زندگی مجردی یا بحران جدید جوانان

تنهایی ‌روی پل ‌معلق ‌مدرنیته

قدیم‌ترها می‌گفتند ازدواج شتریه که در خونه هر پسر و دختری می‌خوابه. آن روزها این شتر زود به زود سری به خانه‌هایی می‌زد که جوانی داشتند آن هم در سن ازدواج، اما این روزها مسیر این سر زدن‌ها کمی طولانی شده و شاید هم دور تا آنجا که آسیب‌شناسان از افزایش 30 درصدی زندگی مجردی دختران خبر می‌دهند.
کد خبر: ۳۹۵۵۷۲

البته این را هم بگویم که آنها معتقدند افزایش زندگی تک‌زیستی، گسترش پذیرش دختران در دانشگاه‌ها و مراکز علمی و اشتغال آنها در سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصوصی باعث شکل‌گیری این شکل از زندگی شده است که حتی گاهی به واژه‌ای می‌رسد به نام تجرد قطعی. این در حالی است که نباید فراموش کنیم بر آموزه‌های دینی و هویتی ما یک جمله نقش بسته و آن این که ازدواج سنت پیامبر(ص) است، با این وجود پژوهش‌ها گویای این است که این روزها روایت زندگی دخترها و پسرهای ایرانی برخی اوقات جور دیگری نوشته می‌شود. اغلب شروع زندگی مجردی در دختران از زندگی دوران دانشجویی آغاز می‌شود و از آنجا که این نوع زندگی تمرین تازه‌‌‌ای برای زیستن است دختران به این نوع زندگی عادت می‌کنند به طوری که حتی بعد از پایان تحصیلات نیز به آن ادامه می‌دهند تا جایی که مجید ابهری، آسیب‌شناس اجتماعی بروز این پدیده را عاملی در گسترش خانواده‌های تکنفره و دشواری تشکیل خانواده می‌داند.

اگرچه بسیاری از آسیب‌شناسان صندلی‌های ردیف اول اتهام را به تغییر در شیوه و سبک و سیاق زندگی در دنیای جدید اختصاص می‌دهند و بار گرایش به ادامه تحصیل را در این خصوص بیشتر ذکر می‌کنند، اما باید جایی هم برای عوامل دیگر خالی کرد تا بهتر اندیشید و راهکاری اصولی پیدا کرد.

چرا زندگی به سبک مجردی؟

از اینها که بگذریم نباید از نقش فناوری و به زبانی ساده‌تر مدرنیته غافل شد؛ همان داستان تکراری به گوش من و شما و روایت رد شدن از پل معلقی که یک طرف آن به سنت و سمت دیگرش به مدرنیته گره خورده است و باید همه ما آرام و با احتیاط از آن رد شویم.

شاید به همین دلیل است که محمد‌علی محمدی، عضو هیات علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی، قرار گرفتن در فرآیند نوشدگی یا همان مدرنیزاسیون در کنار شهرنشینی را دلیلی برای تغییر وضعیت اجتماعی و به تبع آن موقعیت اقتصادی و تکنولوژی می‌داند.

محمدی در گفت‌وگویش با خبرگزاری جوانان می‌گوید در این روند خواسته و ناخواسته جامعه به سمت الگوهای اجتماعی و خانوادگی سوق می‌یابد که غربی‌ها تجربه کرده‌اند. از این رو در زندگی شهری دختران در مسیری قرار می‌گیرند که می‌توانند عوامل موثر بر ازدواج خانه و خانواده را به نفع خودشان برگردانند آن هم در شرایطی که در گذشته پیدا کردن یک تکیه‌گاه اقتصادی و برخورداری از امنیت مالی یکی از دلایل دختران برای تشکیل خانواده بود، اما اکنون با توجه به بالا رفتن سطح اشتغال زنان این عامل کمرنگ شده است. اما ابهری در گفت‌وگویش با جام جم افزایش فاصله خانوادگی از نگاه فرهنگی، دستیابی به استقلال مالی و بی‌علاقگی دختران به بازگشت را مهم‌ترین عامل در بروز این پدیده می‌داند و این که این موارد باعث شده تا هر‌سال تعداد افرادی که گرایش به زندگی مجردی دارند، افزایش یابد که نتیجه آن به گسست نسلی می‌انجامد.

در حالی این عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی استقلال مادی و تفاوت در نگاه‌های فرهنگی را متهمان ردیف اول پدیده‌ای می‌داند که قدم به قدم می‌رود تا شکل بحرانی را به خود بگیرد، پرویز مظاهر، دبیر انجمن روانپزشکان ایران نظر دیگری دارد، او نیز به برنا می‌گوید این که اگرچه تعداد دخترانی که به زندگی مجردی می‌اندیشند افزایش یافته است، اما علت اصلی آن گرایش این جنس به این امر نیست بلکه عدم تمایل پسرها به تشکیل خانواده، مشکلات اقتصادی و افزایش سن ازدواج است که باعث شده ‌تعداد دختران مجرد در جامعه افزایش یابد.

خانواده‌ها هم مقصرند

باز هم می‌رسیم به مقوله نشستن پشت آینه و شمعدانی که عروس و داماد باید تصویر یک عمر زندگی خود را در آن ببینند و همه تنهایی‌ها و من بودن‌هایشان را منگنه کنند به واژه‌ای به نام ما، بنابراین می‌توان این‌گونه برداشت کرد که بالارفتن سن ازدواج دست در دست شرایط دیگر موجبات رسیدن به اعداد و ارقامی شده است که می‌تواند به آسیبی بدل شود. همان عقربه روز شمار عمر که از نظر سید محمد حسن مخبر، محقق و پژوهشگر حوزه‌های فرهنگی و اجتماعی در شرایط اجتماعی امروز برای پسران باید بین 24 تا 28 سالگی و برای دختران 18 تا 24 سال به واژه زندگی مشترک روی صفحه زندگی برسد.

همان‌طور که دبیر انجمن روانپزشکان ایران می‌گوید: «جدا از بحث دستیابی به استقلال مالی، بتدریج با افزایش سن و بالا گرفتن جر و بحث و اختلاف نظرها در خانواده، این دختران ترجیح می‌دهند جایی زندگی کنند که کسی از آنها سوال و جواب نکند تا از آزادی نسبی بیشتری برخوردار شوند.» بنابراین می‌توان گفت یکی از دلایلی که باعث می‌شود این روزها جوانان خانه گرم و نرم پدری را ترک کنند و آستین‌هایشان را برای تهیه یک زندگی مجردی بالا بزنند بیشتر و بیشتر می‌شود و باید کمی مراقب بود تا خیلی‌ها از بالای این پل معلق به پایین سقوط نکنند نه.

یک قدم آن‌ طرف‌تر

یک سالی می‌شود که به قول خودش مستقل شده و تنها زندگی می‌کند. البته ماجرای این استقلال از روزی شروع شده است که با کلی دلواپسی و نذر و نیاز نشست رو به روی رایانه و رمز ورودش را داد و صدای شادی‌اش همه محل را پر کرد. چند روز بعد چمدان به دست مقابل خوابگاه بود و 4 بهار هم که گذشت ادامه تحصیل و کار بهانه‌ای شد برای ماندن در شهری بزرگ‌تر و زندگی مجردی. اینها را که می‌گوید می‌رسد به دلتنگی‌هایی که امروز دارد. سمیه این روزها دنبال پیدا کردن همخانه‌ای است که لااقل تنهایی اش را پر کند. یادم می‌آید جایی خوانده‌ام که این افراد پس از مدتی درباره زندگی مجردی احساسی دوگانه خواهند داشت. به‌عبارتی آنها به نوعی رضایت خاطری را که به دلیل برخورداری از آزادی از آن بهره‌مندند، همراه با احساس کمبود تجربه می‌کنند. این در حالی است که در تمام کشورهای جهان، زنان تحت فشار ساختار فرهنگی و اجتماعی هستند و دختران مجرد همواره در حال پاسخ دادن به سوالات پنهان و آشکار اطرافیان خود. نگرانی‌ها و پرسش‌هایی هستند که در موارد بیماری این فشارها‌ منجر به‌ بروز ‌افسردگی می‌شود. حتی دخترانی که موقعیت اجتماعی بالایی دارند، احساس سرافکندگی و ناامیدی می‌کنند.

به گفته ابهری، افزایش زندگی‌ مجردی، ناهنجاری‌های رفتاری را در پی دارد به همین دلیل باید با اتخاذ سیاست‌های مناسب از وقوع آن جلوگیری کرد.

بر این اساس می‌توان گفت افزایش 30‌درصدی زندگی مجردی دختران شاید قرار گرفتن جامعه در مرز یک بحران جدید باشد که کارشناسان از آن می‌گویند.دبیر انجمن روانپزشکان ایران نیز معتقد است متاسفانه گرایش دختران به تجرد و تنها زندگی کردن پیامدهای ناخوشایندی برای جامعه به دنبال دارد، زیرا دخترها هم به عنوان انسان غرایزی دارند که البته باید در چارچوب اخلاق تامین شود. متاسفانه نادیده گرفتن این عوامل موجب شده تا حتی در برخی مواقع جامعه شاهد رواج زندگی مشترک بدون ازدواج رسمی باشد؛ همان روندی که کشورهای اروپایی در حال تجربه آن هستند، بنابراین این نگرانی قوت می‌گیرد که بتدریج این‌گونه زندگی کردن در زیر یک سقف جای خود را باز کند که نتیجه آن رواج بی‌بند و باری، سوءاستفاده و رواج ناامنی در جامعه است.

به نظر می‌رسد این روزها باید تدبیری اندیشید تا مباداهای امروز و رقم‌هایی که رفته‌رفته روی نمودار بالا می‌رود، دغدغه و بحرانی شود برای من، شما، خانواده و البته جامعه.

استفاده از سیاست‌های تشویقی دختران برای زندگی با خانواده‌ها و گسترش فرهنگ ازدواج در دوران تحصیل از جمله راه حل‌های ارائه شده از سوی کارشناسان و آسیب‌شناسان اجتماعی است که می‌تواند از وقوع فاصله عاطفی میان دختران و خانواده‌ها جلوگیری کند.

همچنین تشکیل خوابگاه‌های دانشجویی دخترانه در دوران تحصیل از راهکارهایی است که ابهری از آن به عنوان اهرم کاهش دهنده زندگی تک سیستمی یا همان مجردی یاد می‌کند.

باید به این نکته هم توجه داشت که شروع یک رفتار اگرچه نابهنجار ممکن است با گذشت زمان به نوعی از فرهنگ جامعه بدل شود، بنابراین مسوولان و برنامه‌ریزان باید اهتمام بیشتری در انجام کارهای فرهنگی و کاهش سطح توقعات جوانان و والدین آنها داشته باشند تا جوانان به جای قدم گذاشتن بر پلکان زندگی مجردی، زمینه را برای شروع زندگی مشترک فراهم آورند.

به عبارتی همان‌طور که احمد دستار مقدم، مشاور خانواده به ایسنا می‌گوید می‌گوید: «ابتدا باید ترکیب بافت جمعیتی جامعه جوان در کشور را شناسایی و برای آن برنامه‌ریزی درازمدت کرد.» از سوی دیگر از آنجای که الگوی زندگی بسیاری از جوانان و نوجوانان در جامعه از فرهنگ‌های بیگانه تاثیرگرفته است، باید آنها را نسبت به اهمیت و جایگاه خانواده توجیه کرد تا راه رفته و به بن‌بست رسیده دیگران را دوباره طی نکنیم و سرما با شدت بیشتری به سنگ ای کاش‌ها نخورد و نشکند.

الهام صادقی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها