مکث

غش در نخاله

غش در معامله همیشه این نیست که آب به شیر ببندی یا یک سیر و دو مثقال از جنسی که می‌فروشی کم بگذاری چون اگر دستمزد یک کار را تمام و کمال بگیری و آن‌وقت به خاطر این ‌که ضرر نکنی یا سود بیشتری ببری از درست انجام دادنش طفره بروی باز هم در آن غش صورت گرفته است. تابلوهای نصب شده کنار جاده‌ها را که تاکید دارند «ریختن نخاله در این مکان ممنوع است » یادتان می‌آید؟ پس حتما هرم‌های کوچک و بزرگ ساخته شده از تکه‌های آجر و سیمان و گچ و نخاله‌های دیگر ساختمانی هم یادتان هست که درست زیر این تابلوها و تا چند کیلومتر آنطرف‌ترشان جاده‌ها را از ریخت انداخته‌اند.
کد خبر: ۳۹۴۶۸۰

این نخاله‌های رها شده در طبیعت همچنان بلاتکلیفند چون هنوز معلوم نیست دقیقا چه نهادی مسوول جمع‌آوری آنها یا مقابله با تخلیه آنهاست. حالا هنوز این مشکل حل نشده مشکل دیگری سربرآورده است که نشان می‌دهد بعضی‌ها هنگام مضیقه چقدر ابتکار دارند؛ البته ابتکار منفی.

بعد از این ‌که سوخت مشمول اصلاح قیمت‌ها شد به تمام فعالان عرصه حمل و نقل شوک وارد شد، بعضی‌ها ترجیح دادند از این حرفه کنار بروند و بعضی‌ها به جای عقب‌نشینی، قیمت‌ها را دستکاری کردند، اما بعضی‌ها تصمیم گرفتند افزایش قیمت سوخت را با کم گذاشتن از کارشان جبران کنند؛ حاملان نخاله‌های ساختمانی.

تخلیه نخاله‌ها باید تا مسافتی معین از شهرها و در مکان‌های مجاز انجام شود، اما وقتی گازوئیل گران شد برخی رانندگان حمل نخاله تصمیم گرفتند به جای رفتن به مسافت‌های دور کار را کمی آسان‌تر کنند و همین که از دید صاحب بار دور شدند از تاریکی نیمه‌های شب استفاده کنند و نخاله‌ها را در جایی نزدیک‌تر به شهرها خالی کنند.

این یعنی صرفه‌جویی در مصرف سوخت و هزینه‌هایش اما برای چه کسی مهم است که برای طبیعت و چشم‌انداز اطراف شهرها چه اتفاقی می‌افتد؟ آیا کسی هست که بگوید چرا جلوی چنین تعرضاتی گرفته نمی‌شود و چرا تکلیف نخاله‌های ساختمانی مثل زباله‌های تر و خشک پراکنده در طبیعت یک بار برای همیشه مشخص نمی‌شود؟

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها