بزن در رو

کم بعضی‌ها و کَرم خیلی‌ها!

ظاهرا از گوشه و کنار مملکت به گوش وزیر بازرگانی رسیده که احتمالا برخی از واحدهای صنفی کشور همینطور صیفی، به بهانه جبران عدم افزایش قیمت‌ها اقدام به کم‌فروشی می‌کنند که نباید بکنند. به همین خاطر است که آقای غضنفری ضمن هشدار شدیداللحن به این قبیل واحدهای صنفی که سنگ کم در ترازو می‌گذارند؛ در نخستین نشست مطبوعاتی خود در سال جدیدالتاسیس، به ضرس قاطع اعلام داشته است: «تولیدکنندگانی که وزن کالای خود را کاهش دهند، متخلف محسوب شده و با آنها بشدت برخورد خواهد شد.»
کد خبر: ۳۹۶۰۵۴

ـ دقیقا نگفتند که با شدت چند ریشتر؟.... (این را یکی از حاضران کنجکاو نشسته در کنج دل حقیر مطرح کرد که با چشم غرّه‌ای جوابش را گرفت. کفشش نشان می‌داد که باید ریگی در آن باشد!)

ذکر مصادیق: از آنجا که عده‌ای از نسل فعلی ممکن است تصوری از موضوع کم‌فروشی نداشته باشند؛ به جهت تنویر افکار عمومی، محض نمونه به ترسیم چند مورد کم فروشی فرضی و خیالی اقدام می‌کنیم. بعضی‌هایش قدیمی است، تعدادی هم پیشرفته و امروزی که به عقل جن هم نمی‌رسد. ملاحظه بفرمایید:

1ـ آب بستن به شیر: هم آب خوب است، هم شیر. هر دو هم به صورت بطری آب معدنی و بطری شیر، قابل فروش می‌باشند؛ اما اگر همین دو نوشیدنی مجاز را یک کاسب گول خورده‌ای (که معمولا به تعداد انگشتان دست هم پیدا نمی‌شوند) بزند با هم قاطیشان کند که جبران قیمت شیر شود، باید که مادرش شیرش را حرامش کند. کلاه گذاشتن سر خلق الله، آب ریختن به آسیاب شیطان لعین است. فردا پس فردایی تمام این قطرات آب مجتمع خواهند شد و شبی، نصفه شبی تمام تشکیلاتش را سیل و سونامی خواهد برد. به کجا؟... به جایی که عرب نی انداخت!

2ـ کم گذاشتن دستمال: به عنوان مثال ممکن است یک شرکت دستمال کاغذی فرضی و خیالی قیمت پشت و روی جعبه‌اش را تغییر و تکان ندهد که دولت مخالفت نکند؛ اما در یک اقدام زیرپوستی مارمولکی، اگر تا به حال مثلا 300برگ کاغذ داخل جعبه می‌گذاشته، من‌بعد 200 برگ بگذارد؛ به تصور این که مصرف‌کننده فقط می‌کشد بیرون و آن را نمی‌شمرد. در حالی که کور خوانده!

3ـ گوسفند آب نمکی: طرف تا قصد فروش گوسفندش را می‌کند؛ برای افزایش وزنش (وزن گوسفندش،نه خودش) به هنگام کشیدن، از شب قبلش هی به گوسفند زبان بسته آب نمک می‌خوراند، به اسم این که بخور، برای افت فشارت خوب است. خریدار از همه جا بی‌خبر نیز گوسفند را در حالی می‌خرد که وقتی به خانه‌اش می‌برد، بعد از گذشت یک روز می‌بیند پنچر شد و بیچاره گوسفند حدود 20 کیلو وزن کم کرد. چیزی که در هیچ رژیم لاغری حساب شده‌ای هم اتفاق نمی‌افتد. تازه دو زاری‌اش می‌افتد که به جای 20 کیلو گوشت، 20 کیلو آب خریده است و گوشت به تن خودش هم آب می‌شود از این کم‌فروشی!

4ـ تکرار پیامک: هرگز این اتفاق نمی‌افتد، ولی به عنوان فرض اگر شما برای یک نفر (حالا هرکسی؛ به ما چه که وارد حریم خصوصی آدم‌ها شویم؟) فقط یک پیامک ناقابلی فرستادید ـ که اگر در خانه کس است، یک پیامک بس است ـ اما آن طرف مورد نظر، سرشب به شما زنگ زد که از صبح تا الان، در حدود هفشده بار این پیامک شما به صورت تکراری برای وی فرستاده شده و متقابلا نیز گزارش ارسالش برای خود حضرتعالی؛ خب این اتفاق نامبارک پیشرفته مصداق امروزین کم فروشی یا بدفروشی است؛ اگرچه ظاهرش زیاده‌فروشی است.

کمی توضیح: موارد و مصادیق فرضی دیگری نیز از انواع و اقسام کم فروشی در ذهن نگارنده هست که اگر چه ما در عرایض خود نمی‌خواهیم کم‌فروشی کنیم؛ اما چون ممکن است که منویّات ما از جهاتی جنبه بدآموزی داشته باشد، عجالتا از بیان سایر تصورات باطل خود صرف‌نظر می‌نماییم که عاقلان را اشارتی کافی است.

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها