او در آمد خوبی دارد اما باورتان نمیشود طی سالیان دراز کار سخت هنوز هیچ پشتوانه خوبی در زندگی ندارد. ج ز یک خانه کوچک. او هنوز صاحب هیچ چیز دیگر نشده است.
رفت و آمدهایش را با آژانس انجام میدهد و میگوید من کلی ماشین خوشگل و نو دارم با راننده، پس چرا خودم ماشین بخرم و نگران مشکلاتش باشم؟ او نه یک قطعه زمین، نه سپردهای در بانک، اوراق بهادار و سهام ندارد.
آقای «الف» خودش است و وسایلش و کمدهایی که وقتی بازشان میکند یکهو یک عالمه وسیله خرد و ریز از آن بیرون میریزد.
آیا این کار او اقتصادی است؟ آقای الف به این موضوع توجهی ندارد. او فقط ازخرید کردن لذت میبرد.
خانم «ب» یک خانم مبادی آداب و شیکپوش است. او دوست دارد همه چیز به هم بیاید و به هماهنگی، اهمیت زیادی میدهد. به همین دلیل هر وقت چیزی را میپسندد باید همه چیزهای دیگر را نیز با آن ست کند. مثلا یک پارچه پردهای زیبا را در بازار میبیند و به خاطر آن فرش و مبل و خیلی از تزئینات منزل را عوض میکند تا همه چیز با هم هماهنگ باشد.
این شیوه او سبب شده هر چند وقت یک بار وسایل نوی خانه را به قیمت اندکی بفروشد یا ببخشد و چیزهای جدیدی بخرد.
او برای این کار به گرفتن وام و قرض کردن از نزدیکان نیز متوسل میشود. شاید تعجب کنید اگر بگویم خانم «ب» هنوز مستاجر است و یک آپارتمان از خودش ندارد.
او هرگز فکر نمیکند آیا کاری که میکند اقتصادی است یا نه. او فکر میکند آدم در عمر کوتاهی که دارد باید مطابق سلیقهاش عمل کند و زیبا و شیک زندگی کند. خانم «ب» خیلی زود از چیزها دلزده میشود و شخصیت تنوع طلبی دارد، اما آیا تا آخر عمر میتواند با این شیوه زندگی کند؟
بایدها و نبایدها در اقتصاد خانواده
اقتصاد خانواده باید طوری مدیریت شود که بتواند نیازهای رو به افزایش افراد خانواده را پاسخ بگوید. قدرت تحلیل اقتصادی و سرمایهگذاری در خانواده از ضروریات است و میزان مصرف بر پایه آن تعیین میشود. بنابراین این فکر که تمام بودجه یک خانواده فقط به نیازها و ذوق و سلیقه یک نفر پاسخ دهد کاری اشتباه است.
برای اینکه به اقتصاد خانواده خود سر و سامان دهید قبل از هر چیز باید یک برنامه داشته باشید.
برنامهای که درآمد و هزینهها را متعادل سازد و درآمد شما را در خانواده به بهرهوری برساند. برای این کار باید بدانید چه میزان پول را در چه زمانی، چه موردی و چه مکانی هزینه کنید.
اگر در خانواده شیوه درستی از هزینهکرد درآمدها صورت بگیرد و برای هر هزینهای پیشبینی شده باشد این شیوه کارآمد الگوی فرزندان نیز قرار میگیرد و یک شیوه درست در جامعه ترویج میشود.
بنابراین اگر شما اقتصاد خانواده خود را درست برنامه ریزی کنید در واقع اقتصاد زندگی فرزندانتان را برای آینده تضمین کردهاید و به آنان آموختهاید که چگونه از پس مخارج خود برآیند.
برای اینکه بین دخل و خرج خود توازن ایجاد کنید باید نیازهای خود را بشناسید. نیازهای واقعی آنها هستند که برای رشد جسمی، ذهنی و روحی به آنها احتیاج دارید. تفریح سالم غذا و مسکن نیازهای واقعی هستند اما چیزی مثل سیگار و مواد مخدر فریبندههایی هستند که فقط پول شما را هدر میدهند.
حتی چیزهای کوچکتر مثل زیور آلات و مجسمههایی که خارج از ظرفیت خانه شماست، تنقلاتی که مضر معرفی میشوند و هر چیزی که مشابه کارآمد آن را در خانه دارید و فقط با تبلیغات فریبنده هوس کردهاید که آن را عوض کنید از این دست نیازها به شمار میروند.
چشم و همچشمی، نداشت برنامهریزی بلندمدت و آیندهنگری میتواند شما را در معرض ولخرجی قرار دهد.
حساب کتابهای مشترک
وقتی زن شاغل باشد و همسرش در زندگی مشترک رعایت حقوق وی را نکند و برای خرج کردن پولی که هردو درمیآورند با او مشورت نکند یا حساب مشترکی وجود داشته باشد و زن بیش از اندازه از آن برداشت کند حساب و کتابهای زندگی مشترک به هم میخورد و گاه در این مورد دعواهای جدی رخ میدهد. برای اینکه جلو این نوع مسائل گرفته شود راهکارهایی وجود دارد.
مریم درباره تجربه خود در این مورد با ما صحبت کرده است. او خانم 27 ساله و متاهلی است که در بانک کار میکند و همسر او نیز دبیر است. مریم و همسرش دو فرزند دارند. وی معتقد است حساب مشترک میتواند اعتماد و همکاری زوجین را نشان دهد. مریم میگوید: حسابکشی در مورد تکتک برداشتها و خرجها و خطکش گذاشتن در مورد همه مسائل مالی در خانواده ایجاد تفرقه میکند. او میگوید: من و همسرم طی 8 سال زندگی مشترک کاملا همدیگر را شناختهایم و اگر هریک خرج بزرگی داشته باشیم به دیگری میگوییم و نظر او را میخواهیم واگر در خانواده پذیرفته شد برداشت از حساب عملی میشود. او میگوید: این شیوه، ما را به هم نزدیکتر کرده و هرگز اختلافی در مورد درآمد و هزینهکردمان نداریم. اما نرگس تجربه دیگری دارد. او میگوید در ابتدای زندگی مشترکمان درآمد من و همسرم هردو در دسترس بود و معلوم نبود چه کسی پول دیگری را خرج میکند.
این بانوی 30 ساله و کارمند ادامه میدهد: کمکم حس کردم همسرم پولها را زیاد برداشت میکند و آن را جایی خرج میکند یا سرمایهگذاری میکند. وقتی از او میپرسیدم ناراحت میشد و میگفت زن که نباید با حساب و کتاب خانه کار داشته باشد. حتی وقتی میخواستم برای خودم چیزی مثل طلا یا اتومبیل بخرم معترض میشد.
این بود که بعد از یک دعوای حسابی و کلی قهر حسابهایمان را از هم جدا کردیم. مخارج من و خانه به عهده او گذاشته شد و من پولم را برای هرچه بخواهم از جمله مخارج خانه خرج میکنم اما این یک وظیفه نیست، کمکی است که هروقت بخواهم انجام میدهم و کسی نیز از من انتظار ندارد. حالا او هم فکر نمیکند من دارم سرمایهاش را هدر میدهم. حتی چند وقت پیش من با پساندازم یک خانه خریدم و او کاملا شوکه شده بود زیرا فکر میکرد حقوق من کمتر از آن است که بشود با آن چیزی خرید و من ولخرجتر از آن هستم که چنین برنامهریزی داشته باشم. حالا او نسبت به من اطمینان و احترام بیشتری قائل است و برای سرمایهگذاریهایش با من مشورت میکند.
برای داشتن حساب مشترک و ضرر نکردن طرفین باید زن و شوهر رویه مالی یکسانی داشته باشند. مثلا نمیشود یکی صرفهجو و دیگری ولخرج باشد.دارندگان حساب مشترک هردو باید در مورد مخارجشان به دیگری توضیح دهند نه فقط یکی به دیگری جواب پس دهد.
تمرین کنید
برای اینکه بتوانید حساب و کتاب مشترکی داشته باشید باید قبلا برنامهریزی اقتصادی خانواده را تمرین کرده باشید. اگر در این امر تجربهای ندارید اول مدتی این کار را تجربه کنید تا از دخل و خرج و برنامهریزی برای آینده و هزینههای خانوار مطلع شوید.
حساب را دست حسابدان بسپارید
اگر تجربه حساب مشترک و این کارها برای شما و خانوادهتان ضرر داشته بهتر است در خانواده یک مدیر مالی تعیین کنید و دیگران تابع او باشند. این مدیر مالی الزاما مرد خانواده نیست بلکه کسی است که بهتر میتواند اقتصاد خانواده را از فراز و نشیب بگذراند و سرمایهگذاریهای مطمئنی انجام دهد و اهل صرفهجویی و برنامهریزی صحیح است.اگر میخواهید همه چیز با اطمینان بیشتر پیش برود میتوانید حساب مشترکی با دو امضا باز کنید که برای برداشت از حساب، حضور هر دو نفر الزامی باشد.
ماندانا ملاعلی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....