آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
در چنین شرایطی دیوار اعتمادها و احترامها فرومیریزد و به قول قدیمیها روی طرفین به یکدیگر باز میشود تا بگویند آنچه گفتنی نیست و بشنوند آنچه شنیدنی نیست. نقطه اشتراک اختلاف میان اغلب زوجین اینجاست که آنان اصلا نمیدانند یا به خاطر نمیآورند این بگومگوها که کام زندگی مشترک را تلخ کرده از کجا شروع شد و بر سر چه بود. حال باید پرسید این بگومگوها و سخنان گزنده از کجا میآیند و چگونه اینقدر پیش میروند که کانون یک زندگی را تهدید کنند.
روانشناسان موقعیتهای تنشزا را یکی از محرکهای اصلی شروع مشاجرات و شکلگیری اختلافات زناشویی میدانند. چنین موقعیتهایی در زندگی اغلب زوجین و حتی مجردها وجود دارد و در حیات پیچیده و پرمشغله امروزی از آنها گریزی نیست. موقعیتهای تنشزا با شوون زندگی روزمره، شرایط جسمی و روانی و ساختار دستگاه عصبی آدمی پیوند خوردهاند و نمیتوان از آنها فرار کرد یا تغییرشان داد. همانگونه که وقتی میترسیم نمیتوانیم تمرکز کنیم یا یک جا بند شدن هنگام نگرانی برایمان ناممکن است. با این حال میتوانیم این موقعیتهای حساس را شناسایی کنیم، قدرت روانی خود را برای مواجهه با آنها افزایش دهیم. خود را کنترل کنیم و شیوه مراعات طرف مقابل را در پیش گیریم.
برخی از موقعیتهای تنشزا بویژه در زندگی زناشویی به شرح زیر هستند.
هنگامی که یکی از طرفین یا هر دو خسته و آزرده هستند
خستگی ناشی از کار روزانه در منزل یا محل کار ظرفیت روانی افراد را پایین میآورد. اتفاقات ناخوشایندی که در خانه یا محل کار میافتد، ماندن در ترافیک یا قرار گرفتن در معرض آلودگیهای هوا و صوتی، خوابآلودگی ناشی از فعالیت بدنی یا کمبود خواب، مشکلات مالی یا شغلی و... میتواند انرژی درونی افراد را تخلیه کند و آنان را به کنش یا واکنشهای هیجانی و مخربی وادارد. میزان تحمل و تاثیرپذیری افراد مختلف نیز در مقابل این عوامل کاهنده ظرفیت روانی متفاوت است. ممکن است یک نفر با ماندن در ترافیک کاسه صبرش لبریز شود و هنگام رسیدن به خانه در بدو ورود حتی جواب سلام همسرش را ندهد و دیگری کمخوابی را با پرخاشگری پیوند دهد.
روانشناسان موقعیتهای تنشزا را یکی از محرکهای اصلی شروع مشاجرات و شکلگیری اختلافات زناشویی میدانند
هنگام مراجعت همسر یا زوجین از کار روزانه به منزل معمولا متهم ردیف اول این نوع موقعیتهای تنشزاست و بالطبع رعایت حال طرفین در بیشترین حد را میطلبد. سلامی گرم، استقبال با روی خوش و آزاد گذاشتن فرد تازهرسیده برای چند دقیقه بهترین کار در چنین موقعیتی است.
هنگامی که اختلافنظر وجود دارد
اختلافنظر که گاهی از اختلاف سلیقه ناشی میشود امری کاملا طبیعی است. هیچ 2 نفری کاملا با یکدیگر همعقیده نیستند و حتی اگر در اغلب زمینهها و موضوعات با یکدیگر هم نظر باشند باز هم میان آنان اختلافاتی وجود دارد. تلاش برای یکسانسازی عقیدهها و آراء نیز در همه مسائل سازنده نیست و اغلب باید اختلافنظرها را پذیرفت و بلکه از آن سود برد. معروف است که اگر 2 نفر در هیچ زمینهای اختلاف نظر نداشته باشند برای یکدیگر آفریده نشدهاند! به هر ترتیب این وظیفه هر یک از زوجین است که در مواقع بروز اختلاف نظر در مسائل مختلف بتوانند تصمیمگیری مشترکی انجام دهند و راهی توافقی را برگزینند. مشاجره کردن در این موقعیتها هر کاری که بکند اختلاف نظر را برطرف نخواهد کرد.
در هنگامی کهجمع هستند
کوچکترین بیاحترامی زوجین نسبت به یکدیگر در میان جمع بزرگترین تحقیر تلقی میشود و اغلب فاجعهبار است. زوجین در جمع چه آشنا باشند چه غریبه از یکدیگر جز احترامی شایسته انتظار ندارند. اگر مردی در میان جمع با همسرش رفتار یا ارتباط کلامیتوهینآمیز داشته باشد یا بالعکس او پیش خود میاندیشد دیگران دربارهاش قضاوت خواهند کرد و او را در زندگی زناشویی در شرایطی تحقیرآمیز خواهند پنداشت. دیگر این که جمع دوستان یا فامیل اغلب انتظاراتی ناگفته را از زوجین نسبت به یکدیگر مطالبه میکنند که بیتوجهی نسبت به آنها تنشزاست. آیا شما خوشبخت و راضی هستید، آیا در زندگی زناشویی به اخلاقیات پایبندید، مشکل مالی دارید، از رفاه و تفریح برخوردارید و... سوالاتی هستند که گاه زوجین در جمع به صورت غیرمستقیم با آنها مواجه میشوند و باید پاسخی مناسب برایش داشته باشند. هر پاسخ نامناسبی حتی اشارات همراه با کنایهها میتواند تنشزا باشد. برای مثال ممکن است یکی از طرفین نخواهد دیگران از مشکلات مالی وی با خبر شوند ولی همسرش آنها را بازگو کند.
هنگامی که درباره یکدیگر قضاوت میکنند
اگر به جای آن که طرفین از رفتار یکدیگر انتقاد کنند و برای مثال گفته شود فلان کار تو اشتباه بود شخصیت، تربیت خانوادگی، روحیات و امیال وی را به باد انتقاد بگیرد موقعیتی تنشزا به وجود میآید که قضاوتهای منفی و مخرب و اختلافات دامنهدار را در پی خواهد داشت. پاسخ این نوع انتقاد میتواند چنین باشد: من این جور هستم و تو هم آن جور هستی که تنفرانگیز است! اینجاست که قضاوتهای بیمنطق، غیراخلاقی و هیجانی برچسبهایی میسازد که طرفین مدام به یکدیگر وصل میکنند و برای تخریب شخصیت یکدیگر از هیچ سخن ناروایی نمیپرهیزند.
هنگامی که از یکدیگر توقعی دارند
توقع زوجین از یکدیگر میتواند از یک تشکر و قدردانی ساده یا احوالپرسی گرفته تا جبران آنچه برای رعایت حال دیگری از دست رفته، پیگیری مسائل و مشکلات، تلاش برای رفع کاستی، خرید وسایل کاربردی یا تزئینی، رفتن به مسافرت، حمایت عاطفی و ... را دربرمیگیرد. اگرچه برخی توقعها نامعقول به نظر برسند ولی برای صاحب توقع با دلایلی روشن قابل دفاع محسوب میشوند و نادیده گرفتن آنها عملی نادرست است. بدتر آنکه انباشته شدن توقعات روی یکدیگر و بیپاسخ ماندن آنها رضایتمندی زوجین از طرف مقابل را کاهش میدهد و چه بسا ریشه دعوا و مشاجره میشود.
هنگامی که زندگی یکنواخت میشود
هر فردی تلقی خاصی نسبت به یکنواخت شدن زندگی دارد. با این حال اگر شرایط زندگی و غلبه روزمرگی بر پیوند زناشویی به جایی برسد که گلایه یکی از طرفین را در پی داشته باشد باید دانست آسیب بر پیکره زندگی مشترک و تهدید آن در کمین است.
امین رحیمی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....