یک لحظه ترنم

کارنامه

کد خبر: ۳۹۷۱۳۵

پادشاه سرزمین نمره‌ها

سایه‌ای که هیچ‌وقت

روی کارنامه‌ام نمی‌نشست؛

من رفوزه می‌شدم

جای من به اصطلاح

گوشه سیاه کوزه‌ها

البته

جای دنج و ساکتی‌ست

خلوتی برای شعر و شاعری

دور

از سر و صدای هر چه بیست؛

بگذریم

کارنامه‌ام همیشه گند بود

گوش من پر از صدای سرزنش:

- دور درس و مدرسه از این به بعد

خط بکش!

-کو کجاست آن کتاب و کیف و دفترت؟

خاک بر سرت!

تنبل کلاس!

عاقبت

هیچ کاره هم نمی‌شوی

حیف آن لباس!

گاه هم صدای پند بود

در خیال من ولی

8، ارتفاع کارنامه‌ام

قله بود

5، خنده‌دار و چاق و چله بود

2 شبیه 3

پله پله بود

7 من دو بال داشت

آرزوی پر کشیدنی محال داشت

1، درخت بود

گرچه باورش برای همکلاس‌ها

یا معلمم همیشه سخت بود

واقعا 4 و6 دو جوجه نیستند؟

جوجه‌های کوچکی که هر دو باز

آن نوک طلایشان

توی کارنامه‌ای که هست

چند دانه ـ0ـ هم برایشان!

در کلاس

پشت نیمکت که نه

روی پاره‌های ابر می‌نشستم و

شعر می‌نوشتم و

باد هم به جای من نمی‌رسید

از تمام درس‌ها

تک به تک

نمره‌های بد

نمره‌های تک

گاه صفر می‌گرفتم و

هیچ‌کس ولی به لحظه‌های من نمی‌رسید.

حسین تولایی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها