آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
پادشاه سرزمین نمرهها
سایهای که هیچوقت
روی کارنامهام نمینشست؛
من رفوزه میشدم
جای من به اصطلاح
گوشه سیاه کوزهها
البته
جای دنج و ساکتیست
خلوتی برای شعر و شاعری
دور
از سر و صدای هر چه بیست؛
بگذریم
کارنامهام همیشه گند بود
گوش من پر از صدای سرزنش:
- دور درس و مدرسه از این به بعد
خط بکش!
-کو کجاست آن کتاب و کیف و دفترت؟
خاک بر سرت!
تنبل کلاس!
عاقبت
هیچ کاره هم نمیشوی
حیف آن لباس!
گاه هم صدای پند بود
در خیال من ولی
8، ارتفاع کارنامهام
قله بود
5، خندهدار و چاق و چله بود
2 شبیه 3
پله پله بود
7 من دو بال داشت
آرزوی پر کشیدنی محال داشت
1، درخت بود
گرچه باورش برای همکلاسها
یا معلمم همیشه سخت بود
واقعا 4 و6 دو جوجه نیستند؟
جوجههای کوچکی که هر دو باز
آن نوک طلایشان
توی کارنامهای که هست
چند دانه ـ0ـ هم برایشان!
در کلاس
پشت نیمکت که نه
روی پارههای ابر مینشستم و
شعر مینوشتم و
باد هم به جای من نمیرسید
از تمام درسها
تک به تک
نمرههای بد
نمرههای تک
گاه صفر میگرفتم و
هیچکس ولی به لحظههای من نمیرسید.
حسین تولایی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....