ترک برداشتن معصومیت ترمِه

یک طرف نادر، یک طرف سیمین و در میانه آنها دنیایی وسیع به نام ترمه. دنیایی زیبا و در عین حال شکننده.دنیایی ظریف اما به شدت دوست داشتنی.
کد خبر: ۳۹۴۴۹۰

ترمه ستون اصلی فیلم «جدایی نادر از سیمین» است.ستونی که هر چند سبب شده فیلم اصغر فرهادی در ردیف بهترین آثار سینمایی دنیا قرار گیرد، اما در اصل داستان، آنجایی که شخصیت‌ها شکل می‌گیرند و راه خود را به داستان پیدا می‌کنند؛ ترمه شکننده و حزن‌انگیز است. می‌توان روزها و روزها به ترمه و معصومیت او فکر کرد و به همه آدم بزرگ‌هایی که او را به قربانی تبدیل می‌کنند، لعنت فرستاد. آدم‌ بزرگ‌هایی که خود ما هم می‌توانیم یکی از آنها باشیم.

جدایی نادر از سیمین بهانه‌ای پیش‌پا افتاده و به اصطلاح مسخره دارد. آنها در کمال خودخواهی روبه‌روی قاضی می‌نشینند و از خواسته‌هایشان می‌گویند و تاکید می‌کنند تصمیمات آنها فقط برای خوشبخت کردن ترمه است. خودخواهی آنها جنگ راه می‌اندازد و ترمه در آتش این جنگ می‌سوزد و قربانی می‌شود. آدم بزرگ‌ها می‌خواهند در آینه زندگی فقط راه خود را پیش ببرند و در تصویر مبهم که در حاشیه آن ترمه رنگ می‌بازد، او را خوشبخت کنند. ترمه شاهدی است بر تمام رفتارهای آنها؛ دروغ‌هایی که می‌گویند، قول‌هایی که عملی نمی‌‌کنند و خواسته‌های بی ربط و بی‌منطقی که مدام آنها را تکرار می‌کنند.

اما در جهنمی که آنها ساخته‌اند این امکان برای ترمه پیش می‌آید که پدر «مهربان» و مادر «فداکار» خود را بهتر بشناسد و متوجه شود که آنها در پشت نقاب زیبایی که به چهره‌ دارند، چهره دیگری هم دارند که مسوول همه خراب کرد‌ن‌هاست. ترمه باید به جای همه ببیند؛ حتی به جای «سمیه» ـ‌ دختر کوچک راضیه ـ‌ که در محیطی خشن‌تر و پر تنش‌تر باید از کودکی به بزرگسالی برسد.

در جدایی نادر از سیمین با اتفاق بزرگ و تلخ دیگری هم روبه‌رو هستیم؛ بچه‌ها باید از پدر و مادر خود دفاع کنند. انگار جای فرزندان با والدینشان عوض شده است.ترمه گیج و مبهوت بدون این‌که ذهنیتی داشته باشد باید مقابل قاضی بایستد، با همه صداقتی که در ذات او جریان دارد، دروغ بگوید تا پدر خود را بی‌گناه جلوه دهد.سمیه هم با همه وحشتی که از نادر دارد باید مقابل او قرار گیرد و با کلام معصوم خود از مادرش دفاع کند و بگوید که مادر او پول را برنداشته است.

پایان فیلم، تراژدی تلخی را رقم می‌زند. تراژدی‌ای که بیننده را گیج و مبهوت می‌کند. ترمه باید یکی را انتخاب کند؛ پدر یا مادر؟ اما او در طول فیلم با زبان بی‌زبانی فریاد می‌زند که هر دو را در کنار هم می‌خواهد....اما اکنون او آن‌دو را بهتر از قبل می‌‌شناسد. حالا دیگر فرقی ندارد که با کدامیک باشد. زندگی به او نهیب زده و چهره واقعی هر دو را به ترمه نشان داده است. حالا چه فرقی می‌کند که ترمه پیش کدامیک تلخی‌های بیشتر زندگی را تجربه کند.حالا او متهمان اصلی را بخوبی می‌شناسد و می‌داند حفظ معصومیت کار دشواری است.

طاهره آشیانی
گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها