آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
شنبه
دفعه آخر که شب پیش رولی بودم، داشتیم فیلم میدیدیم، بچههای فیلم زبان رمزیای برای خودشان درست کرده بودند که بزرگترها نمیفهمیدند.
من و رولی گفتیم عجب فکر خوبی و سعی کردیم ادایشان را در بیاوریم و به همان زبان حرف بزنیم، اما نتوانستیم از آن سر در بیاوریم و به همان زبان حرف بزنیم. پس زبان رمزی خودمان را ساختیم و سر شام آن را امتحان کردیم.
اما انگار بابای رولی زبان رمزی ما را فهمید؛ چون قبل از دسر من را فرستاد خانهمان و بعد از آن هم دیگر دعوتم نکردند.
چهارشنبه
مامان، من و رودریک را مجبور کرده که بیشتر در کارهای خانه کمکش کنیم و حالا باید هر شب ظرفها را بشوییم.
قانون این است که تا ظرفها را نشوییم حق تلویزیون دیدن یا بازی با پلی استیشن را نداریم، اما باید بگویم که رودریک بدترین همکار در شستن ظرفها در تمام دنیاست! به محض تمام شدن شام، رودریک میرود دستشویی و یک ساعت آنجا میماند و تا برگشتنش، من کارم تمام شده است.
شنبه
امروز تولد رولی است. مامان من را برای خریدن کادو به بازار برد. من یک بازی پلیاستیشن خوب انتخاب کردم و به مامان دادم تا پولش را بدهد، اما مامان گفت باید با پول خودم آن را بخرم... در واقع تابستان میرفتم سر کار، اما کسانی که برایشان کار میکردم خیلی به من سخت گرفتند. برای همین یک پنی هم در نیاوردم.
***ٍ
خواندن کتاب «خاطرات یک بچه چلمن» که برای گروه سنی ج نوشته شده، نهتنها برای بچهها شیرین است، که پدرها و مادرها هم با خواندن آن بیشتر و بهتر به ذهن خلاق و سیال فرزندانشان پی میبرند.
مترجم کتاب، سارا اسفندیارپور است و نشر حوض نقره، دو جلد آن را روانه بازار کرده است. قیمت هر جلد آن هم 3600 تومان است.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....