اگر کسی بخواهد هیبت چنین کاری را نیز بشکند، باید حتما خودش در این عرصه تلاش کرده باشد. از سال 89 هیوا مسیح مجموعه کتابهایی را با نام دفتر دانایی از موسسه انتشارات نگاه به چاپ میرساند که از سخنان شمس تبریزی شروع کرده و اکنون به خیام رسیده. هیوا مسیح را قبلها با نثرهایش میشناختم. از همان زمان که «من از دنیای بیکودک میترسم» را چاپ کرد تا «کتاب فقیر» و «شبانی که دستهای خدا را میشست» و...
و خیلی هم سریع به شهرت رسید و کتابهای جدیدش را هم سریع به چاپ میرساند. و بعد شعر سرود و این جریان ادامه پیدا کرد تا همین دفترهای دانایی.
خودش میگوید: «بازخوانی جنبههای مدرن یک اثر کلاسیک و جنبههای کهن یک اثر کلاسیک، ضرورت جهان امروز ماست.» و میخواهد در این کتابها شکل تازهای برای ارائه آثار کهن کشف کند.
در گزین گفتار، آنات، احوالات، حکایات، طنزها و... از شمس تبریزی دشواری باببندیهای گذشته را از بین برده و امکانات زبانی حرفهای او را با نوشتن به صورت شعر نو نشان داده. مثلا مینویسد:
نه از فراغ مولانا مرا رنج
نه از وصال او
مرا خوش.
خوشی من
از نهاد من.
رنج من هم
از نهاد من.
در کتاب رباعیات خیام هم میکوشد نشان دهد که شعر کلاسیک ما اصلا عقبافتاده نیست و آنقدر قوی است که حتی با در هم ریختن شکل سنتیاش، باز هم هیچ خللی در اصل زبان، نحو، ریتم، وزن و معنا رخ نمیدهد. خلاصه آن که هیوا مسیح تلاش میکند ادبیات کلاسیک ما را به شکلی نو در کتابهایی کوچک ارائه دهد و واسطه دوستی نسل جوان و ادبیات کلاسیک شود.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....