نگاهی به تاثیر دیجیتال بر عرصه سینما

سینمای محدود به تخیل

حدودا 7 ساله بودم که برای اولین بار به سینما رفتم. فیلم موضوع کودکانه‌ای داشت ؛ اما ندیدم. چون در تمام مدت برعکس روی صندلی سینما نشسته بودم و به نوری که از آپارات بیرون می‌آمد خیره شده بودم. برایم یک سوال مطرح بود و آن این که چطور می‌شود از یک حفره کوچک، تصویری به این وسعت روی پرده نقش می‌بندد؟
کد خبر: ۳۹۶۸۶۶

این سوال برای خیلی‌ها در آن سن مطرح بود. کمتر کسی به این فکر می‌کرد که روش دیگری هم برای نمایش فیلم در سینما می‌تواند وجود داشته باشد و زمانی فرا می‌رسد که همه چیز با فناوری اطلاعات متحول می‌شود. فیلم‌های آنالوگ یا همان نگاتیو سینمایی، تصویر واقعی را برداشت می‌کردند و تقریبا اتفاق شگرفی بعد از فیلمبرداری رخ نمی‌داد. به عبارت ساده، فیلم آنالوگ برابر است با تصویر واقعی و اندکی تغییرات در تدوین. اما فیلم دیجیتال برآیند این موارد است: صحنه واقعی فیلمبرداری شده + تصویرسازی + پردازش تصویر + تصویر و صدای کامپوزیت + جلوه‌های ویژه + افکت تصویری + پویانمایی رایانه‌ای 2 یا 3 بعدی.

اجباری در کار نیست

روزگاری بود که افراد برای مشاهده یک فیلم بدون صدا مجبور بودند حتما به سالن سینما بروند. مدت‌ها بعد صدا به فیلم‌ها و صنعت سینما پیوست و امروزه دیگر کسی برای مشاهده فیلم مورد علاقه خود مجبور نیست به سینما برود. به عبارتی افراد، سینما را تنها برای پرده بزرگ، صدای فراگیر، حس و حال و جو حاکم بر سینما و لذت سنتی آن انتخاب می‌کنند. چرا که فناوری به گونه‌ای رشد کرده است که هرکس می‌تواند درون منزل یک سینمای خانگی دیجیتال داشته باشد که فیلم را روی انواع دیسک‌ها از طریق تلویزیون یا پروژکتور مشاهده کند و صدای آن را با آخرین فناوری‌های صوتی بشنود و به این ترتیب خود را در محیط فیلم حس کند.

سینما از جمله هنرهایی بوده که رشد سریع و تحولات چشمگیری داشته و بسرعت به یک صنعت تبدیل شده است. تحولات در دنیای سینما به موارد یادشده ختم نمی‌شود. به گفته دیگر، اینها تنها حاشیه و جزئیاتی از تحولات سینما و حرکت آن به سمت دیجیتال شدن به شمار می‌رود. اصل موضوع در برگرفتن تجهیزات فیلمبرداری، ‌ساخت، تدوین، جلوه‌های ویژه و در مجموع تهیه فیلم به وسیله فناوری‌های نوین دیجیتال است که این صنعت را به‌طور کلی دگرگون کرده است.

پیش از این فیلمبرداری‌ها هزینه‌های بسیاری را به سازنده فیلم تحمیل می‌کردند و بعضا کارگردان‌ها برای جلوگیری از هزینه اضافی ‌از گرفتن سکانس‌های متعدد برای رسیدن به صحنه مورد نظر خود چشم‌پوشی کردند و به نزدیک‌ترین تصویر به فیلمنامه خود راضی می‌شدند. اما امروزه با روی کار آمدن دوربین‌های دیجیتال و ذخیره‌سازی داده‌ها روی انواع حافظه‌ها، این محدودیت دیگر وجود ندارد و هزینه‌ها تقریبا به همان میزان اولیه و برخی هزینه‌های نگهداری محدود می‌شود.

کیفیت

کوتاه و بی‌مقدمه می‌توان گفت آنالوگ طبق تئوری کیفیت بالاتری دارد، حتی اگر چشم انسان این را تشخیص ندهد. البته کیفیت بهتر به معنای جذاب تر بودن تصویر نیست. روش ساده دوربین‌های فیلمبرداری آنالوگ این گونه است که نور از محیط وارد لنز شده و بعد از بازتاب توسط آینه، به نگاتیو برخورد می‌کند. پس تمام طیف نور در فیلم وجود خواهد داشت؛ اما دوربین دیجیتال نور ورودی از لنز را به CCD یا همان صفحه پردازش تصویر می‌رساند و از آنجا تصویر ذخیره می‌شود. البته دوربین‌های حرفه‌ای عکاسی و فیلمبرداری هم دارای آینه بازتاب هستند ؛ اما باز هم قدرت پردازشCCDها محدود است و روش‌های فشرده‌سازی روی خروجی تاثیر دارد.

روش فعلی برای کم‌کردن هزینه فیلم‌ها این است که آنها را به صورت دیجیتال ضبط می‌کنند و بعد خروجی را روی فیلم آنالوگ کپی می‌کنند. البته این روش هم کیفیت اصلی را به دست نمی‌دهد؛ اما این کیفیت‌ها برای چشم انسان قابل تشخیص نیست.

در زمینه فرمت‌های دیجیتال صحبت زیاد است اما کاربرد این اصطلاحات هم بی دلیل نیست. به عنوان مثال کیفیت HD با کیفیت HDV فرق می‌کند. HDV همان فرمت DV است منتها با کادر تصویری بزرگ‌تر. هر ساعت تصویر DV به طور استاندارد در فرمت استاندارد (AVI یا DIF) حدود 12 گیگابایت می‌شود. هر ساعت تصویر HDV با رزولوشن 1080 یا 720 در شرایط استاندارد و با فرمت استاندارد M2V، دوازده (12) گیگابایت خواهد بود.

نیازی به ظهور فیلم نیست

همچنین برای ظهور و تدوین فیلم‌ها دیگر نیازی به لابراتوار نیست. فیلم‌های دیجیتال در قالب فایل‌هایی ذخیره می‌شوند که بلافاصله توسط نرم‌افزارهای متنوع و توانمند رایانه‌ای قابل ویرایش و تدوین هستند. این روند نه تنها کار تدوینگر و مونتاژکننده را سریع و ساده‌تر می‌کند،‌ بلکه امکان ابتکار عمل و کاربرد بسیاری از جلوه‌ها را نیز ممکن می‌سازد. از سوی دیگر برای ساخت فیلم و بسیاری از صحنه‌ها نیاز به بدلکار کمتر شده و صحنه‌های متعددی بدون هزینه‌های کلان به وسیله رایانه خلق می‌شوند و در کنار سادگی نسبی و هزینه کمتر، بسیاری از ناممکن‌ها نیز ممکن می‌شود. انفجار صدها خودرو، تخریب یک بنای مشهور یا یک عمارت باستانی ارزشمند و مواردی از این قبیل، در عمل غیر ممکن محسوب می‌شوند، اما در سینمای دیجیتال، تنها به تخیل داستان‌نویس و مهارت طراح بستگی دارد و خیلی زود هر آنچه در مخیله داستان‌نویس گذشته است، با چشم رویت می‌شود!

فیلم مورد عجیب بنجامین باتن مثال ملموسی در این زمینه است.فیلم روایتگر داستان عجیب فردی است که در پیری متولد می‌شود و پس از مدتی جوان شده و در انتها در طفولیت از دنیا می‌رود. در این فیلم شما در 52 دقیقه نخست فیلم شخصی را که می‌بینید، چیزی نیست جز یک سر ساخته شده توسط رایانه که روی بدن یک بازیگر واقعی نصب شده است. حقیقت این است که ما در طول این 52 دقیقه براد پیت را مشاهده نمی‌کنیم، بلکه نوعی کپی دیجیتال از سر او را می‌بینیم که با تکنیک‌های رایانه‌ای روی بدن یک بازیگر واقعی قرار گرفته است. برای هر دوره سنی بنجامین باتن، یک بازیگر نقش بدن او را بازی کرده است و دوران پیری او تنها به وسیله هنر سینمای دیجیتال خلق شده است.

پیچیدگی حرکات در تصویر دیجیتال

اگر با نرم‌افزارهای گرافیکی کارکرده باشید، می‌دانید ساخت یک بازیگر دیجیتال به حد کافی مشکل است و در این فیلم پیچیدگی کار دوچندان شده است؛ براد پیت را همه می‌شناسند و چهره و نحوه بازی‌اش کاملا شناخته شده است؛ در نتیجه کوچک‌ترین بی‌دقتی در ساخت بدل مجازی او، از سوی بیننده کشف خواهد شد. از طرفی مدت زمان زیادی این شخصیت دیجیتال در جلوی دیدگان بیننده است و همین، کار ساخت او را طاقت‌فرسا می‌کند. بیننده باید از همان ابتدا این شخصیت رایانه‌ای را باور کند تا در مرحله بعد جذب خود داستان شود. باید توجه داشت وقتی یک شخصیت دیجیتال در بین بازیگران واقعی به ایفای نقش می‌پردازد، حتی جزئی‌ترین ایرادهایش بزرگ به چشم می‌آیند و این موضوع در این فیلم بسیار حائز اهمیت است. واضح است که این روش پیچیدگی‌های خاص خود را دارد. به‌عنوان مثال، یک لبخند یا حرکاتی نظیر اشاره‌های سر و دست ضمن صحبت کردن سبب می‌شوند تاندون‌ها در گردن یا سینه کشیده شوند و این وابستگی اعضای مختلف بدن به هم باعث دشوار شدن کار می‌شود. به احتمال قوی بسیاری از بینندگان هنگام تماشای فیلم متوجه مجازی بودن این شخصیت نخواهند شد. آنها متوجه نخواهند شد که بازی براد پیت در برخی موارد به دلخواه یک انیماتور تغییر داده شده است. شاید برای برخی قابل باور نباشد آنچه به‌عنوان براد پیت می‌بینند، یک کپی دیجیتال ماهرانه از اوست ؛ اما به احتمال قوی، بسیاری از بینندگان با این موضوع مشکلی ندارند. این دسته از تماشاگران به فیلم بودن یک فیلم بیشتر علاقه دارند تا واقعی بودن هنرپیشه. اگر در این راه کمی‌ واقعیت دچار تحریف شود، برایشان مهم نیست.

با سینمای دیجیتال مخالفم

بسیاری از فیلمسازان صرفا به این دلیل از تکنیک‌های دیجیتال در فیلم خود بهره می‌گیرند که بگویند ما با فناوری‌های روز همگام هستیم. اما دیدگاه بهتر آن است که فیلمساز به فناوری‌های دیجیتال و تکنیک‌های موجود واقف باشد و آنها را به دید یک ابزار برای رسیدن به هدف‌هایش یا ساده‌کردن مسیر ساخت فیلم بنگرد و از آنها بهره بگیرد. البته گاهی استفاده از ابزارهای دیجیتال، تنها مسیر ساخت فیلم را تغییر می‌دهند. چه بسا کارگردان را با مشکلات تازه و پیچیده‌ای روبه‌رو سازد. به هرحال چیزی که واضح به نظر می‌رسد آن است که در عصر حاضر و آینده، جدا کردن فیلم و فیلمسازی از دنیای دیجیتال به سوی غیرممکن‌شدن در حرکت است و خواست مخاطبان و نیازهای روز این اجازه را نخواهند داد که هرکس طبق روش‌های سنتی پیشین پیش برود. از طرفی اگر این امکان هم وجود داشته باشد، کسی حاضر نخواهد بود از سادگی یا توانمندی یک ابزار در کنار پیچیدگی، از به کارگیری آن چشم‌پوشی کند و از آن بهره نبرد.

سعید نوری آزاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها