آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
خواهر کوچکمان که تازه راه رفتن آموخته تا آرنج در تنگ بود. او تنگ ماهی را از همه چیز هفت سین بیشتر دوست دارد. من هم پیراهن نو، شلوار نو و کفش نو پوشیده بودم و به وسیله دوربین دیجیتال 5 مگاپیکسلیام از سفره هفت سین عکسهای متعددی میگرفتم. بالاخره حلول سال نو آغاز گردید و پدرمان هم راضی شد با چشمان نیمه باز با ما روبوسی مختصری نموده و دوباره کنار هفتسین خوابش را ادامه دهد. یکی از رسوم بسیار خوب نوروز عیددیدنی است. البته امسال میزان عیدیهایی که اقوام میدادند با سال قبل برابر بود. وقتی من از پدرم سوال کردم آخر چرا ؟ پدرم گفت به این دلیل که حجم نقدینگی افزایش پیدا نکند و در نتیجه تورم ایجاد نشود. من متوجه منظور ایشان نشدم اما آنچه واضح و مبرهن است این که من با این عیدی نمیتوانم نصف چیزهایی که در سال گذشته خریدم را بخرم. مادرم میگوید خوب نیست انسان اینقدر مادی باشد، لذا عیدی تبرک است و باعث میشود انسان بعدها به مرور هی پولدار گردد. امسال نوروز ما به مسافرت نرفتیم. میزان کارت سوخت ما برای مسافرت شمال کافی نبود. برای همین پدرمان گفت در نوروز هیچ جا بهتر از تهران نیست که خلوت و بدون طرح ترافیک است. ایشان گفت که در نوروز میشود وسط چهارراه ترمزدستی کشید. مادرم هم با ایشان موافقت کرد و گفت اگر مراکز خرید باز باشد من هم حرفی برای ماندن ندارم. خواهر کوچکمان هم که تازه راه رفتن آموخته بیشتر تمایل داشت تا کنار تنگ ماهی باشد، اما اینجانب از تهدل دوست داشتم با دوربین 5 مگاپیکسلیام از دریا عکاسی نمایم و عکسی از غروب خورشید بگیرم و همچنین از جنگلهای سر به فلک کشیده و از کوههای مستحکم. در اواسط نوروز اتفاق جالبی افتاد که باعث شد پدرم آرزو کند که کاش به شمال رفته بودیم. در یکی از روزهای زیبای بهاری تنی چند از اقوام ما صبح زود زنگ خانه را فشردند. پشت در آقا حبیب که یک نسبت طولانی با پدرمان دارد همراه باجناق محترمشان و بچههای متعددشان بودند. ایشان داشتهاند رد میشدهاند و گفتهاند یک سری هم به ما بزنند. بچههای آقا حبیب و باجناقش خیلی بیشتر از خواهر ما که تازه راه افتاده به تنگ ماهی علاقه داشتند. آقا حبیب، باجناق و دیگران بعد از 2 روز تصمیم گرفتند که از خانه ما رد شوند و به راهشان ادامه دهند. لذا اینجانب خواستم یک عکس یادگاری بگیرم، اما متاسفانه تعداد مربعهای دوربین 5 مگاپیکسلی که دور صورت آدمها میآید کم بود، اما اینجانب عکس را گرفتم. این بود انشای ما. امیدواریم مورد استقبال معلم عزیز و همشاگردیان قرار داشته باشد.
میثم خیرخواه
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....