گفت‌وگو با سریع‌ترین کاراته‌کای ‌جهان

ویژ!

با یک گونی مدال هنوز هم برای رسیدن به مسابقات جهانی فرانسه و جدال با بهترین‌ها لحظه‌شماری می‌کند. سال 1996 بود که در مسابقات جوانان و امیدهای جهان دنده‌اش شکست و قبل از نیمه‌نهایی حذف شد. در آنجا با خودش عهد کرد که تا چند مدال طلای جهان را کسب نکند، از دنیای کاراته نرود.
کد خبر: ۳۹۵۵۷۹

آرزوی «حسین روحانی» سال 2006 تحقق یافت و در «فنلاند»، طعم شیرین ایستادن بر سکوی قهرمانی را چشید و در همان جا بود که سریع‌ترین کاراته‌کای جهان لقب گرفت. با این‌که طلای جهانی او همچنان یکی مانده، اما پرمدال‌ترین کاراته‌کای ایران در جهان است.

او از زنجان می‌آید و یک قل از دوقلویی است که در کنار 8 برادر و خواهر دیگر، در یک خانه بزرگ زندگی می‌کردند. خانه‌ای که شیشه‌هایش هرچند روز یک بار از ضربات توپ و مشت پایین می‌آمد و صدای مادر بلند می‌شد!

عشق فیلم بزن بزن

حسن و حسین روحانی دوقلو هستند که البته حسن 5 دقیقه بزرگ‌تر است، ولی حسین در کاراته موفق‌تر: «درست به یاد دارم عاشق فیلم‌های رزمی‌ و بزن‌بزن بودم. به خاطر همین با حسن تصمیم گرفتیم به باشگاه برویم و تکواندو ثبت‌نام کنیم، اما کلاس‌هایش پر شده بود و قسمت‌مان کاراته شد. بابا از آن بازاری‌های قدیمی‌ بود که 10 سال بعد از این‌که من عضو تیم ملی شدم، تازه باخبر شد که پسرش برای خودش کسی شده. البته حق داشت. ما 10 تا خواهر و برادریم و من و حسن بچه‌های آخر.»

حسین کاراته را زیر نظر شهاب سلطانی (سرمربی تیم ملی) از فامیل‌های دور مادر آغاز کرد و چند ماه از این آغاز نگذشته بود که در مسابقات استانی دوم شد:

«از همان روزها وقتی هرچند وقت یک بار تلویزیون مسابقات جهانی کاراته را نشان می‌داد در ذهنم خودم را جای قهرمان می‌گذاشتم و می‌دانستم که یک روزی آن سکو مال من ‌شود.»

13 ‌ساله‌ها راه افتادند

حسین در اولین مسابقات قهرمانی کشور که حضور یافت در همان دور اول باخت؛ اما حریفش قهرمان شد. او یک کرد بود که دیگر روحانی ندیدش. روحانی سال 74 قهرمان کشور شد: «13 سال داشتم که باید در مسابقات انتخابی تیم ملی که رده سنی‌اش 14 سال بود شرکت می‌کردم. باورتان نمی‌شود!

کپی شناسنامه‌ام را دستکاری کردم تا بتوانم شرکت کنم. با این‌که مقابل حریفان مثل فیل و فنجان بودیم، اما همه را بردم و قهرمان شدم. سال 96 قهرمان نوجوانان جهان و سال بعد هم قهرمان جوانان آسیا شدم.»

دنده‌ای که شکست

برای روحانی مسابقات بلغارستان سکوی پرتاب بود، چون راهی جدید پیش رویش گشود. درست 4 ‌روز به اعزام مانده بود که دنده‌اش شکست و نتوانست در مسابقات جهانی مدال بگیرد. با روحیه‌ای خراب می‌خواست برای همیشه کاراته را کنار بگذارد، اما یک آن به خود آمد و تصمیم دیگری گرفت و آن، جبران این شکست در رقابت‌های جهانی بزرگ‌تر بود: «با خودم عهد کردم که دیگر یک بازنده نباشم. سال بعد در مسابقات آسیایی ماکائو طلا گرفتم، اما هیچکس خوشحالی مرا ندید. فرید خمامی‌ که سرمربی بود مدام می‌پرسید که چرا خوشحالی نمی‌کنم؟ گفتم: «وقتی می‌خندم که قهرمان امیدهای جهان شوم.»

این‌که می‌گویند خواستن، توانستن است را باید باور کرد، چرا که روحانی جوان در مسابقات جهانی امیدهای یونان تنها کسی بود که مدال طلای ایران را در وزن‌-60 کیلوگرم به دست آورد.

گاردت را عوض کن

اولین حضور جهانی او در رده سنی بزرگسالان با مدال برنز همراه بود و قبل از آن در بازی‌های بوسان نقره گرفت تا جرقه‌ای تازه در ذهن کاراته‌کار جوان ایران زده شود.

او همیشه با گارد چپ به مصاف حریفان می‌رفت، اما این کافی نبود و کسب مدال طلا در مسابقات بزرگسالان مستلزم استفاده از هر دو گارد بود. بعد از آن بود که حسین تغییر کرد: «در مسابقات انتخابی تیم ملی در میاندوآب سوم شدم. آنقدر تمرین کرده بودم که نگو. بعد از آن تا می‌توانستم گریه کردم. این طوری بود که تصمیم گرفتم گارد راستم را تقویت کنم. اتفاق خوبی بود چون در مسابقات بعدی اول شدم.»

او در مسابقات امیدهای جهان در مارسی فرانسه با وجود کمردرد شدید در یک وزن بالاتر طلا گرفت: «در طول این سال‌ها هیچ مسابقه‌ای مثل رقابت‌های جهانی مکزیک برایم تلخ نبود. تا فینال همه حریفان را با اختلاف هشت امتیاز و در کمتر از یک دقیقه و 30 ثانیه بردم، اما در فینال با یک اشتباه کوچک در 10 ‌ثانیه سرنوشت‌ساز، مدال طلا را از گردنم درآوردم.»

رویایی که آمد

2 سال بعد، دیگر روحانی عزم خود را جزم کرده بود که هر طور شده به رویای دوران نوجوانی تحقق بخشد و بر روی سکوی قهرمانی بالاتر از بقیه بایستد و بالاخره شد. او قهرمانی مسابقات جهانی 2006 فنلاند و عنوان سریع‌ترین کاراته‌کار جهان را به دست آورد و یک ماه بعد، مدال طلای دوحه قطر را به گردن آویخت.

با این‌که روحانی در مسابقات 2008 ژاپن به مقامی‌ بهتر از سومی‌ دست نیافت، اما تنها ایرانی‌ای بود که همین مدال را هم کسب کرد. به عقیده او تلخی مسابقات جهانی صربستان برایش بسیار بیشتر از ژاپن بود: «در همه جای دنیا همه سعی می‌کنند به نیروهایشان کمک کنند تا در مسابقات جهانی موفق باشند، اما در اردوهای ما مدام سنگ‌اندازی می‌کردند و نگذاشتند آب خوش از گلوی من پایین برود. آنها اعصابم را به قدری به هم ریختند که رویای کسب یک مدال طلای دیگر به راحتی پرپر شد.»

فرار از مدرسه

وقتی صحبت از درس و مشق و مدرسه می‌شود، حسین فقط می‌خندد: «اصلا اهل درس و مدرسه نبودم و در هر فرصتی از زیر درس در می‌رفتم تا ورزش کنم. زو، فوتبال‌ هرچه که فکر کنید غیر از درس. مغزم دست نخورده باقی مانده است. ساعت 6 صبح کلاسم در باشگاه شروع می‌شد و 5 دقیقه به 6 از خواب بلند می‌شدم و تا باشگاه می‌دویدم. تا به کلاس می‌رسیدم گرم شده بودم و از بقیه عقب نبودم.»

او معتقد است که وقتی کاراته را شروع کرده باید تا آخرش برود. بعد از آن شاید به ادامه تحصیل هم فکر کند!

روحانی متاهل است و جالب است که این زوج جوان در اوقات فراغت اسب‌سواری می‌کنند: «بعد از کاراته نوبت به سوارکاری می‌رسد. با این اوصاف فکر کنم من هیچ ‌وقت درس نخوانم. تمام زندگی‌ام در اردوها گذشته. 3 ماه، 4 ماه در اردوها می‌ماندم. به قول بچه‌ها آنقدر که قیافه مربیانم را می‌دیدم چهره پدر و مادرم را فراموش می‌کردم. خدارا شکر تا الان وضعیتم بد نبوده اما باید در فرانسه هم طلا بگیرم تا راضی شوم.»

مریم رحمانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها