مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
تلویزیون از این امکان برخوردار است که بخشی از خاطرات کودکی ما را با بازپخش این کارتونها زنده کرده و یادآوری کند. به طور کلی یکی از کارکردهای رسانهای مثل تلویزیون، بازتولید برنامههایی است که خودش تهیه و تولید کرده؛ تلویزیون این قابلیت را دارد که خودش را تکثیر و بازمعنا کرده و برنامهای درباره برنامههای خود بسازد. این کارکرد مثل یادآوری خاطرات گذشته و لذت بردن از نوستالژی آن میباشد که ذهن آدمی گاهی به آن میپردازد. در واقع این عملکرد ذهن انسان که با مراجعه به حافظه تاریخی خویش، گذشته خود را مرور کرده و به بازآفرینی خاطراتش میپردازد در تلویزیون به شکل بصری بروز یافته و از حالت انتزاع و رویا به ساخت واقعیت و تصویر میآید و جلوهگر میشود.
از حیث روانشناختی اگر بخواهیم به این موضوع بپردازیم قطعا یکی از دورانهایی که همواره در ذهن و حافظه آدمی مدام بازتولید شده و گاه براثر اتفاق یا رخدادی خوشایند یا تلخ به یاد انسان میافتد دوران کودکی است. در واقع دوره کودکی تمام میشود اما فراموش نمیشود و تاثیرات خود را در طول زندگی به جا میگذارد.
یکی از برنامههای جذاب و پرمخاطبی که مبتنی بر همین کارکرد توانسته است نظر بسیاری از مردم به ویژه افراد میانسال و در واقع کودکان نسل گذشته را به خود جلب کند برنامه «بچههای دیروز» است. این برنامه در واقع مصداقی از همین وضعیت روانشناختی است که شکلی رسانهای پیدا کرده و خاطرات و نوستالژی کودکی را بهواسطه بازبخش کارتونهای گذشته برای مخاطبینی که امروز دردوره جوانی یا میانسالی به سر میبرند، زنده میکند. تازگی و جذابیت این برنامه صرفا در پخش کارتونهای خاطرهانگیز مثل سندباد، پینوکیو، پسرشجاع و پلنگ صورتی و امثالهم نیست که هراز چندگاهی پخش مجدد این کارتونها در برنامههای کودک روتین هم اتفاق میافتد.
شاید عامل مهمی که باعث جذابتر و نوستالژیکتر شدن این برنامه شده است حضور 2 مجری برنامههای کودک آن زمان یعنی خانم گیتی خامنه و الهه رضایی است که چهره، صورت، زبان و بیان آنها برای نسل بزرگسال امروز سرشار از خاطرات تلخ و شیرین کودکی است و بشدت آنها را به یاد خاطرات بچگی و کودکیهای دیروز میاندازد. این در حالی است که در آن زمان امکان اجراهای فعال و کنشمند برای مجریان کودک وجود نداشت، تکنولوژی و جلوههای رایانهای و بصری تا این اندازه پیشرفته و مدرن نبود و حتی امکان حضور بچهها در استودیو و اجرای برنامه با حضور آنها که موجب زنده بودن برنامه میشد وجود نداشت و این دو مجری کودک فقط با نشستن در مقابل دوربین و حرف زدن با بچهها با آنها ارتباط برقرار میکردند و محبوبیت آنها هنوز هم برای کودکان نسل دیروز حفظ شده است. نکته جالب اینکه آنها با همان زبان کودکانه با مخاطبان کودک دیروز خود که حالا بزرگسال هستند و احتمالا خود نیز صاحب فرزند باشند صحبت میکنند. یکی از بخشهایی که به شکل نمادین و شیرین در این برنامه طراحی شده و به سیاق همان برنامههای قدیمی است ارسال و پخش نقاشی از مخاطبان برنامه است. مخاطبانی 30 سال به بالا که به همان سبک دوران کودکی نقاشی میکنند. گویی این نقاشیها فرصتی است تا مخاطبان، دوران کودکی خود را به شکل عملی تجربه کنند. در واقع آنها نیز به بخشی از خاطرات و نوستالژی کودکی نسلی بدل شدند که امروز خود صاحب فرزند شده و پدر و مادر هستند. در برنامه «بچههای دیروز» نه فقط کارتونهای قدیمی که تماشای دوباره این مجریان و اجرای مجدد آنها برای مخاطب کودک دیروز شوقانگیز و ذوقآفرین بود، شاید برای بچههای امروز نیز کسی مثل عمو پورنگ 10 یا 20 سال بعد نیز همین موقعیت را داشته باشد.
شاید در ابتدا گمان شود که کودکان نسل امروز از امکانات ارتباطی و برکات توسعه تکنولوژی و فناوریهای دیجیتال بهرهمند هستند و سرگرمیهای تازهتری جایگزین کارتونهای تلویزیونی شدهاند یا اینکه تلویزیون ما فاقد تعدد شبکه و تنوع برنامهای بود و کودکان اساسا حق انتخابی نداشتند و مجبور بودند با همین برنامهها سرگرم شوند، اما قطعا بخشی از دلایل آن را باید در خود کارتونهای امروزی و کم و کیف آن جستجو کرد که نمیتواند کودکان را مجذوب خود ساخته و پای تلویزیون بنشاند.
مثلا کارتونهای امروزی فاقد قصههای جذاب و دراماتیک بوده و به دنیای فانتزی، تخیلی و تکنیکالی ارتباط دارد که کودکان در زندگی واقعی و پیرامون خود آنها را تجربه نکرده و نمیبینند، قصههایی که آشنا نیست و با دنیای کودکی فاصله دارد. به عبارت دیگر کارتونها و شخصیتهای کارتونی گذشته به دنیای واقعی و کودکانه این بچهها نزدیکی و سنخیت بیشتری داشتند و همچون موجودات فضایی کارتونهای امروز غیرقابل دسترس نبودند. جالب اینکه اکثر شخصیتهای کارتونی حیوانات بودند اما آنقدر سویه رئالیستی و تجربهپذیری داشتند که به راحتی با کودکان ارتباط برقرار کرده و جزیی از خاطرات آنها میشدند. گویی امروز کارتونها و شخصیتهای انیمیشنی از کره دیگری آمده و به دنیای ذهنی و عینی آدمی شباهت ندارند.
ضمن اینکه کارتونهای دیروز دارای یک یا چند قهرمان بود که قابلیت الگوسازی برای کودکان را داشته و برای بچهها شیرین و دوست داشتنی بودند. در واقع کودکان براحتی با آنها همذاتپنداری میکردند یا دوست داشتند جای آنها بودند. کارتونهای دیروز دقیقا به همین دلیل و بهخاطر طرح مسائل کلی انسانی هیچوقت کهنه نمیشوند و در هر دوره و زمانی قابل بازآفرینی هستند. دو آیتم جدیدی که در ویژهبرنامه نوروز به این برنامه اضافه شده بودند هم خیلی جذاب و خاطرهانگیز بوده و هم با ماهیت و کارکرد برنامه همخوانی داشت یکی بخشی که عکسی از بچههای دیروز را نشان داده و ضمن توضیح درباره زمان و مکان این عکس درباره امروز و سرنوشتی که برای کودک درون عکس رخ داده توضیح میداد. کودکانی که برخی فوت کرده یا به شهادت رسیده اند یا مدارج عالی تحصیلی و شغلی را طی کردهاند. این بخش در واقع گذر عمر آدمی را به مخاطب گوشزد میکرد و دوم دعوت از برخی بازیگران و افرادی بود که در برنامههای نمایشی آن دوره حضور داشته و برای بچهها کار میکردند. حضور آنها در برنامه و تعریف خاطراتی که از گذشته و از ساخت این برنامهها داشتند در کنار تغییراتی که به لحاظ جسمانی و چهره ظاهری پیدا کرده بودند در نوع خود جالب و شیرین بود. استقبال از این برنامه نشان میدهد که انسان در هر دوره سنی به تماشای برنامههای کودک وابسته بوده و ازاین طریق به شکل مجازی به دوران شیرین بچگی مراجعه کرده و از یادآوری آن لذت میبرد.
سید رضا صائمی
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک