طبقهبندی کارها، افکار، اعمال و خلاصه هر چیزی که با زندگی ما ارتباط مستقیم دارد. حتی میتوانیم آدمهای دور و برمان را هم طبقهبندی کنیم. سادهترین طبقهبندی را در این زمینه، نظام اجتماعی برایمان انجام داده است. یعنی طبقهبندی کردن آدمها به مجموعههای دوستان، خانواده، خویشاوند، همکار، همتیمی و... فقط لازم است که این بار خودمان دست به کار شویم و برای خودمان طبقهبندیهای جدیدی از چیزها تعریف کنیم.
طبقهبندی چه کمکی به ما میکند؟
طبقهبندی امور بیرونی بر نظم درونی تاثیر مستقیم میگذارد. وقتی شما بدانید که اولویتهای اصلی هر روزتان چیست نزدیک ظهر دیگر مستاصل و مدهوش باقی نمیمانید که حالا کدام کار را بکنم؟ درس بخوانم؟ فیلمهایی را که ندیدهام ببینم؟ کارهای عقب مانده از دیروز را انجام بدهم؟ اینها همه سوالهایی اساسی است که اگر جوابی برایشان آماده نکرده باشید شما را از انجام درست آنها باز میدارد، ذهن شما را به هم میریزد و آن انسجامی که ذهن برای درست انجام دادن کارها باید داشته باشد را ازتان میگیرد.
اما نگران نباشید. همه این مشکلات با مفهوم ساده دستهبندی براحتی قابل حل و فصل هستند. اگر فکر میکنید عبارت براحتی را برای موجهتر جلوه دادن جمله در آن قرار دادهام تا حدی زیادی اشتباه کردهاید، چراکه میزان سهولت دستیابی شما به راهحل این مشکلات با نظم و انسجام ذهن شما ارتباط دارد. اگر طبقهبندی را در 2 مفهوم بلندمدت و کوتاهمدت دستهبندی کنیم، به نتایج بهتری میرسیم.
در طبقهبندیهای کوتاهمدت لازم نیست زیاده از حد از توجه و دقت خودتان استفاده کنید. همین که بدانید در انجام امور روزانه یا برنامهای که برای یک مدت کوتاه حداکثر چند ماهه ریختهاید باید از چه قابلیتهایی استفاده کنید، آنها را به صورت مجزا بررسی کنید، اولویتهای هر کدام را برای خودتان مشخص کنید و ویژگیهای فردی هر مشکل و برنامهای را بدانید، کافی است.
در این میان البته دانستن ویژگیهای منحصر به فرد آن مشکلات و برنامههایی که در ذهن دارید بسیار اهمیت دارد. هم کار شما را در اولویتبندی آنها و هم در طبقهبندیشان راحتتر میکند.
مثلا اگر بدانید که قبولی در امتحان آخر ترم و آوردن بالاترین نمره کلاس، شما را از برنامه مهمتری که قرار است قبولی در رشته دیگری جز رشته تحصیلی فعلیتان باشد باز میدارد، اما در عین حال میدانید که باید قبل از هر چیزی در همین رشته فعلی فارغالتحصیل شوید. به این ترتیب شما با دانستن این که برنامه دومتان بر اولی اولویت دارد و در عین حال نیاز و ارتباط این دو به همدیگر، انسجام ذهنی به دست آوردهاید که تنها راه درست انجام دادن کارهاست.
اولویتبندی،مقدمهای برای طبقهبندی
اما همه طبقهبندی و دستهبندیهای کوتاهمدت تنها در صورتی شما را راضی میکنند که در آن طبقهبندی بلندمدت جا بگیرند. یعنی این که شما اولویتهای بزرگتر را مشخص کرده و مطمئن باشید هر طبقهبندی جدیدی به نوعی در آن اولویتبندی بزرگتر جا میگیرد و برای آن مناسب است.
اگر از همان مثال همیشگی تکههای پازل استفاده کنیم، باید گفت طبقهبندیهای کوتاهمدت حکم تکههای پازلی را دارند که اگر به درستی انتخاب و در جای مناسب قرار بگیرند، تصویر نهایی به دست میآید، در غیر این صورت با یک تصویر درهم و غیرقابل فهم روبهرو میشویم.
گاهی ممکن است شما کاری را که به تنهایی مناسب و درست به نظر میرسد، انجام بدهید. اما فراموش کنید این کار با آن تصویر نهایی که قرار است پازل شما را تشکیل بدهد، هماهنگ نیست. ممکن است شما تکهای از پازل شخص دیگری را برداشته باشید.
به این ترتیب با یک تصویر نهایی روبهرو میشوید که ناقص است، تکههایش باهم هماهنگ نیستند و هر قدر در انتخاب و طبقهبندیهای کوتاه مدتتان بیشتر اشتباه کنید، این ناهماهنگی نهایی بیشتر به چشم میآید تا جایی که ممکن است در پازل نهایی شما تکههایی از منظره دریا، جنگل، یک معدن، بیمارستان و... باشد که خودتان را هم گیج کند.
پس قبل از هر چیزی یا دستکم همزمان با کارهای دیگرتان، اولویتهای اصلیتان را مشخص کنید.
حالا آنها را به ترتیب اهمیت، میزان عملی بودن، زمان مناسب برای انجام آن و... طبقهبندی کنید. البته روی فاکتور زمان تاکید دوبارهای میکنم. شما در زمان طبقهبندی کارها باید به این سوال که آیا حالا زمان لازم برای انجام آن کار است یا نه پاسخ بدهید. اگر زمان مناسب نبود، با خودتان و زمان لج نکنید و طبقهبندیهایتان را تغییر بدهید. یعنی انعطافپذیر باشید.
محدثه فروتن
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....