آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
قالیباف بخاطر خلیلی استعفا داد
دوران فوتبالم در سایپا را هیچ وقت فراموش نمیکنم. روزهای بسیار خوبی داشتیم و تیم جوان اما قابل احترامی ساخته بودیم که میتوانست مقابل تیمهای بزرگ قد علم کند و برای آنها دردسرساز شود. به ما گربه سیاه تیمهای دیگر میگفتند که من همیشه ناراحت میشدم و برای روحیه دادن به بچههای تیم میگفتم که ما گربه سیاه نیستیم بلکه شیرهای نارنجی هستیم و همین حرف من سوژه بچههای تیم شده بود چون میگفتند: «شیر نارنجی نداریم.» به هر حال از نظر من گربه سیاه صفت خوبی نبود و ما نباید به این لقب خوانده میشدیم. سایپا تیم قابل احترامی بود که با یک سری جوان گمنام اما آیندهدار گاهی اوقات تمام معادلات فوتبال ایران را به هم میریخت. بچههای تیم سایپا خیلی با هم رفیق و صمیمی بودند و شاید چنین جوی را در کمتر تیمی دیده باشیم. بازیکنان ما از بازی کردن کنار هم لذت میبردند و انگار فوتبال فقط بهانهای بود تا دور هم باشیم و از آن لحظات خوب نهایت استفاده و لذت را ببریم. سایپا چون بازیکنان همسطح و جوانی داشت، به یک تیم یکدست تبدیل شده بود و همه بچهها از حضور در تیم لذت میبردند. همیشه شبهای قبل از بازی خاطرهانگیز بود چون با بچههای دیگر در یک اتاق جمع میشدیم و فضای شاد و صمیمانهای داشتیم. در آن تیم ما سوژه زیاد داشتیم. بازیکنانی بودند مثل کاظم برجلو که استعداد سوژه شدن را در حد لالیگا داشتند، اما بعد از چند سال اعتراف میکنم که محسن خلیلی چیز دیگری بود. ما در زمین کنار هم بازی میکردیم، اما خارج از زمین هم چندان دور از هم نبودیم. محسن همیشه سوژه بود و کارهایی که میکرد عجیب اما باورکردنی بود. یک بار رحمان احمدی تعریف کرده بود که جاده چالوس را با سرعت 120 کیلومتر آمده و خلیلی هم که معروف به محسن هیجان بود، تصمیم گرفته بود همین کار را انجام دهد، اما بعد از اولین پیچ جاده چالوس با یک کامیون تصادف کرد و شانس آورد که زنده ماند. بنده خدا محسن نمیدانست که رحمان احمدی اگر این کار را میکند بچه شمال است و جاده چالوس را مثل کف دستش میشناسد، اما محسن چون همیشه هیجان داشت، نزدیک بود خودش را به کشتن بدهد و ما را هم از داشتن چنین سوژهای محروم کند. محسن خلیلی یکی از فوتبالیستهای خوب و گلزنان بزرگ ایران است که متاسفانه مصدومیتهای متوالی اجازه نداد به آنچه که حقش است، در فوتبال برسد. او میتوانست به یکی از تیمهای بزرگ اروپایی ترانسفر شود، اما فوتبال با او مهربان نبود و نتوانست به آنچه که لیاقتش را داشت، برسد. من محسن را خوب میشناسم و میدانم چقدر مهربان و بامعرفت است، اما همین محسن خلیلی به یک معضل بزرگ برای شهرداری تهران تبدیل شده است و نزدیک بود قالیباف از دست او استعفا بدهد و برود. بنده خدا قالیباف تمام چاله چوله های تهران را پر کرد و آسفالت کرد، اما از پس صورت خلیلی برنیامد و نتوانست چاله چولههای صورت محسن را درست کند و به همین دلیل نزدیک بود از شهرداری تهران برود. به هر حال هر کسی مشکلی دارد، اما مشکل صورت خلیلی به یک معضل بزرگ برای شهرداری تهران تبدیل شده است.
عباسفرد بمب خنده است
جدا از مسائل مالی و فوتبالی بدون شک بهترین دوران حضورم در فوتبال در تیم سایپا رقم خورد، چون دوستان بسیار خوبی داشتم و جو تیم بسیار صمیمانه بود. یکی از دوستان نزدیک و خوبم علیرضا عباسفرد بود که با هم در خط حمله بازی میکردیم و در کنار رقابت شدید، رفاقت بسیار نزدیکی داشتیم و خاطرات زیادی با هم داریم. عباسفرد آدم صادق و روراستی است که میتوان به دوستیاش اعتماد کرد چون خیلی بیشیله پیله است و همیشه با صداقت رفتار میکند. اردوهای قبل از بازی را هیچ وقت یادم نمیرود که عباسفرد چه شیطنتهایی میکرد و چقدر بازیکنان را سر کار میگذاشت و دور هم میخندیدیم. البته تمام این مسائل به خاطر شاد بودن جو تیم بود و هیچ کس کینهای از کسی به دل نمیگرفت چون همه میدانستند کسی غرضورزی نمیکند و همه برای رسیدن به یک هدف مشترک که موفقیت تیم بود تلاش میکردند.
او در تیم ما بمب خنده بود و حتی وقتی موقعیت خراب میکرد، باز هم میخندید. البته این رفتارش حرص مربیان را کنار زمین درمیآورد، اما آنها هم میدانستند که عباسفرد به دلیل خصوصیات ذاتیاش است که میخندد و به خاطر خراب کردن فرصتها چنین کاری نمیکند. عباسفرد آنقدر خونسرد و بیخیال بود که حرص بچهها را هم در زمین در میآورد و گاهی اوقات دوست داشتیم بهخاطر این بیخیالیاش او را بزنیم و حتی کار به جایی رسید که قصد جانش را کرده بودیم، اما علیرضا آنقدر دوست داشتنی بود که همه این نقشهها را فراموش کردیم.
علیرضا عباسفرد تواناییهای زیادی دارد. او علاوه بر مسائل فنی و فوتبالی و درست کردن فضای شاد در تیم، کاربردهای دیگری هم دارد که هنوز کسی آنها را کشف نکرده است. مثلا به خاطر قد بلندی که دارد، میتوان از او بهعنوان نردبان استفاده کرد، اما کسی تاکنون به این مساله توجه نکرده است. ضمن این که کارگردانهای تلویزیونی که سریال های طنز میسازند، میتوانند از او استفاده کنند و مطمئن باشند که با این کار دیگر کسی سریالهای مهران مدیری و رضا عطاران را نمیبیند. به هر حال از نظر من علیرضا نباید استعدادهایش را فقط در فوتبال نشان دهد و در حوزههای دیگر هم میتواند فعالیت داشته باشد.
مهدی نوری
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....