اختلالات ‌هویتی‌ در‌نسل‌سومی‌ها

گمشده‌!

ازجمله واژه‌های پرمعنای ادبیات نوجوانی و جوانی «هویت» است، معنای این عبارت همزمانی آغاز تامل و تفکر در هویت خویش و شروع نوجوانی است. پدیده‌ای که بعدها و در سال‌های جوانی به صورت تکوین هویت یا بحران هویت ظاهر می‌شود. لذا مهم‌ترین سال‌های زندگی یعنی دوران نوجوانی و جوانی عرصه تجلی شکل‌گیری یا از هم پاشیدگی هویت است.
کد خبر: ۳۹۵۵۸۱

در میان تعاریف متنوعی که در باب هویت فرد ذکر شده اظهارنظر جان گاردنر از صراحت و جامعیت بیشتری برخوردار است. او می‌نویسد: یک فرد جوان باید بیاموزد که بیش از هر چیز خودش باشد، در جایی که بیشترین ارزش را برای دیگران دارد، دیگرانی که مطمئنا برای او نیز عزیزتر از هر چیز دیگر هستند، مراد از اصطلاح «هویت» چنین رابطه متقابلی است که متضمن یکی بودن با خویشتن و در عین حال به نوعی سهیم شدن با زندگی درونی دیگران است.

مطابق این تعریف، حفظ تعادل میان «وحدت با خود» و «حضور در تجربه باطنی دیگران» از نشانه‌های احراز هویت محسوب می‌شود. بر این اساس هرگاه تعادل مذکور بر هم خورده و حالت عدم توازن میان آنها به وجود آید نوعی اختلال یا بحران در هویت پدیدار می‌شود که آن وضعیت را اریک‌فروم روانکاو و فیلسوف اجتماعی با زیبایی خاصی چنین توصیف می‌کند: لزوم همرنگ شدن با دیگران با از دست رفتن هویت بیشتر می‌شود. شکل‌گیری هویتی منسجم، پایدار و دستیابی به تعریفی از خود با مشخصه‌های انتخاب ارزش‌ها، باورها و هدف‌های زندگی مهم‌ترین جنبه رشد روانی و اجتماعی در دوره جوانی است.

آنچه یک جوان ایرانی باید بداند این است که دوران‌ نوجوانی‌ با بلوغ‌ جنسی‌ آغاز می‌شود. این دوره، دوره‌ای‌ است‌ که‌ طی‌ آن‌ فرد از مرز بین‌ کودکی‌ و بزرگسالی‌ عبور می‌کند و با بحث‌ و توجه‌ درباره‌ مسائل‌ مختلف‌ از ارزش‌هایی‌ که‌ خانواده‌ و جامعه‌ به‌ آن‌ ارج‌ می‌نهند و دلایلی‌ که‌ در پس‌ آن‌ قرار دارند، آگاه‌ می‌شود و بتدریج‌ به‌ اعتیاد و عقاید والدین‌ و جامعه‌ پی‌ می‌برد و خیلی‌ از آنها را درونی‌ می‌کند. در واقع‌ ما با ارزشگذاری‌ مسائل‌ و ویژگی‌های‌ خاص‌، نوجوان‌ را به‌ رفتار وکرداری‌ متفاوت‌ با آنچه‌ هست‌ مجبور می‌کنیم‌ و این‌ تفاوت‌ و دوگانگی‌ در شخصیت‌ فردی‌ و اجتماعی‌ سبب‌ بروز اختلالات‌ هویتی‌ در جوانان‌ می‌شود.

گاهی‌ ریشه‌ اختلال‌ هویتی‌ را باید در فرهنگ‌ خانواده‌ها و نوع‌ رفتاری‌ که‌ اعضا با هم‌ دارند جستجو کرد. والدین‌ با نوع‌ رفتار و کردارشان‌ و ارزش‌گذاری‌ روی‌ برخی‌ مسائل‌ خاص‌‌ سعی‌ می‌کنند آنها را از این‌ نوع‌ رفتار و دوگانگی‌ بازدارند. زمانی‌ که‌ فردی‌ دروغ‌ می‌گوید، از دادن‌ پاسخ‌ منفی‌ به‌ دیگران‌ هراس‌ دارد یا خواسته‌هایش‌ را به‌ نوع‌ دیگری‌ بیان‌ می‌کند و در هر موقعیتی‌ شخصیت‌ متفاوتی‌ دارد.

این‌ اختلالات‌ همان‌ اختلالات‌ هویتی‌ است‌، در حالی‌ که‌ این‌ اختلالات‌ در برخی‌ فرهنگ‌ها نه‌‌تنها اختلال‌ محسوب‌ نمی‌شود بلکه‌ نوعی‌ سیاست‌ و استراتژی‌ قلمداد می‌شود. مثلا در فرهنگ‌ ایرانی‌ به‌ زنان‌ توصیه‌ می‌شود که‌ در زندگی‌ مشترک‌ «با سیاست‌» رفتار کنید. به‌ آن‌ معنا که‌ اگر با موضوعی‌ مخالف‌ میل‌ و نظرتان‌ برخورد کردید در ظاهر موافق‌ باشید و درعین‌ حال‌ از انجام‌ آن‌ سر باز زنید و در موقعیتی‌ مناسب‌ به‌ گونه‌ای متفاوت‌ مخالفت‌ خود را علنی‌ کنید.

به‌ این‌ ترتیب‌ اختلالات‌ شخصیتی‌ که‌ هم‌اکنون‌ در جامعه‌ وجود دارد یک‌ نوع‌ سیاست‌ محسوب‌ می‌شود و افراد عامی،‌ شخص مبتلا به‌ این‌ اختلالات‌ را سیاستمدار تلقی‌ می‌کنند نه‌ بیمار.

علاوه‌ بر فرهنگ‌ خانواده‌ها، نگاه‌های‌ فرهنگی‌ جامعه‌، همچنین‌ ارزش‌گذاری‌ و اعتبار بخشیدن‌ به‌ این‌ ارزش‌های‌ خاص‌، خود عامل‌ دیگری‌ در بروز اختلالات‌ هویتی‌ به‌ شمار می‌رود و سبب‌ می‌شود که‌ افراد در قالب‌ شخصیت‌هایی‌ متفاوت‌، با رفتارها و حرکاتی‌ متمایز ظاهر شوند.

این‌ اختلال‌ در زندگی‌ زوجین‌ نیز با بروز اختلافاتی‌ ازجمله‌ تفاوت‌ در شخصیت‌ همسران‌ قبل‌ و بعد از ازدواج‌ نمایان‌ می‌شود. در این‌ صورت‌ زوجین‌ با رفتاری‌ متفاوت‌ از آنچه‌ در گذشته‌ از یکدیگر می‌شناختند مواجه‌ می‌شوند، به این‌ شکل‌ که‌ رفتار فرد در جامعه‌ و خانواده‌ متضاد است‌. همچنین‌ هستند موارد رفتاری‌ که‌ در جوامع‌ دیگر به‌ عنوان‌ اختلال‌ شخصیتی‌ وخیم‌ شناخته‌ شده‌ است‌ در صورتی‌ که‌ در کشور ما یک‌ فرهنگ‌ است‌ نه‌ اختلال‌ شخصیتی‌. این‌ گونه رفتارهایی‌ که‌ نشان‌ از اختلال‌ شخصیت‌ دارند و در جامعه‌ به‌عنوان‌ ارزش‌ پذیرفته‌ شده‌ در کشورهایی‌ که‌ به‌ جنبه‌های‌ انسان‌شناسی‌، روانپزشکی‌ و روان‌شناسی‌ توجه‌ ویژه‌ دارند به‌ این‌ نوع‌ رفتارها، بیماری‌ می‌گویند چراکه‌ این‌ نوع‌ اختلالات‌ در زندگی‌ فردی‌ و اجتماعی‌ فرد با بروز رفتارهایی‌ کاملا متضاد منجر به‌ آسیب‌هایی‌ به‌ شخص و اطرافیانش‌ می‌شود. مانند فردی‌ که‌ در محیط‌ کار و بیرون‌ از خانه‌ با عطوفت‌ و مهربانی‌ با دیگران‌ رفتار می‌کند و مورد تحسین‌ همگان‌ است‌ و در محیط‌ خانواده‌ با همسر و فرزندانش‌ با خشونت‌ برخورد می‌کند.

از سویی دیگر شکل گیری هویت در دوران جوانی ارتباط تنگاتنگی با عواطف، «خودپندار» و عزت نفس فرد دارد که در این میان احساس تعلق و تعهد به خانواده، قوم، فرهنگ ملت و مذهب ازجمله مؤلفه‌های مرتبط با هویت برشمرده می‌شود.

هر قدر پایگاه عاطفی فرد در خانواده متشنج باشد این تشنج را به جامعه انتقال می‌دهد، اما گاهی اوقات اینترنت و دستیابی به اطلاعات مختلف در سراسر دنیا نیز می‌تواند برای جوان الگوسازی کند. علاوه بر زمینه‌های تاریخی، برخی عوامل موجود در عصر جدید نیز به بحران هویت دامن زده است. مسائلی نظیر گسست فرهنگی، فردگرایی افراطی، سکولاریسم، تضاد نسل‌ها، تغییرات پرشتاب زندگی، خلأ آرمانی، پدیده کلانشهرهای بزرگ و نظام ناکارآمد آموزش و پرورش هر یک در جای خود، اثرات تعیین‌کننده‌ای بر‌بحران هویت داشته و روند آن را شتاب بخشیده است. جامعه ایران به دلیل مذهبی بودن و برخورداری از تمدن و تاریخ دیرپا، دارای 2گستره مفهومی برجسته از هویت دینی و ملی است. نبود برنامه‌ منسجم‌ و ناهماهنگی‌ در مدیریت‌ بین‌ بخش‌های‌ مختلف‌ دستگاه‌های‌ دولتی‌ و در نتیجه‌ فراهم نشدن موقعیت‌ در بخش‌ اشتغال‌، تحصیلات‌ عالیه‌، ازدواج‌ و مسکن‌ و همچنین‌ ناتوانی‌ بخش‌های‌ خصوصی‌ و تعاونی‌ در حل‌ این‌ معضلات‌ از مهم‌ترین‌ عوامل‌ ایجاد اختلال‌ هویتی‌ در جوانان‌ است‌.

مریم لباف‌زادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها