آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
اما هنگامی که فهمید برخی قسمت های برنامه به خاطر برخی ناهماهنگیها هنوز آماده پخش نشده اند، دست خالی ماند و مجبور شد برنامه را هر طور شده کش بدهد. عادل فردوسیپور در آن شرایط حساس بهترین راه را انتخاب کرد. او مساله را صاف و پوست کنده با مخاطبانش در میان گذاشت. برای آنها شرح داد که نوارها برای بازبینی دیر فرستاده شدهاند و در نتیجه هنوز آماده پخش نیستند. عادل سعی کرد هر جور که شده فضای خالی برنامه را با پیامهای بازرگانی، تکرار سوال مسابقه پیامکی و صحبت هایش با کارشناس داوری (فنایی) پر کند. او چند بار با گوشه و کنایه به فنایی گفت: خب دیگه چه خبر! زمانی هم که احساس کرد ممکن است بخشها برای پخش آماده نشوند، گفت: اگر چند دقیقه دیگر این طوری ادامه پیدا کند، ما جمع میکنیم و میرویم.
هر مجری در این شرایط بحرانی ممکن است واکنش خاصی نشان دهد. یکی از واکنشها این است که یک جوری موضوع را رفع و رجوع کنی که نه سیخ بسوزد و نه کباب. همین طور میشود مخاطب را فریب داد و برای آماده نشدن بخشهای برنامه هزار و یک جور دلیل ریز و درشت تراشید، این طوری ممکن است خیلیها متوجه نشوند و همه چیز به خیر و خوشی تمام شود. ممکن است تعداد کمی هم البته متوجه موضوع بشوند و عطای برنامه را به لقایش ببخشند.
اما فردوسیپور راه دیگری را انتخاب کرد. او میداند که برنامه نود آبرو و اعتبار چند سالهاش را از مخاطبان پرشمارش در گوشه و کنار کشور کسب کرده است. همین مخاطبان هستند که با پیامکها و نامهها و عکسهای ارسالی میزان رضایتشان را از برنامه اعلام میکنند. از نظر فردوسیپور بینندگان حق دارند در جریان اتفاقاتی که در پشت صحنه رخ میدهد، قرار بگیرند.
مردم، نود را به خاطر همین صداقت و روراستیاش دوست دارند. اعتماد مخاطب به یک برنامه سخت به دست میآید و آسان از دست میرود. یک دروغ یا پنهانکاری ساده میتواند آمار مخاطبان یک برنامه را بشدت کاهش دهد. مجری ایدهآل فردی است که نقطه ضعفهای خودش و برنامهاش را بپذیرد و آن را با مخاطب در میان بگذارد. دقیقا شبیه کاری که دوشنبه شب عادل انجام داد. او از بینندگان معذرت خواهی کرد و به آنها قول داد که مشکل به سرعت حل شود.
در همین برنامه نود یک اتفاق دیگر هم افتاد که روی دیگر سکه را نشان میداد. در مسابقهای که در یکی از شهرستانها انجام میشد، تماشاگران شهرستانی به سمت مربی تیم حریف سنگ پرتاب کردند. سنگ به پشت گردن مربی خورد و او نقش زمین شد. اما گزارشگر برنامه اصرار داشت که این مربی تمارض کرده و خواسته مظلومنمایی کند. آن گزارشگر به کنایه گفت: احتمالا سنگش نامرئی بوده!
این جور اظهار نظرهای عجولانه موجب میشود که شدت اقتدار یک مجری یا گزارشگر کاهش یابد و مخاطب در آینده در مواجهه با گفتههای او دچار شک و تردید شود.
این دو تصویر متضاد در برنامه نود 2 شب پیش، دو جنس از رویارویی با مخاطب را به نمایش گذاشتند. اگر بخواهیم این تصاویر را کاملتر بررسی کنیم باید به یک اتفاق دیگر هم اشاره کنیم. عدهای از تماشاگران اصفهانی روی سکوهای ورزشگاه داشتند به صورت کاملا خودجوش عادل فردوسیپور را تشویق میکردند. یکی از آنها گفت: ما عادل را دوست داریم.
چون حقیقت را میگوید. برنامه نود اگر میخواهد مخاطبان را روی سکوها برای خودش نگه دارد، باید همین مسیر حقیقت گویی را ادامه دهد. البته مسلم است که حقیقت تلخ است و گزندگیاش خیلیها را آزار میدهد، اما نود برای مخاطبان پرشماری پخش میشود که طرفدار راستی و صداقت هستند.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....