آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
آنچه میخواهم برایتان بگویم پرونده مردی است که با تشکیل یک باند، جرایم خشنی را انجام داده بود. زمانی که پرونده او را نزد من آوردند موضوع شکایت مردی بود که به خانهاش دستبرد زده بودند. این مرد در شکایت خود گفته بود جوانی برایش شیرینی نذری آورد و او هم شیرینی را به خانه برد و با خانوادهاش خورد و بعد همه آنها بیهوش شدند و وقتی به هوش آمدند فهمیدند چندین میلیون تومان پول از خانهشان به سرقت رفته است.
این مرد ماموران را راهنمایی کرد و عکس چهرهنگاری شده کسی را که برایش شیرینی آورده بود در اختیار پلیس قرار داد. چند روز بعد شکایتی دیگر به من ارجاع شد که در آن مرد مدعی بود با قمه به او حمله کرده و خودرواش را به سرقت بردهاند. زمانی که این مرد شاکی نیز پلیس را راهنمایی کرد و عکس چهرهنگاری شده متهم تهیه شد، من متوجه شدم این عکس با چهرهنگاری قبلی شباهت زیادی دارد. با توجه به گفتههای هردو شاکی دریافتم احتمالا متهم هر دو پرونده یک نفر است.
در حالیکه تحقیقاتم را آغاز کرده بودم گزارش چند سرقت دیگر که به یک شیوه انجام شده بود گزارش شد و ما سرانجام مخفیگاه سارقان خشن را که در اطراف کرج بود، شناسایی کردیم. ماموران به آنجا رفتند و متهمان را بازداشت کردند.
البته این تمام ماجرا نبود ماموران در مخفیگاه این باند متوجه شدند سارقان خشن زنی را در زیرزمین مخفی کرده و دست وپای او را بستهاند.
آنچه برایتان گفتم همه جنایات این باند خشن نبود. فرد اصلی این باند جوانی 21 ساله بود که مدتها نزد یک سارق حرفهای کارآموزی کرده و بعد خودش یک باند تشکیل داده بود. این جوان و باندش در مواجهه با قربانیان خود بسیار خشن عمل میکردند و آنها را بشدت میترساندند و آزار میدادند. من علاوه بر بازجویی از متهمان درباره خانواده پسر جوانی که این باند را تشکیل داده بود نیز تحقیق کردم و متوجه شدم این جوان از کودکی با مادرش زندگی میکرده و پدرش آنها را ترک کرده است. مادر او چندین بار ازدواج کرده و جدا شده بود و این پسر از سوی شوهران مادرش مورد آزار قرار میگرفت و حتی متوجه شدم که این مرد مورد آزار جنسی هم قرار گرفته است. هرچند گذشته افراد در مجازات آنها به خاطر جرمی که مرتکب شدهاند تاثیری ندارد، اما من به عنوان بازپرس باید کارم را درست انجام میدادم. خشم فرو خورده این جوان دلیلی بود برای اینکه چنین خشونتی را از خود نشان دهد و اعمالی را انجام دهد که یک انسان عادی هرگز نمیتواند چنین کارهایی بکند.
پرونده این باند با دهها شاکی و جرایم خشنی که انجام داده بودند پس از صدور کیفرخواست به دادگاه فرستاده شد، اما من هرگز این جوان را فراموش نکردم چرا که خشونت بیحدش ناشی از ظلم و ناکامیهای او در دوران کودکیاش بود. اگر انسانها دوران کودکی سالمی را پشت سر بگذارند قطعا جرم و میزان جرایم بشدت پایین خواهد آمد.
انسانی که خشونت نبیند نمیتواند و نمیآموزد خشن باشد. به یاد دارم وقتی مادر این مرد برای پیگیری پرونده فرزندش به دادگاه آمد به من گفت چه زجرهایی کشیده است تا فرزندش را بزرگ کرده و وقتی او از مشکلاتش میگفت متوجه شدم متهم با توجه به خصوصیاتی که مادرش تعریف میکند یک کودک بیشفعال بوده است. بسیاری از مجرمان در کودکی این مشکل را دارند و از آنجا که درمان نمیشوند و خانوادهها اطلاعات کافی در این خصوص ندارند در بزرگسالی مشکلات فراوانی برای آنها بهوجود میآید.
محمدرضا حیدری ـ دادیار دادسرای جنایی تهران
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....