اتفاق هفته

مرگ رنگ

سپهری را بیش از هر چیز با شعرش می‌شناسیم. سیمای شاعری با اندامی لاغر با مو و ریشی انبوه. شاعری که در کارت‌پستال‌ها، معمولا با اناری یا سیبی ترسیم می‌شود. اگرچه او خود را صاحب «خرده‌ هوش» و «سر سوزن ذوق» می‌داند، اما شعر تاثیرگذارش نشان می‌دهد که در این معرفی شاعرانه از خودش، کمی شکسته نفسی کرده است. سپهری شاعر یا سپهری نقاش هر دوی اینها نشان از هنرمندی مانوس با طبیعت و امیدوار به آینده دارد. این امیدواری و طبیعت‌گرایی بیش از همه به کام جامعه ایرانی در آن دوره‌ای که از التهاب جنگ گذشته بود، گوارا آمد.
کد خبر: ۳۹۷۲۹۰

طبیعت در نقاشی‌هایش در هیبت درختان ظاهر می‌شود و در شعرهایش در صدای پای آب و ضیافت رنگ‌ها. سپهری اهل کاشان بود، اما به قول خودش شهرش گم شده است. در سال 1319 متولد شد، دوران متوسطه را در کاشان ماند و بعد راهی دانشکده هنرهای زیبای تهران شد و همزمان در شرکت نفت مشغول به کار شد.

سپهری با نشان درجه اول از دانشکده هنرهای زیبا فارغ‌التحصیل شد. او سفرهایی به کشورهای مختلف اروپایی داشت و در آنجا نمایشگاه‌هایی از نقاشی‌هایش برپا کرد. «مرگ رنگ» نخستین مجموعه شعر او بود که سال 1330 منتشر شد. مجموعه‌های دیگر او عبارتند از زندگی خواب‌ها، آوار آفتاب، شرق اندوه، صدای پای آب، مسافر، حجم سبز و ما هیچ ما نگاه. در سال 1356 مجموعه اشعار او در یک مجلد به نام «هشت کتاب» به چاپ رسید.

به روایت دوستانش که بعدها خاطرات او را منتشر کردند، سپهری نه‌تنها شاعر بوده بلکه شاعرانه زیست. سپهری را می‌شود شاعری تنها تصور کرد؛ شاعری که چندان با محافل ادبی مانوس نبود.

تنهایی برایش آغاز شناخت هستی بود و سعی کرد این تنهایی را تا واپسین مرحله زندگی حفظ کند آن گونه که بر سنگ مزارش نوشته و خواسته تا به «چینی تنهایی» او آسیب نرسد. سپهری در اول اردیبهشت 1359 در بیمارستان پارس تهران به علت ابتلا به سرطان، چشم از دنیا فروبست. برای سپهری شاعر زندگی بال و پری با وسعت مرگ داشت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها