او در برنامه تلویزیونی «رادیو هفت» ماجرای جابهجایی برادرش در بیمارستان را این گونه تعریف کرد: ما مجموعا 9 خواهر و برادر هستیم، یکی از برادرانمان شبیه ما نیست، سیاه چرده است و قد بلندی دارد. یک روز این برادر در محل کارش با فردی مواجه میشود، آن فرد به برادر من میگوید من برادرانی دارم که خیلی شبیه به شما هستند.
برادر خمسه هم میگوید اتفاقا برادران من هم خیلی به شما شبیهاند. این دو نفر با هم قرار میگذارند و میفهمند که هر دو در یک بیمارستان به دنیا آمدهاند، اما در لحظه تولد با هم جابهجا شدهاند. این دو نفر پس از سی و چند سال به آغوش خانوادههای واقعیشان برمیگردند و پدر و مادر واقعیشان را پیدا میکنند.
وقتی این صحبتهای خمسه را میشنیدم احساس کردم که او با توجه به روحیه طناز و شوخ طبعش دارد داستانی خیالی را تعریف میکند. مجری مصاحبهکننده (منصور ضابطیان) هم چنین احساسی داشت. برای همین چند بار از خمسه پرسید: این که گفتین شوخی بود یا جدی؟
خمسه هم تاکید کرد که نه اتفاقا داستانش کاملا جدی و واقعی است. او میگفت این خاطره را هیچکس باور نمیکند، اما واقعیت دارد. خمسه میگفت: هر کدام از این برادرها اخلاق و رفتارشان شبیه خصوصیات خانوادهای است که در آن بزرگ شدهاند. این دو نفر یک مورد خوب و استثنایی برای پژوهشگرانی هستند که میخواهند بدانند اخلاق آدمها بیشتر ریشه ژنتیک دارد یا اکتسابی است.
خمسه در مصاحبهاش با برنامه تلویزیونی رادیو هفت که از شبکه آموزش پخش میشد، به نکات جالب دیگری هم درباره زندگی خصوصیاش اشاره کرد. برنامه زنده شبانگاهی «رادیو هفت» قرار است تا نیمه اردیبهشت با گفتوگوهای شبانه با هنرمندان و چهرهها و شخصیتهای ادبی و هنری دوباره به طور کامل روی آنتن شبکه آموزش برود؛ البته این بخشها سال گذشته در لابهلای برنامه پخش شدند و امسال به صورت کامل و دوباره روی آنتن رفتند. بخشهای گفتوگو محور رادیو هفت یک الگو و نمونه خوب برای برنامههایی است که میخواهند از این ساختار استفاده کنند. مصاحبهگران رادیو هفت فضایی امن و صمیمانه را برای فرد مهمان مهیا میکنند تا آنها خصوصیترین خاطراتشان را در مقابل دوربین بیان کنند.
برنامه زنده شبانگاهی «رادیو هفت» با بخشهای جدید و نگاه نو از اواخر اردیبهشت ماه هر شب ساعت 23 روی آنتن شبکه آموزش میرود.
احسان رحیمزاده / گروه رادیو و تلویزیون
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....