جلوی در معمولا پردهای چروک نصب بود با جملهای درباره بهار و آغاز سال نو. روی تریبون صبحگاه معمولا یک گلدان گل بود. وقتی «از جلو نظام» و «خبردار» میدادند دانشآموزهای خوابآلود با لباسهای نو عقب و جلو میشدند تا نظم پیدا کنند. مدیر و ناظم با کت و شلوار جدید و سر و صورتی آراسته سال نو را تبریک میگفتند. باغچههای حیاط مدرسه سبز شده بود و گنجشکها هم غوغایی به پا میکردند. بعد که وارد کلاس میشدیم هنوز اثر کمرنگ جملههای آخر اسفند روی تخته بود؛ نقشی از یک تنگ ماهی یا جمله «فیتیله، نوروز تعطیله.» آرزو میکردیم کاش روزهای آخر اسفند بود با همان شور و شوق. روزهای بعد از نوروز ترکیبی از حس دلتنگی و رخوت بود. آنها که پیکشان را کامل کرده بودند با سربلندی آن را روی میز میگذاشتند. هرچند به یاد ندارم به خاطر ناقص بودن یا حل نکردن پیکها تنبیه و توبیخ شده باشم، اما دلهره تکلیف انجام نشده دست بردار نبود. بعد چند روز دوباره اوضاع برمیگشت به حالت قبل. کم کم هوا گرم میشد و پنکه سقفی با ریتم صدای تکراری میچرخید و از پنجرههای باز عطر یاسهای امین الدوله کلاس را پر میکرد.
حالا که جوانی شدهام، در روزهای بعد نوروز همان احساس آشنای دلتنگی و رخوت را دارم. درست بالای در ورودی دانشکده یک پارچه زردرنگ چروک هست که سال نو را به دانشجویان و اساتید تبریک گفته. خبری از صبحگاه و از جلو نظام نیست، اما باغچههای کوچک حیاط سبز شدهاند. دانشکده خلوت است. نیمکتها خالی است. کلاسها همان حال و هوایی را دارند که قدیمها تجربهاش کرده بودم. روی تابلوها هنوز اطلاعیههای کلاسهای تعطیل شده روزهای آخر اسفند هست. بخاریهای راهرو را هنوز جمع نکردهاند. پنجره کلاس را باز میکنم. روی درخت کاج گنجشکها غوغایی به پا کردهاند. توی کیفم پیک شادی نیست.
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین عنوان شد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد