نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
از جمله این کتابهای ارجمند، نقیضه و نقیضهسازان است که گونههای مختلف اشعار نقیضه را با ژرفنگری خاص اخوان، به خوانندگان معرفی می کند. در فقره یازدهم (او فصلهای کتاب را فقره نام نهاده است) از شعر تزریق سخن می رود. پیش از آن که بگوییم شعر تزریق چیست، نمونهای از این گونه شعر را بخوانیم:
دیده آهو شود فانوس شمع انجمن
گر رسد پروانه شوخی چشمش در ختن
پرده چشم زلیخا ، جامه احزان بود
گر نباشد پیر کنعان دیده در ره پیرهن
نیست فرق از محمل لیلی و دل مجنون ما
اتحاد دوستان گل کرده اندر هر چمن
در پانوشت این شعر، اخوان می نویسد:
«لابد خواننده توجه دارد که ظاهرا طرز، از لحاظ وزن و قافیه عیبی ندارد و شبیه شعر است، تک تک کلمات هم معنی دارد ولی ترکیب و تلفیق و جملهبندی آنهاست که به کلی بیمعنی است یا اگر احیانا معنایی هم داشته باشد بعضی عبارات، اتفاقی و من غیرعمد است، درست مثل بعضی خزعبلات امروزی که نام "شعر نو گرفته و نقیضه و تزریقِ شعر است.»
حال تقریبا روشن می شود که شعر تزریق، چه نوع شعری بوده است، گونهای از کلام که شباهت زیادی به شعر واقعی دارد اما بیمعناست. اخوانثالث، درباره شاعری از مقربان شاه طهماسب صفوی به نام هدایتالله مشرفطهرانی مینویسد که این شخص خمسه نظامی را در اشعار مسلوبالمعانی به شیوه تزریق، تتبع کرده است و این چند بیت را از لیلی و مجنون او نقل می کند:
عاشق سگ یرغه بود میمون/ آوازه بلند شد زمجنون
تاریخ وفات گرگ جیم است/ آش شب چلهاش حلیم است
چون مکتب عشق جوش میزد/ دلاله مگس خروش میزد
ما و تو برادران موشیم/ همسایه اردک خموشیم
اخوان، پس از این ابیات با لحنی پردریغ، مینویسد:
«ملاحظه می فرمایید که کار شعر را که سخن معارف و حس و هیجان روح و تغنی دل و جان آدمی است به کجاها کشانده اند؟ بله متاسفانه حقیقت دارد قضیه آن خمسه مسلوبالمعانی»
اینک من بر سخن آن بزرگمرد این نکته را می افزایم که در روزگار رونق بازار تفنن و ابتذال در سخن، آن بازیگران و بازیچههاشان به هر حال چندان داعیه جدیت و سخنوری نداشتهاند و چنان که در همان کتاب هم آمده است؛ درعهد صفویه، از این گونه نظمسازان، بسیار بودهاند که به تقلید و مسخرگی و ندیمشیوگی شهرت داشتهاند و نویسندگان تذکرهها شغل و شیوه ایشان را صریحا همین کارها نوشتهاند.
اما سخن من برسر این است که در روزگار ما، همین بیمعناگویی و پریشاننویسی و مسخرگی در سخن، برای خودش مکتبی شده است با داعیههایی شگفت و از جمله پیشتازی در نوآوری و تجدد و با سرفرازی تمام اعلام می دارد که ما توانستیم، شعر را از قید و بند معنا رها سازیم !
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛