آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
ماجرا از این قرار بود که مردی به قتل رسیده و پروندهاش جزو پروندههای راکد باقی مانده بود زمانی که من رسیدگی به این پرونده را بر عهده گرفتم نزدیک به یک سال از حادثه گذشته بود. به طور دقیق پرونده را خواندم و تحقیقات را آغاز کردم با مطالعه پرونده متوجه شدم که این مرد دچار اختلافاتی با خانوادهاش بوده است و انحرافاتی هم داشته.
مدت زمان زیادی از قتل گذشته بود و رجوع به محل کشف جسد نمیتوانست زیاد به ما کمک کند. ضمن اینکه در خانه مقتول نیز کسی زندگی نمیکرد. وقتی وسایل کشف شده از جسد را مورد بررسی قرار دادم متوجه شدم که مقتول پیراهنی با دکمهای خارجی و خاص داشته است.
ضمن اینکه شوهرخواهر مقتول چندین بار نیز مورد ظن پلیس و بازجویی قرار گرفته بود تصمیم گرفتم خانه شوهرخواهر مقتول را مورد بررسی قرار دهم. همه جای خانه را گشتم. نکتهای که من یافته بودم این بود که یکی از دکمههای پیراهن مقتول کنده شده بود. من میدانستم که این دکمه میتواند گرهگشای این پرونده باشد. به همین خاطر هم به خانه فرد مظنون رفتم تا خانه او را بگردم. گفتار مرد مظنون شکام را بیشتر میکرد. ضمن اینکه متوجه شده بودم محل کشف جسد محل قتل نبوده است چون در گزارش پلیس آمده بود هیچ اثری از قتل در محل وجود ندارد.
خانه مرد مظنون را به دقت گشتم همه گوشهها را بررسی کردم.از یکی از مامورانی که همراهم بود هم خواستم تا زیر تخت را به درستی بررسی کند.
با این حال خودم هم زیر تخت را نگاه کردم. نور پنجره زیر تخت را روشن کرده بود به نظر میرسید چیزی آن زیر نیست من برای اینکه شکی باقی نماند با نور چراغ قوه آنجا را بررسی کردم. دکمه گمشده را پیدا کردم.
خواهر مقتول در خانه بود به او گفتم آن دکمه را میشناسی؟ گفت بله متعلق به لباس برادرم است من خودم این لباس را از خارج برای او آوردم.
من به او گفتم این دکمه گمشده لباس برادرت است. زن جوان باور نمیکرد و میگفت برادرم هرگز به خانه من نیامد و روی تخت من حاضر نشد.
شوهرخواهر مقتول را بازداشت کردم و او مورد بازجویی قرار گرفت. بعد از چندین روز بازجویی بالاخره لب به اعتراف گشود و گفت به خاطر اختلافاتی که با برادرزنش داشته او را به قتل رسانده است و بعد از اینکه او را در خانه به قتل رساند، جسد را خارج کرده و آثار را از بین برده است.
این مرد به خاطر اختلافات مالی که داشت دست به این کار زده بود و بعد از یک سال بالاخره راز قتل فاش شد.
اگر این دقت و ریزبینی را قاضی اول رسیدگیکننده به پرونده داشت این پرونده یک سال بلاتکلیف نمیماند. خوشبختانه بازپرسانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند، زبده و کاربلد هستند البته گاهی اوقات نیاز به تجربه دارند و مشکلاتی که گاهی در پروندهها به وجود میآید به خاطر بیتجربگی آنهاست که با کار کردن و استفاده از تجربیات قضات دیگر میتوانند این ضعف را برطرف کنند.
حسن تردست، قاضی دادگاه کیفری استان تهران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....