آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
فیلمها
بدیهی است در وهله اول آنچه بیش از همه به عنوان گزینه اصلی مطرح میشود، نمایش فیلم است. زمانی بخش نمایش فیلم سینمایی در تلویزیون جزو پربینندهترین بخشها بود که بتدریج با افزایش شبکهها و افزایش قسمت پخش فیلم و مهمتر از همه شکلگیری جریانی به نام تلهفیلم، دیگر نمایش فیلم الزاما پرمخاطبترین برنامه نیست. با این حال امسال تدارک تلویزیون برای نمایش فیلمها توام با یک بازنگری اساسی در سیاستهای سال گذشته بود. با این که در مجموعه فیلمهای نمایش داده شده در تعطیلات دو هفتهای تقریبا همه جور فیلمی مشاهده شد اما انتخاب زمانهای مشخص برای پخش هر فیلم، نکتهای بود که نشان از برنامهریزی درست مسوولان داشت. مثلا انتخاب فیلمی مانند «نویسنده در سایه» که با نام «شبح نویسنده» پخش شد واپسین اثر رومن پولانسکی برای پخش با در نظر گرفتن ویژگیهای ساختاری و مضمونی آن، جزو اتفاقهای جالب بود. جالبتر این که این فیلم خوب و مهم سال گذشته جهان در برنامهای نسبتا تخصصی پخش شد تا بینندگان متوجه باشند با فیلمی نامتعارف روبهرو هستند. از سوی دیگر از میان فیلمهای سینمایی ایرانی و خارجی نیز آثار قابل تأملی انتخاب شده بودند که نمایش بار اولشان خیلیها را پای تلویزیون نشاند، اما در این میان تلویزیون از فیلمهای ویدئویی هم غافل نماند و علاوه بر تلهفیلمهایی که محصول سیمافیلم یا شبکههای گوناگون است، از آثار مؤسسات ویدئویی هم برای سرگرم کردن تماشاگران در این روزها بهره گرفت. در مجموع عملکرد سیما در نوروز امسال از این جهت قابل دفاع بود که در آن به سلیقههای گوناگون توجه شد؛ همان اندازه که فیلم «تلقین» یا «سرآغاز» برای تماشاگر حرفهای سینما تجربهای لذتبخش است، دیدن «بعدازظهر سگی سگی» نیز برای مردم عادی که انتظار قصهای بامزه دارند هم جالب مینمود.
سریالها
نوروز نیز جزو مناسبتهای ویژهای است که هر شبکه میکوشد با ساخت سریالهایی متناسب با حال و هوای این روزها، تماشاگران بیشتری را پای تلویزیون بکشاند. امسال شبکههای مختلف از مدتها قبل دست به کار تولید و آمادهسازی سریالهای نوروزی شدند که در این میان وضعیت شبکه اول به نسبت سایر شبکهها بهتر بود. سریال «پایتخت» به کارگردانی سیروس مقدم گام دیگری در جهت شکلگیری نوعی نگاه و سبک خاص در کارنامه این کارگردان کهنهکار بود. در شماره نوروزی یکی از هفتهنامههای پرهوادار، با اشاره به این که سریالهای نوروزی امسال را قرار است چه کسانی بسازند، به این نکته مهم اشاره شده بود که سیروس مقدم، رکورددار ساخت مجموعههای تلویزیونی گوناگون برای شبکههای مختلف است. این پرکاری برای مقدم منجر به قوام یافتن دیدگاهی سینمایی شده که آثارش امضای او را بر پیشانی داشته باشند. در چند سال اخیر، او سریال به سریال رشد کرده و هنر او در این است که به سراغ قصهها و فضاهایی میرود که تاکنون تجربهشان را نداشته است. در این سالها، مقدم هم سریال کمدی (پیامک از دیار باقی) ساخته و هم سراغ فضاهای اجتماعی تلخ رفته (مثل «رستگاران» یا «زیر هشت») حتی در مواردی هم که ملودرامهای احساساتبرانگیزی مثل «نرگس» ساخته، حداقل از حیث جذب بیننده کاملا موفق عمل کرده است، اما نکته مهم درباره دو کار آخرش (زیر هشت و پایتخت) در جلوههای بصری بسیار خوبشان و نیز موقعیتسازی و قصهگویی ماهرانه است. این مهم البته به لطف حضور همکارانی بوده که مقدم آنها را با چشمانی باز انتخاب کرده است. در سریال زیر هشت او از بازیگران مطرح تئاتر مانند امیر جعفری و پانتهآ بهرام استفاده کرد و حضور این بازیگران خبره به نتیجه کارش بسیار کمک کرد. در پایتخت نیز او به سراغ محسن تنابنده رفت که هم فیلمنامهنویس است و هم بازیگری سرشناس و قابل اعتماد. بنابراین مقدم با درک توانایی همکارانش (امیر معقولی یکی دیگر از این همکاران است که در مقام تصویربردار، نقش کلیدیای در جذابیتهای بصری کارهای اخیر مقدم دارد) آنها را بهدرستی انتخاب میکند و این هوشمندی، هم باعث تایید منتقدان میشود و هم استقبال مردم را به همراه دارد.
سریالهای شبکههای دیگر هم در جای خود قابل تحلیل و تفسیرند. سریال شبکه 2 با محوریت خانواده و کودکان(حداقل در عنوان سریال) سعی در نمایش برخی سنتهای فراموش شده خانوادگی داشت که به لطف فیلمنامه خوب علیرضا محمودی، در مواردی منجر به خلق صحنههای جالبی شد اما در مجموع کار فوقالعاده و غافلگیرکنندهای نبود. شبکه 3 در ادامه مسیر کمدیسازی با هدف جذب مخاطب انبوه، اینبار نیز از تیم همکاران سعید آقاخانی استفاده کرد که مهمترین ویژگی کارشان ایجاد موقعیتهای کمیک در روابط خانوادهها و جوانان است، اما اشکالی که بر کار این گروه و گروههای مشابه وارد است، این که با عناصر یکسان و تکراریای سعی در خنداندن مردم دارند و به این ترتیب رفته رفته تأثیرشان کمرنگتر میشود. سریال شبکه 5 را مجید صالحی کارگردانی کرد که سابقه بازیگری و کارگردانی در تلویزیون را از سالها پیش داشت و مهارت خود را بارها نشان داده بود. در این سریال نیز او تلاش خود را برای طرح یک قصه درگیرکننده انجام داده بود که به نسبت کارهای قبلی صالحی، انسجام بهتری داشت.
برنامههای سینمایی
در این مورد خاص ابتدا باید گفت حذف بخشهای مربوط به نقد و بررسی فیلمها از برنامههایی نظیر سینمایک، سینما 4 و سینما 5، باعث به وجود آمدن فضایی شده بود که هر فیلمی متناسب یا نامتناسب با سیاست برنامههای تخصصیاش فقط با لوگوی این برنامهها پخش میشد که این سیاست با اعتراض رسانهها و برخی بینندگان علاقهمند همراه بود.
خیلیها که چندان علاقهای به تهیه نشریات تخصصی سینمایی ندارند و حوصله مجله خواندن هم ندارند، با تماشای اینگونه برنامهها و شنیدن دیدگاههای منتقدان و صاحبنظران، هم شناخت بهتری از مقوله درک فیلم پیدا میکنند و هم بار آموزشی این مباحث میتواند سطح کیفی چنین برنامههایی را بالا ببرد. به این ترتیب از 3 دهه قبل همواره برنامههای تخصصی درباره سینما (از «هنر هفتم» گرفته تا «سینمای اندیشه» و...) جزو برنامههای ثابت تلویزیون بودهاند. اما در یکی دو سال اخیر با حذف بخش مربوط به نقد و بررسی فیلمها، عملا این خلأ مشاهده میشد که خوشبختانه مسوولان تلویزیون، امسال و در ایام نوروز حداقل در یک برنامه، بار دیگر به مباحث تخصصی عنایت نشان دادند. امیدواریم این بازنگری که واکنش درست و اصولی تلویزیون، به نقدها و اظهارنظرهای مطبوعاتی و رسانهای بود، در سایر ایام سال نیز رعایت شود و مثل سالهای گذشته شاهد برنامههای ثابتی باشیم که به نمایش و تحلیل سینمای هنری جهان میپردازند.
امان جلیلیان
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....