آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
امروز و در آینههای روبهرو میزبان چند دوبیتی از علیرضا حکمتی هستیم؛ دوبیتیهایی که در برخورد نخست زبان صمیمی و ساده شاعرش بیشتر از هر مولفه دیگری خودش را به رخ میکشد، دوبیتیهایی که با صمیمیت زلال و سیالی که دارند مخاطب را تحت تاثیر قرار میدهند.
او در این دوبیتیهایش رویکردی عاشورایی دارد و سعی کرده در حداقل کلمات حس و عاطفه قوی شاعر از واقعه کربلا را برای مخاطب بیان کند.
اگرچه حکمتی نتوانسته از فضاها و تجربههای پیشین شاعران در این زمینه فراتر رود و به نوعی شاید بتوان گفت ما با دوبیتیهای خوبی روبهرو هستیم که متاسفانه حداقل خلاقیت در آنها از سوی شاعر به کار گرفته شده است.
(1)
بسوزان دفترم را از خجالت
غزلهای ترم را از خجالت
تو بیسر باشی و... عمری چگونه
نگه دارم سرم را از خجالت
(2)
نم اشکی به دل افروختم یا...
فقط چشمی به درها دوختم یا...
تمام خیمهها؛ آتش به آتش
و من آتش گرفتم؟سوختم؟ یا...
(3)
برای حضرت زینب
شبیه تو اسیرم، حق ندارم؟
از این غصه بمیرم، حق ندارم؟
شبیه خیمه میسوزد دل من
اگر آتش بگیرم، حق ندارم؟
(4)
شبیه تو اسیرم، خیمه خیمه
از این غصه بمیرم، خیمه خیمه
دل من، خیمه خیمه هیزم تر
بگو آتش بگیرم، خیمه خیمه
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....