آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین بابائیان بعد از ساخت تلهفیلمهای «راز آسمان» و «گل نرگس» این بار نیز ساخته جدیدش را با نام «پدرزن» که روزهای انتهایی تولیدش را پشت سر میگذارد، آماده میکند. محتوای داستان زندگی پسری است به نام آرش (با بازی امیر محمدزند) که قصد دارد با همکلاسیاش هما (با بازی پرستو صالحی) ازدواج کند.
در پی یک سوءتفاهم مشکلاتی سر راه ازدواج این دو پیش میآید و ماجراهای پرفراز و نشیبی خلق میشود که در دل خود لحظاتی مفرح را به دنبال دارد.
طنز صرف را دوست ندارم
به خیابان ظفر محل تصویربرداری تلهفیلم «پدرزن» میروم سکانسهای خارجی در خانه سیروس (با بازی رضا بنفشهخواه) ضبط میشود.
امیر محمد زند کنار در خانه ایستاده و صورتش را متمایل به آیفون نگه داشته و با شخصی در داخل خانه صحبت میکند.
آرش: سلام نرگس خانم...
نرگس: سلام احوال شما...
آرش: ممنون... راستش اومدم حال آقاسیروس رو بپرسم...
نرگس: بفرمایید...
در باز شده و آرش وارد حیاط میشود.
این سکانس با کاتهای پیدرپی کارگردان چند باری تکرار میشود. از ابتدا و انتهای خیابان اتومبیلهای اهالی محل انتظار میکشند تا عوامل اجازه تردد را صادر کنند ما نیز منتظر میمانیم تا ضبط سکانسهای مورد نظر به پایان برسد تا با حسین بابائیان در مکانی خلوت گفتوگو کنیم.
بابائیان از جمله کارگردانهایی است که عناوین مختلفی از باکس تولید را به نام خودش ثبت میکند. کارگردانی، نویسندگی، تهیهکنندگی و تدوین را معمولا خودش بر عهده دارد و در این خصوص معتقد است که فعالیت در تمام این رشتهها کاری منسجمتر را به دنبال دارد.
کارگردان «پدرزن» میگوید: «مضمون داستان میخواهد اثرات یک دروغ ودغدغه دو جوان را با درونمایه طنز که در تار و پود داستان تنیده شده به تصویر بکشد.»
بابائیان میگوید: «از ساخت آثار طنز صرف چندان استقبال نمیکنم چرا که نمیخواهم مردم را فقط بخندانم بلکه با تعریف قصه درونمایه کمدی موقعیت را در فیلمم شکل میدهم.»
بابائیان ادامه میدهد: «به عقیده من محتوای فیلم از قصه مهمتر است یعنی دوست دارم کاری بسازم که حرفی برای گفتن داشته باشد و قطعا مخاطب را دنبال خود بکشاند در این اثر نیز قصهای کاملا جدی را تعریف میکنم تا مخاطب را درگیر خود کند و در کنار روایت درام با داستان همذاتپنداری کند و در جایی نیز بخندد. در دکوپاژ و میزانسن نیز تلاش میکنم تا وجوه یک اثر جدی را مدنظر قرار دهم.»
کارگردان این تله فیلم در خصوص توفیق یک اثر موفق میگوید: «اگر شخصیتها اثرگذاری خود را حفظ کنند قطعا آن فیلم کاری موفق بوده است.»
فیلمهای خوب سالها در ذهن بیننده ماندگار هستند این ادعایی است که هر فیلمساز موفقی در پی ساخت آثار مردمپسند و کلاسیک سینما در کارنامه خود داراست.
بابائیان نیز همین نظر را دارد و در ادامه میگوید: «سعی کردم شخصیتهای این تله فیلم را با پردازشی ساده خلق کنم. دختر و پسر دانشجویی که قرار است با هم ازدواج کنند بر اثر یک دروغ با مشکلاتی روبهرو میشوند. از طرفی رقیب عشقی آرش سر و کلهاش پیدا شده و به نوبه خود سوژههای طنزی را به دنبال میآورد که در بستر درام جذابیتهایی را خلق میکند.»
او ادامه میدهد: «در این فیلم هما در برخورد با خواستگارش دچار دوگانگی میشود و مخاطب با این تعلیق مواجه است که آیا این دو جوان در انتها به هم میرسند یا نه و کنکاش بر سر اینکه چه اتفاقی خواهد افتاد سکانسهای قشنگی را خلق کرده است و همچنین نکته مهم دیگر عشق دختر به پدرش است که تلاش شده به عنوان ویژگی مهم برای استحکام خانواده در پیام قصه مستتر باشد.»
بخند تا دنیا به روت بخنده!
از زمانی که امیر محمد زند در مجموعه به دنیا بگویید بایستد (شبکه پنج) در قالب کاراکتری جدی بیش از پیش به مخاطبان شناسانده میشد تاکنون در سریال و تلهفیلمهای متعددی بازی و در هریک تلاش کرده است تا نمود درامگونه داستانی و شخصیتپردازی را در بازی خود جلوهگر کند.
تیزبینی در نوع بازی، حسگیری و گاهی تکنیکهای کلامی در بازی او و ایفای نقش به جای شخصیتهای مختلف نمود داشته و این بار نیز آرش که کاراکتر اصلی داستان «پدرزن» است توانسته در قالب جوانی کاملا ساده عمق بازی را به نمایش بگذارد.
وی که به گفته خودش تنهادر دو اثر طنز به نامهای «سرشاخ» و «موش و گربه» حضور داشته، سومین تجربه بازی کمدی موقعیت را با حسین بابائیان و گروهش پشتسر میگذارد.
او در مورد این نقش میگوید: «آرش دانشجوی رشته معماری است و در عین باهوشی شخصیتی حواسپرت دارد و فکر میکنم این خجسته (!) بودن یکی از ویژگیهای بارز دانشجویان معماری است. (میخندد) و یکی از ویژگیهای مثبت این فیلم بهرهگیری از کمدی موقعیت است و شخصا سعی میکنم بعد از حضور در یک اثر سنگین در کاری ملایمتر حضور داشته باشم تا حس و حال و جنس بازیام را به مرحله تعادل برسانم.»
امیرمحمد زند که تحصیلات سینمایی خود را در رشته کارگردانی و در ایتالیا به اتمام رسانده، درخصوص گونههای مختلف نمایشی طنز میگوید: «کمدی مثل هر ژانری در سینما گونههای مختلف دارد. شخصا بازی در کمدی موقعیت و کلاسیک را بر گونههای دیگر ترجیح میدهم چرا که اینگونه براساس موقعیتهای دیالکتیکی و بدون بهرهگیری از حرکات اضافی خلق میشود و با اینکه فضا و اتفاقها کاملا کمدی است شخصیتها درونمایهای کمدی ندارد. مثلا شخصیت آرش شیطنت و شوخیهایی را نمایان میکند، اما در کل وجه طنز این کاراکتر به سمت لودگی نمیرود.»
از او درخصوص واکنش شخصیاش نیز در مواجهه با موقعیتهای طنز میپرسیم که میگوید: «من معتقدم در نهایت مشکلات هم باید خندید تا دنیا هم به رویت بخندد. شخصا آدم شوخی هستم و سعی میکنم در صحنه با هر یک از عوامل شوخی و خنده داشته باشم اما در کار کاملا جدی هستم.»
رفتار صادقانه، عامل موفقیت
آفتاب کمکم غروب میکند و عوامل سکانسهای پایانی امشب را برداشت میکنند. پرستو صالحی و رضا بنفشهخواه روبهروی هم کنار در ورودی خانه ایستادهاند.
سیروس قابلمه به دست به در خانه نزدیک میشود که در باز میشود و هما بیرون میآید.
هما: سلام بابا...
سیروس: سلام بابا جون... داری میری دانشگاه...؟
هما: آره... شما حالتون خوبه؟
سیروس: خوبه خوب بابا ... مگه نمیبینی قابلمه رو ... اول صبح از خواب بیدار شدم رفتم از اصغر کلهپز یه قابلمه پر کله پاچه گرفتم.
هما: ... بابا کلهپاچه چیه میخورید!
سیروس: یه غذای خوشمزه و مقوی!
هما: راستی بابا میخواستم درباره دیشب باهاتون یه کم صحبت کنم ...
سیروس: الان موقعش نیست بابا جون... کله پاچه سرد میشه از دهن میافته...
رضا بنفشهخواه که در این تلهفیلم در میان بازیگران پیشکسوتترین محسوب میشود، دقایقی کوتاه در خصوص نقشش توضیحاتی میدهد.
«سیروس پدر یک خانواده است که برای دخترش خواستگار میآید. با این که این کار موقعیتهای طنزی را در خود جای داده، اما این کاراکتر کاملا جدی است و بیشتر وجه طنز کار مربوط به داماد خانواده (آرش) است.»
او در خصوص پیام داستان ادامه میدهد: «این تلهفیلم در حقیقت میخواهد این نکته را گوشزد کند که اگر رفتاری صادقانه باشد موفقیت بیشتری در پی دارد تا این که با ریا کار را پیش ببرند و سیروس نیز در این کار خواهان صداقت است که در رفتار دامادش نیز تاثیرات مثبتی بر جای میگذارد.»
بنفشهخواه که مجموعههای «موج و صخره» و «پایتخت» را برای عید امسال روی آنتن داشت در آثاری چون «آقای زرنگ» و «دوراهی تردید» نیز ایفای نقش کرده است که در نوبت پخش قرار دارند.
پرستو صالحی را مدتها بود ندیده بودیم. او پس از مجموعههای طنزی که سابق بر این در آنها حضور داشت، این بار نیز در یک کار کمدی موقعیت به ایفای نقش میپردازد. او در خصوص کاراکتر هما میگوید: «هما در سن ازدواج است و نگرانیهای خاص خودش را دارد. او که در سن پایین مادرش را از دست داده و با نامادری بزرگ شده است بسیار وابسته به خانواده است. ضمن اینکه نامادری در این کار به صورت متداول و کلیشه تعریف نشده است.»
او ادامه میدهد: «مهر و محبتی که در خانواده هما وجود دارد باعث میشود تا او تمام تلاشش را به کار گیرد تا خواستگارش مورد قبول پدر واقع شود. بنابراین با همفکری آرش شرایط دروغینی را به وجود میآورد تا پدرش با ازدواج او موافقت کند.»
از صالحی در خصوص گریمش نیز میپرسیم و او میگوید: «من با وجود 33 سال سن میبایست نقش دختری را حداقل با 10 سال کسری سن بازی کنم بنابراین در نگاهم و حتی میمیک صورتم میبایست شیطنتهای یک جوان 20 ساله را به نمایش بگذارم. از زمان دانشجوییام نیز سالها گذشته است و نزدیک شدن به آن دوران کمی برایم مشکل است. بنابراین برای محو شدن خطوط چهره به کمک چسبنواری پلکهایم را کمی بالاتر کشیدهاند تا نگاهم به یک جوان 20 ساله نزدیکتر باشد. در کنار این با صحبتهایی که با کارگردان داشتم دغدغههای یک دختر دانشجو را از لحاظ حسی بیشتر درک کردم و میتوانم بگویم برای درآمدن این نقش آقای بابائیان کمک بزرگی بودند.»
عوامل گروه تلهفیلم «پدرزن»:
نویسنده و کارگردان: حسین بابائیان، تهیهکننده: حسین بابائیان، علیرضا کریمزاده، مجری طرح: بابک محمدی، مدیر تولید: محمدرضا جهانگیرتاج، دستیار کارگردان و برنامهریز: سید محسن میرحسینی، تصویربردار: علی کوهبر، صدابردار: مهدی افجه، طراح صحنه و لباس: سید محسن میرحسینی، طراح گریم: مینا محسنی، عکاس: پویان بحق
بازیگران: امیرمحمد زند، پرستو صالحی، رضا بنفشهخواه، ساناز سماواتی، نصرالله رادش، حلیمه سعیدی، مهسا هاشمی، پوریا احمدپور و با هنرمندی مینا جعفرزاده
پروانه صدقی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....