آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
تاریخنگاری ایرانی چشماندازهایی از زندگی و تفکر جامعه ایرانی را بر پیشانی دارد. در فهرست تاریخنگاری ایرانی نویسندگانی حضور دارند که هریک در زمانه خویش از بزرگترینها بودهاند در روایت تاریخ و در روایت آنچه را دیدهاند و شنیدهاند تا آنجا که توانستهاند بر صفحه کاغذ نگاشتند. بیهقیها و جوینیها تاریخ ایران میانه را به تصویر کشیدند و بعدتر با ورود به تاریخ معاصر مردانی برخاستند که نوگراتر بودند؛ مردانی که تاریخ را از انحصار دادههای حیات سیاسی و نظامی رهانیدند و گوشهچشمی هم به زندگی اجتماعی افکندند، امری که در تاریخنگاری نقلی و سنتی به فراموشی سپرده شده بود. اما با این همه در بررسی روایتهای تاریخی هر یک از مورخان و پژوهندگان واجد دغدغهاند؛ دغدغههایی که جوهر قلمشان بود و فریدون آدمیت در تاریخنگاری ایران معاصر، یکی از این چهرههاست. دانشآموخته دارالفنون که بعدها وقتی رسالهای تحت عنوان امیرکبیر و ایران نوشت از دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران فارغالتحصیل شد و با همین مدرک بود که در وزارت امور خارجه مشغول شد و طی سفرهای کاری خود به دانشکده علوم سیاسی و اقتصاد لندن راه یافت و از این دانشگاه در رشته تاریخ و فلسفه سیاسی دکتری گرفت.
آدمیت را یکی از بزرگترین مورخان تاریخ فکر ایران لقب دادهاند و آثارش را در این گستره فراوان ستودهاند. آثاری همچون امیرکبیر و ایران که در سال 1323 به چاپ رسید، فکر آزادی و مقدمه نهضت مشروطه که در سال 1340 شمسی منتشر شد و به فاصله 6 سال بعد اندیشههای طالبوف تبریزی از آدمیت وارد بازار نشر شد، اما آدمیت در تاریخ پژوهی ید طولایی داشت و بر این واقعیت با اشاره به کارنامه کتابهای منتشره او بیشتر و بهتر میتوان مهر تایید زد؛ دیگر کتابهای به یادگار مانده از آدمیت از این قرارند: اندیشههای میرزا فتحعلی آخوندزاده، اندیشه ترقی و حکومت قانون، فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطه ایران، ایدئولوژی نهضت مشروطه ایران، اندیشههای میرزا آقاخان کرمانی، انحطاط تاریخنگاری در ایران، شورش بر امتیازنامه رژی، آشفتگی در فکر تاریخی، مجلس اول و بحران آزادی نگاهی ولو گذرا به این کارنامه پربار گویای آن است که همه این آثار، تاریخ معاصر ایران را از جنبش تنباکو در سال 1296 شمسی تا استبداد صغیر در سال 1290 شمسی دربرمیگرفت به استثنای واپسین کتابی که آدمیت سالها بعد نگاشت و در سال 1376 به چاپ رسید، کتابی که گویی رهایی آدمیت را از مباحثی که سالها در تاریخنگاری ایران معاصر با آن زیسته بود به رخ میکشید، کتابی تحت این عنوان: تاریخ فکر از یونان و سومر تا روم و البته چنان که پیداست آدمیت در این آخرین نگاشته خویش نیز از دالانهای پیچاپیچ تاریخ فکر گسسته نشده است. تاریخ فکر یکی از بزرگترین دغدغههای آدمیت در نقش یک تاریخپژوه بود.
مجموع آثاری که از آدمیت بر جا مانده است، او را به مثابه یکی از پرکارترین مورخان و تاریخپژوهان مشروطیت ایران نمایانده است، مورخی که با نگاهی تحلیلی و نه توصیفی به گزارش یکی از حساسترین پیچهای تاریخی سرزمین خود مبادرت ورزیده است و افزون بر این او را موسس مکتب تاریخنگاری در برابر مکتب وقایعنگاری دانستهاند، چنان که خود در دیباچه یکی از کتابهایش چنین نوشت که: تفکر تاریخی عنصر اصلی تاریخنویسی جدید است؛ کار مورخ گردآوری واقعیات از هر قبیل و تلنبار کردن آنها به صورت خشکه استخوان در موزه باستانی نیست.
و از همین رهگذر است که آدمیت میکوشد با راههای خود در دل دالانهای تاریخ فکر و تفسیر دادههای این گستره، پیکره تاریخ پژوهی سنتی و جهانبینی توصیفی، محور تاریخنگارانه را درهم بشکند.
یکی دیگر از دغدغههای تامل برانگیز آدمیت در گستره فراخ نگارش و پژوهش تاریخی، پرهیز از کتمان حقیقت تاریخ و در نتیجه تحریف تاریخ است. او در کنار چنین کوششی، خود را در تحلیل دادههای تاریخ مختار و مستقل میداند و همین آزادی فکری است که آثار آدمیت را از دیگر قالبهای تاریخنگاری متمایز میکند؛ نگاهی نو و بویژه همراه با تحلیل و موشکافی. آدمیت چنان در این موشکافیها دقیق است و چنان به بیطرفی مورخانه خود پایبند که مینویسد: هر نیک مردی بایستی نسبت به دوستان و وطن خود همدلی داشته باشد، شریک عواطف و تالمات دوستان باشد، اما چون پای تاریخنویسی به میان میآید بایستی آن بستگیها را کناری بگذارد و اگر حقیقت حکم میکند از ستودن دشمنان دریغ نورزد. همین طور از سرزنش سخت نزدیکترین دوستان روی برنتابد. آنگاه که خطا سزاوار انتقادی باشد.
و به تاسی از همین انگارهها و پایههای فکری است که زندگی آدمیت خود عرصه و گسترهای است که چنین نگرشی را در خود بازتاب داده است؛ آدمیت منتقدانی هم داشت؛ بخش مهمی از این انتقادات به کارنامه عملی آدمیت بازمیگشت که او را گاه در نقش یکی از نزدیکان دستگاه حاکمیت پهلوی مینمایاند. در گستره آنچه آدمیت در تاریخ نگاشته است نیز انتقادات بیشتر متوجه گزینشهای آدمیت در تکنگاریهای اوست. منتقدان آدمیت بر او خرده میگیرند که چرا از میان تاثیرگذاران نهضت مشروطیت بیشتر کسانی را برگزیده است که نگرش غیر دینی و خردگرایی صرف داشتهاند و چنین گزینشی را حمل بر مواضع سکولاریستی آدمیت کردهاند. در عین حال آدمیت از سوی طیف معتقد به خردگرایی نیز مورد انتقاد قرار گرفته است که چرا نقش روحانیت را در نهضت مشروطه پررنگ کرده است.
فارغ از درستی یا نادرستی چنین انتقاداتی و بیتوجه به نگرش فکری واقعی آدمیت، کوشش آدمیت در حقیقتگویی و بیطرفی در تاریخ ولو آنکه به حقیقت نیز نپیوسته باشد، از آدمیت چهرهای ساخته است که تاریخ نگاری را از اسلوب دیکته شده پیشین رهانیده و به سمت و سوی تاملبرانگیزتری هدایت کرده است.
مینو میبدی
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....