تحلیل های غیر واقعی

مجلس شورای اسلامی در آخرین جلسه خود به استعفای آقای بهزاد نبوی از نمایندگی مردم رای مثبت داد.
کد خبر: ۳۹۵۲۹

متن طولانی استعفای این نماینده که در سایت های مرتبط با ایشان از آن به نطق تاریخی یاد شده به تشریح اوج و فرودهای جریان اصلاحات و آنچه به تحرکات ضداصلاحات تعبیر شده پرداخته است . به این نطق ، انتقاداتی وارد است که ذیلا به اهم آن اشاره می شود:
1- درونمایه اصلی نطق بر این پندار استوار است که «اصلاحات به نتیجه نرسید زیرا حاکمیت نخواست» و تلاش گوینده بر آن بود که خود و همفکران را حقیقت محض و تمام منتقدان را مقصران اصلی و ظلمت محض معرفی کند و با فرافکنی ، تمام ناکامی ها را به دیگران و حتی مسوولان عالیرتبه نظام نسبت دهد. در حالی که با تحلیل واقع بینانه ، ریشه برخی از بی توفیقی ها به گروه گسترده ای برمی گردد که طیف وسیعی را شامل می شد (و می شود) و همگی با وجود تنوع دیدگاه ها ، خود را محور اصلاحات معرفی می کردند (و می کنند) و دائما در کشاکش با یکدیگر هستند.
2- در نطق یاد شده تقریبا به تمام تحولات و نقاط عطف چند سال گذشته اشاره شده اما از تجربه شوراهای دوراول هیچ سخنی گفته نشده است . همه می دانیم در شوراها هیچ فشار و مخالفت بیرونی از آن نوعی که برای سایر موارد شمرده شده وجود نداشت و گوینده به همین جهت ترجیح داده است از کنار آن بگذرد تا تناقض های تحلیل او پنهان بماند.
3- اشکال اصلی گروه افراطی در این بوده است که در تشخیص نیازهای اصلی مردم به بیراهه رفته است ، آنان مطالبات اقتصادی و اجتماعی مردم را نادیده گرفتند و با محور کردن و بزرگنمایی سایر نیازها که ممکن است مطالبات اصلی قشرهای خاصی از جامعه نیز باشد تمام هم خود را به آن مصروف داشتند. نتیجه این رفتار در انتخابات اسفند 81 (دور دوم شوراها) دیده شد که متاسفانه با بی توجهی به آن واکنش ، روش خود را ادامه دادند تا مجددا در اسفند 82 (انتخابات دور هفتم مجلس) با همان نتیجه مواجه شوند. عده ای معتقدند گروه افراطی نیازهای اصلی مردم را تشخیص داده است (و داده بود) اما به دلیل فقدان کارآمدی و نداشتن برنامه اجرایی از برآورده کردن مطالبات مردم عاجز بود و لذا ترجیح می داد به جای پاسخ دادن به آن نیاز، نیاز کاذبی را ایجاد و سپس آن را اقناع کند تا عملا بازی در میدانی انجام شود که از عهده آن بر می آید.
4- این بی انصافی است که کسی مسوولیت فرصت های سوخته شده را قبول نکند و ناکارآمدی خود را به تحرکات رقیب سیاسی و از آن ظالمانه تر به مسوولان نظام نسبت دهد و ظلم مضاعف به نظام و مردمی است که با بزرگواری خود در مقابل تنش های مستمر که گویی تنها هنر افراطیون است سکوت کرده اند.
5- واقعیت آن است که مردم از مجادلات بی حاصل خسته شده اند و از مسوولان و مجریان ، کار عملی می خواهند و لذا کارآمدی و پیشرفت به گفتمان غالب در کشور تبدیل شده است و باید بگذاریم همراه با جریان عمومی کشور که منبعث از اراده ملت است کارآمدان جایگزین شعار دهندگان شوند تا افق های روشن تری فراراه کشورمان گشوده شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها