مقاله را می‌خوانند، به این نکته جلب می‌کنم که در این پرونده علاوه بر قتل، جرم دیگری به نام اخاذی جنسی نیز وجود دارد که باید بررسی شود. بزه جنسی ممکن است با اخاذی یا انتقامجویی همراه باشد.

در این مورد بیشتر بحث مالی مطرح است، اما این‌که چرا امیر مرتکب این جرم شده است، می‌توان به خشم و عصبانیت پنهانی اشاره کرد که او داشته. او اوج پرخاشگری و انتقامجویی را به کار برده است. بحث انتقامجویی یا خشم نهفته افراد گاهی به نحوی است که منجر به مرگ دیگران می‌شود. نمی‌توان گفت خشم امیر نسبت به رضا بی‌منطق بوده، این عصبانیت واقعی بوده، اما موضوعی که مساله ساز شده، روشی است که او برای تخلیه خشم خود انتخاب کرده. خشم پدیده‌ای طبیعی است، اما انتقامجویی یک رفتار پر خطر و غیرمتعادل در واکنش به خشم است.

زمانی که ما در مدیریت مقابله با حادثه‌ای که باعث خشم ما شده دچار مشکل می‌شویم، نمی‌توانیم مقابله موثر و مثبت از خود نشان دهیم، حس انتقامجویی در ما افزایش پیدا می‌کند.

مساله دیگر این است که امیر از آبروریزی ترسیده و این موضوع، پرخاشگری او را تشدید کرده است. چرا که معمولا هرچه احساس ضعف در ما بیشتر شود، پرخاشگری نیز افزایش پیدا می‌کند. بنا براین امیر به خیال خود برای حفظ آبروی خود رضا و خواهرش را کشته، اما مقصر بودن این دو نفر، مجوز این فجایع بخصوص قتل 2 فرزند بی‌گناه
رضا نیست.

او در اعترافات خود گفته من از نظر روانی سالم هستم، اما این طور نیست. او علاوه بر این که فردی پرخاشجو و خشمگین است، خشم را به صورت تسلسل در جامعه وارد کرده و آن را افزایش داده است. اکنون مادر این دو بچه نیز خواستار قصاص شده. رفتار نامتعادل امیر به صورت زنجیره‌ای در درون جامعه به وجود آمده و خشم از شخصی به شخص دیگر منتقل شده است. توانایی کنترل خشم یکی از مهارت‌های زندگی است و کسی که نمی‌تواند خشم خود را کنترل کند، باید تحت مشاوره و روان درمانی قرار بگیرد.

امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس

آنچه در پیچاپیچ این پرونده بسیار به چشم می‌خورد، نقش پررنگ پول است. رضا برای به دست آوردن پول دست به اخاذی زده، خواهرش هم به خاطر پول از کمک کردن دریغ نکرده و خود وارد چرخه اخاذی شده است. همدست امیر نیز به خاطر پول، پذیرفته که آدم بکشد.

امان‌الله قرایی مقدم، جامعه‌شناس در این باره می‌گوید: «مساله اول در جامعه از بین رفتن هنجارهای اخلاقی و تضعیف معیارهای اخلاقی است. ارزش‌ها و هنجارها و اخلاقیات در جامعه کمرنگ شده است، اما عامل دوم و مهم‌تر این است که ذهنیتی مادی بر جامعه حاکم شده است.

مادیات در جامعه بر معنویات پیشی گرفته و پول ارجحیت پیدا کرده است. این موضوع باعث شده افراد حاضر شوند برای به دست آوردن آن دست به هر کاری بزنند.»

او درباره 2 مقتول بزرگسال پرونده می‌گوید: «کسی که مقتول است به دلیل سوءاستفاده می‌خواسته به قول معروف امیر را سرکیسه کند. خواهرش هم به خاطر پول دست به این کار زده و تحت تاثیر مادیات قرار داشته است. همین مسائل ریشه این جنایت هستند، اما این جنایت مستوجب مجازات است. به خاطر انتقام خون بیگناهان ریخته شده است. اگر بخواهیم از نظر اجتماعی بررسی کنیم.

اما آیا تنها پول باعث رقم خوردن این حادثه شوم شده؟ قرایی مقدم توضیح می‌دهد: «یکی از 2 قاتل به خاطر پول حاضر به همکاری شده و انگیزه دیگری نداشته است، اما تنها پول نیست. مجموعه‌ای از حوادث دست به دست هم می‌دهند تا چنین اتفاقی بیفتد. شیء ‌محوری و ضعیف شدن اخلاقیات همه و همه باعث این مساله بوده. مساله مالی برای این فرد به انسانیت ارجحیت داشته است.

ذهنیت حاکم بر جامعه جهانی چنین است. اگر اخلاقیات، معارف و خود کنترلی در جوامع قوی باشد کسی حاضر نمی‌شود به هر قیمتی انسان بکشد.»

او درباره امیر نیز می‌گوید: «امیر مجرد و دارای سابقه کیفری است. مجرد است و خانواده‌ای ندارد و برچسب فاسد بودن خورده. دیگر برایش مهم نیست چه اتفاقی برایش می‌افتد. انگیزه خود را برای ادامه زندگی از دست داده است و برایش مهم نیست چگونه زندگی کند. پس با اتفاقی که افتاده خشمش دوچندان می‌شود و درواقع رضا در او انگیزه قتل را بیدار می‌کند. هیچ کس قاتل بالفطره نیست و پشت هر قتلی یک مجموعه دلایل و اتفاقات وجود دارد.»

محمدحسین شاملو، قاضی

محمدحسین شاملو، قاضی دادگاه کیفری استان تهران در گفت‌وگویی کوتاه به تحلیل حقوقی این پرونده پرداخته است.

امیر به جای این‌که راه قانونی را طی کند، دست به انجام این جنایت زده است. اگر می‌خواست از طریق قانونی اقدام کند، چه کار می‌توانست بکند؟

قانونگذار برای اخاذی کیفیت تعیین کرده است. بسته به نوع اخاذی مجازات فرق می‌کند. در مورد این‌گونه اخاذی‌ها هم جرم انگاری شده است. اگر با تهدید به انتشار عکس‌ها، کسی دست به اخاذی بزند مجازات سختی در انتظارش است.

بدون شک اگر کسی شکایت کند حتما مورد رسیدگی قرار می‌گیرد. حتی در این زمینه سختگیری‌های بیشتری هم شده است. مثلا اگر کسی که می‌خواهد به واسطه در دست داشتن فیلم و عکس خصوصی کسی اخاذی کند خود عکاس یا فیلمبردار باشد، مجازات بیشتری درباره او اعمال می‌شود؛ چرا که کاری که کرده است خیانت در امانت بوده است.

یعنی مجازات متفاوتی دارد؟

علاوه بر مجازات اخاذی از شغل خود هم محروم خواهد شد و دیگر مجوز عکاسی و فیلمبرداری ندارد.

گاهی اوقات این تهدیدها به خاطر گرفتن پول نیست و نیات جنسی پشت آن است. در این مورد قانون چه برخوردی دارد؟

اگر با استفاده از عکس و فیلم شخص مورد سوءاستفاده جنسی قرار بگیرد، در حکم زنای به عنف است و مجازات خاص خود را دارد و رسیدگی به این مساله در صلاحیت دادگاه انقلاب است.

به نظر شما چرا این فرد به جای اقدام قانونی خود دست به کار شده و این جنایت را رقم زده؟

در جامعه ما اخلاق خاصی حاکم است و آبروداری بسیار مهم است. حتی کسی که خود مشکل اخلاقی دارد، سعی می‌کند از این انگ فاصله بگیرد و نسبت به این جرم عکس‌العمل نشان می‌دهد.

ممکن است این فرد به خاطر سابقه کیفری از شکایت صرف نظر کرده باشد؟

کسی که سابقه کیفری دارد هم حق دارد زمانی که حقش ضایع می‌شود شکایت کند. نمی‌توان گفت حق شکایت نداشته است، اما شرایط زندگی این فرد خاص است. در هر حال او باید از طریق قضایی اقدام می‌کرده و کاری که کرده توجیهی ندارد و باید مورد مجازات قرار گیرد. تنها در صورتی ممکن است قاتل معافیت بگیرد که قتل در فراش صورت گیرد. (یعنی مردی همسر خود را با مرد دیگری هم بستر ببیند) که در این مورد صدق نمی‌کند.

سارا لقایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها