درباره «جدایی نادر از سیمین»

خدمت متقابل قصه و ساختار

حالا دیگر پس از چند تجربه متوالی، می‌توان اصغر فرهادی را سینماگری صاحب سبک در سینمای ایران قلمداد کرد. سبک در کار فرهادی هم به نوع مضامین و قصه‌هایی که انتخاب می‌کند برمی‌گردد و هم از اسلوب‌های خاص کارگردانی‌اش ناشی می‌شود. در واقع بهتر است بگوییم همبستگی میان این دو، و به کمال رسیدن آن، آخرین ساخته‌اش «جدایی نادر از سیمین» را برای هر تماشاگری اعم از منتقد و مخاطب عادی قابل قبول می‌سازد.
کد خبر: ۳۹۴۸۰۳

درباره این فیلم طی حدود یک ماهی که اکران شده است صحبت‌های زیادی در قالب نقد و مصاحبه مطرح شده است. بنابراین بهتر است در این مجال به چند نکته کلیدی درباره این فیلم بپردازیم که شاید کم‌تر مورد توجه قرار گرفته باشند.

احترام به تماشاگر

سال‌هاست که در متون گوناگون نقد فیلم، این نکته از سوی صاحب‌نظران مطرح می‌شود و بر ضرورت آن تأکید می‌گردد. گاهی رعایت حال تماشاگر و ساختن فیلمی در خور ذائقه او، زمینه‌ای می‌شود برای توجیه آثار دم‌دستی و کم‌ارزش. این فیلم‌ها که حجم عمده‌ای از تولیدات هر کشوری را شامل می‌شود، عموماً آثار پرفروش و موفقی هستند و مردم از آنها استقبال می‌کنند.

اما بحث ما درباره احترام به تماشاگر کمی فرق دارد با به کارگیری الگوهای تکراری برای این که تماشاگر را به هر قیمتی به سینما بکشانیم. نخستین چیزی که بر آن می‌توان در کار اصغر فرهادی انگشت نهاد، انتخاب قصه‌هایی است متناسب با شرایط اجتماعی جامعه و در ارتباط با توده عام. مثلاً بحث دروغ گفتن و نقش آن در شکل‌گیری بحران‌های عاطفی و خانوادگی، نکته‌ای است که در شرایط امروز قطعاً تأثیرگذاری لازم را بر تماشاگران سینما دارد. به این معنی که جذابیت «جدایی نادر از سیمین» برای مردم عادی، نه به خاطر سبک فرهادی در میزانسن، بلکه به خاطر طرح موضوع و قصه‌ای است که می‌تواند آینه‌ای از وضعیت هر کدام از مردمی باشد که آن را می‌بینند.

موضوع مهم دیگری که در فیلم بر روی آن مانور داده می‌شود، بحث تربیت فرزندان و نسل‌های بعدی است. بدون تردید برای کسانی که صاحب خانواده‌ای هستند، تماشای این فیلم در حکم یک هشدار اخلاقی است. مثلاً درباره این که چرا نباید در حضور فرزندان به دروغ متوسل شد و چرا آنان بهترین داوران هستند. توجه داشته باشیم که نام فیلم فرهادی بر جدایی یک زوج دلالت دارد؛ زوجی که صاحب یک فرزند هستند و فرزندشان با دقت تمام شاهد رفتار آنان در امور گوناگون زندگی است.

همچنان که دلسوزی نادر برای نگهداری از پدر پیرش می‌تواند درس‌آموز باشد، دروغی که در رابطه با حادثه خانه‌اش در دادگاه می‌گوید، برای دخترش اتفاقی تکان‌دهنده است و به همین دلیل هم هست که پس از آرام شدن این غائله و فروکش کردن عصبیت‌ها، نادر در اواخر فیلم اعتراف می‌کند که برایش قضاوت دخترش مهم‌تر از هر چیز دیگری است. به این ترتیب برای تماشاگری از هر گروه سنی، از هر طبقه و جنس و میزان سواد، دیدن «جدایی نادر از سیمین» همان اندازه که می‌تواند تجربه‌ای دلچسب و سرگرم‌کننده باشد، توأم با پرسش‌های اخلاقی بی‌شماری نیز هست. هنر فرهادی در قصه‌گویی به زبان تصویر، این است که تماشاگرش را رودرروی یک واقعیت عریان و ملموس می‌گذارد و از او انتظار قضاوت دارد.

در این شرایط دیگر یک تماشاگر نمی‌تواند به سادگی از کنار فیلمی که دیده، بگذرد، بلکه او باید دیدگاه خود را برای درک بهتر فیلم به کار بگیرد و این چنین است که در تفسیر فیلم نیز مشارکت دارد.

رعایت اصول و قواعد سینما

این نکته نیز بی‌ارتباط با مبحث قبلی نیست. فرهادی در فیلم‌هایش به الگوی سینمای کلاسیک پای‌بند است و هرگز از قصه‌گویی فرار نمی‌کند. اهمیت آثار اخیر او نه به دلیل پیچیده‌نمایی و گریز از قواعد تثبیت‌شده سینما برای خودنمایی، بلکه مدیون رعایت و به کار گیری درست آنهاست. اگر فرهادی را در محافل داخلی و خارجی ستایش می‌کنند، دلیلش این است که او در کار ارتقا دادن شیوه‌های بیانی است. پس بی‌جهت نیست که او علاوه بر احترام به تماشاگرش در درک فیلم، به همکارانش نیز احترام می‌گذارد.

بازیگران فیلم او همان‌قدر در شکل‌گیری و خلق یک اثر هنری مشارکت و تأثیر دارند که فیلم‌بردار، صدابردار، طراح صحنه و تدوینگرش. منظور از این حرف این است که بر خلاف روال جاری در سینمای جشنواره‌ای ایران، فیلم‌های فرهادی کارگردان‌محور نیستند و همه چیز در ید قدرت او نیست. در این جا لازم است به این واقعیت توجه داشته باشیم که گسترش میزان تاثیر همکاران فرهادی، در راستای مسیری است که او پیش‌تر طراحی کرده است. یعنی اگر فیلمنامه‌ای منسجم و دقیق وجود نداشته باشد، ایده‌های متعدد برای اجرا نباشد و بازیگران و دیگر عوامل، متناسب با نقش و توانایی‌شان انتخاب نشده باشند، امکان این تعامل اساساً وجود ندارد.

سال‌ها بود که برای تماشاگران جدی سینما این تصور غلط شکل گرفته بود که تنها زمانی یک فیلم از ایران می‌تواند در محافل بین‌المللی مطرح شود که ساختار عجیب و غریبی داشته باشد. یعنی شباهتی به فیلم‌های دیگر نداشته باشد و قواعد سینما در آن دگرگون شود.

مثلاً قصه‌گویی در آن چندان جدی گرفته نشود، بازیگر مشهور در آن نباشد و... اما فرهادی پس از سال‌ها این قاعده را شکست. او با آگاهی کامل از ظرفیت‌های سینما، بدون توسل به زرق‌وبرق‌های بازاری، و نیز با پرهیز از پیچیده‌نمایی‌های روشنفکرانه، مسیر خود را با چشمانی باز ادامه داد و به «جدایی نادر از سیمین» رسید.

او با فیلم‌های اخیرش به سینمای ایران نشان داد که با یک قصه خطی و ساده، با حضور بازیگران حرفه‌ای همین سینما و نیز عوامل رشدیافته در ایران، می‌توان به زبان بین‌المللی سخن گفت و قصه‌ای تعریف کرد که برای مردم، منتقدان، صاحب‌نظران عرصه‌های گوناگون و حتی مخاطبان اروپایی نیز جذاب باشد.

مضمون اخلاقی

«چهارشنبه‌سوری» غافلگیری غیرمنتظره‌ای درباره زوجی بود که زن در کانون آن تصور می‌کرد که همسرش در حال خیانت به اوست و مرد با روش‌های گوناگون در صدد نفی این نکته بود.

«درباره الی» درباره دختری بود که هویت نامزدش را از دوستانش مخفی نگه داشته بود و پس از مرگش کم‌تر کسی برای او دل سوزاند. و حالا «جدایی نادر از سیمین» درباره دو خانواده است که به دلیل چند اشتباه کوچک، کارشان به دادگاه می‌کشد و هر یک در دادگاه برای محق نشان دادن خود، گاه مجبور می‌شوند دروغ بگویند.

3 فیلم اخیر فرهادی درباره مواجهه اخلاقی انسان‌هاست در برابر هم‌نوعان و مهم‌تر از همه در پیشگاه وجدان خویشتن. آن چه که گاه ممکن است از چشم دادگاه و قاضی دور بماند، شاید حقیقتی باشد پس ذهن انسان، و عامل اصلی ناآرامی و اضطرابش. در صحنه‌ای بسیار زیبا از «جدایی نادر از سیمین» می‌بینیم که نادر هر چه تلاش می‌کند تا معلم سرخانه فرزندش را به خود جلب کند تا برایش فقط چند کلمه حرف بزند، موفق نمی‌شود.

آن چه میان نادر و آن زن نابود شده، اعتماد است. زن به عنوان شاهد در دادگاه، به دلیل اعتمادی که نادر و خانواده‌اش دارد، سوگند می‌خورد که این مرد نمی‌دانسته که خدمتکار خانه‌اش باردار بوده. اندکی بعد این زن حقیقت را درمی‌یابد و دچار وضعیتی می‌شود که ما آن را در فیلم نمی‌بینیم. آن چه که او از دست داده، خوش‌بینی‌اش به انسان‌هاست و آن چه نادر دیگر توان به دست آوردنش را در این رابطه ندارد، اعتماد از دست رفته است.

در جاهای دیگر نیز این مضامین اخلاقی را در قالب موقعیت‌های دراماتیک مشاهده می‌کنیم. نادر دخترش را در دل اجتماع خشمگین تربیت می‌کند و به او می‌آموزد که چگونه می‌توان حق را ستاند اما خودش زمانی که در برابر پرسش دخترش درباره زن قرار می‌گیرد، سکوت اختیار می‌کند. این‌ها همه معضلات ریز و درشتی است که دامنگیر بسیاری از خانواده‌هاست و ساخته شدن فیلم‌هایی از جنس «جدایی نادر از سیمین» در جهت روشن ساختن برخی زوایای تیره و تار شخصیت هر انسان است که می‌پندارد برای رسیدن به هدف، هر کاری جایز است.

لیلا خراط

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها