آندرس اینیستا در زمان مناسب در جای مناسب قرار داشت. زمان، دقیقه 116 بازی فینال جامجهانی در روز 11 جولای سال 2010 بود. او در داخل محوطه جریمه تیم هلند در سمت راست قرار داشت. حالا که به گل او نگاه میکنیم به نظر کار سادهای میرسد، اما گل اینیستا مهمتر از هر گل دیگری در تاریخ فوتبال این کشور توانست مردم این کشور را با هم متحد کند.
خود اینیستا درباره این گل میگوید: «وقتی پاس را گرفتم میدانستم که باید این توپ را گل کنم و تصمیمم را برای زدن توپ به همان منطقه دروازه گرفته بودم. همه چیز برایم مشخص بود. ذهنم در آن لحظه کاملا آماده بود و تمرکز لازم را داشتم تا توپ را گل کنم.»
گل تاریخی
اینیستا توپ را با ضربه دقیق به ثمر رساند و با این کار خودش را در تاریخ اسپانیا ثبت کرد. اما کاری که او پس از به ثمر رساندن گل انجام داد هم توجه بسیاری از مردم اسپانیا را به خود جلب کرد و نشان داد او تا چه حد فردی بشردوست است. او پس از به ثمر رساندن گل پیراهن ورزشیاش را درآورد. روی پیراهن زیر او نوشته شده بود دنی ژارکو همیشه با ماست. ژارکو که یک سال قبل به خاطر نارسایی قلبی درگذشته بود کاپیتان تیم اسپانیول ـ تیم همشهری بارسا ـ بود. این گل و حرکت پس از آن اینیستا را بیش از پیش مشهور کرد.
اینیستا در حالی با زدن این گل به شهرت رسید که حضورش در این بازیها با اما و اگرهای زیادی همراه بود و در اولین بازیهای تیم هم چهره خوبی از خودش به نمایش نگذاشته بود. یکی از ستوننویسهای مارکا پس از بازی با شیلی اشاره کرد که اینیستا به طور کلی شوت کردن به سمت دروازه را فراموش کرده و آنقدر میترسد که از نظر روحی اصلا آماده نیست. اما خوشبختانه در دقیقه 116 بازی فینال اینیستا در شرایط بهتری بود.
تداوم نگرانی
اینیستا در ادامه میگوید: «نمیخواهم قهرمانسازی کنم، اما شرایط خیلی سختی داشتم. آخرین مصدومیت من سختترین مصدومیتم در تمام دوران بازیام بود. میدانستم که جامجهانی در راه است و زمان هم به سرعت از دست میرفت. خوششانس بودم مصدومیتم آنقدر که به نظر میرسید بلندمدت نبود و توانستم به آفریقای جنوبی برسم، ولی با این حال نگران بودم. خیلی دوست داشتم در جامجهانی بازی کنم و میترسیدم با آمادگی به بازیها نرسم. 2 ماه و چند روز به بازیها مانده بود که پزشک بارسا به من گفت باید 8 هفته بازی نکنم. از آن زمان تنها یک چیز در ذهنم بود، اینکه آماده باشم و حداقل در بازیهای حذفی بتوانم بازی خودم را داشته باشم. میدانستم در بازیهای گروهی نمیتوانم در فرم دلخواه باشم، ولی نهایت تلاشم را انجام دادم. من با ویسنته دلبوسکه صحبت کردم و از راهنماییهای فرناندو هیرو هم استفاده کردم. آنها از شرایط من اطلاع کامل داشتند و حمایتشان برایم اهمیت زیادی داشت. آنها مرا باور داشتند و این برایم ارزش زیادی داشت.»
بهبود شرایط تا فینال
با شروع تورنمنت شرایط اینیستا بهتر و بهتر شد و با اینکه بعدها مورینیو درباره گل اینیستا در فینال به تمسخر گفت «هر مدافع چپ پای مسنی هم میتوانست آن توپ را گل کند» اما همه چیز برای او منتهی به آن گل نمیشد. او در بازیهای مقابل پاراگوئه و آلمان فوقالعاده بود و در فینال مقابل هلند هم بویژه در وقت اضافه خوب کار کرد. گل اینیستا به گفته یوهان کرویف گل همه بازیکنان اسپانیا بود. او در آغاز این فصل در اکثر ورزشگاههای اسپانیا در بازیهای باشگاهی تشویق شد. گرچه هر بازیکنی این گل را زده بود مستحق تشکر بود، اما گلی که او زد جشنی جهانی را به همراه داشت چرا که فوتبال زیبا را در نهایت برنده جامجهانی کرد. همین نکته سبب شد تا وقتی مورینیو به درستی از کاندیداشدن اینیستا برای عنوان بهترین بازیکن جهان انتقاد کند، مطبوعات اسپانیایی و غیر اسپانیایی از او انتقادهای شدیدی به عمل بیاورند و بعد از اینکه مسی به این عنوان رسید همه با اینکه بر صحت این انتخاب اتفاق نظر داشتند، اما از اینکه قهرمان جام به جایزه نرسیده ناراحت بودند.
بازیکنی به دور از حاشیه
چند سال قبل، پیش از آنکه او به این درجه از شهرت و محبوبیت برسد یکی از همتیمیهایش تاکید کرد او تنها فاقد یک چیز است؛ حمایت مطبوعات.
لورنزو فرر ، مربی پیشین بارسا هم در یکی از گفتوگوهایش اشاره کرد: در جامعه ما متاسفانه فوتبالیستهای سر به زیر به جایی نمیرسند و به اندازه بازیکنان یاوهگو مشهور نمیشوند. اینیستا همیشه خوب بوده، اما متعجم چرا این همه مدت زمان برد تا او کشف شود.
گواردیولا هم درباره او گفت: شاید شهرت اندک او به این خاطر بود که موهایش را به شکل معمولی کوتاه میکرد و بدنش را خالکوبی نکرده بود. این خصوصیات او را برای رسانهها جذاب نمیکند، ولی برای بارسا او از بهترینهاست.
پس از پایان جامجهانی اینیستا از نظر تکنیکی بهتر هم شده و مشکل مصدومیتش به طور کامل برطرف شده و حالا با آرامش بیشتری در زمین بازی میکند و در ترکیب امسال بارسا در میانه زمین جای گرفته است. در فصل قبل اینیستا در 29 بازی که برای بارسا انجام داد تنها یک گل به ثمر رساند اما در فصل جاری تا به حال 6 گل زده که بهترین آمارش در تمامی سالهایی است که در این تیم آبی اناری پوش بازی کرده است. گواردیولا در مورد او ادامه میدهد: او بهترین بازیکن این فصل ما در کنار مسی است. ما در سال قبل در بازیهای کلیدی در لیگ قهرمانان او را نداشتیم و شاید یکی از دلایل حذف ما مقابل اینتر همین بود. او میتوانست به ما کمک زیادی کند.»
اهمیت زندگی اجتماعی
اما بعد از قهرمانی اسپانیا در جامجهانی 2010، رسانهها بیش از حد روی زندگی خصوصی او تمرکز پیدا کردهاند، ولی او مشکلی با این مساله ندارد و میگوید: انتظار داشتم چنین برخوردی با من صورت بگیرد و اهمیتی به اینکه همیشه دنبال من باشند و کارهایم را زیر ذرهبین قرار بدهند نمیدهم. ارزشی که مردم برای من و بازیام قائل هستند از همه چیز و حتی قهرمانیها مهمتر است. برایم اهمیت دارد مردم برای کاری که انجام میدهم ارزش قائل شوند چون گذشته از فوتبال ما همگی بخشی از مردم و جامعه هستیم.
خوزه آنتونیو اینیستا پدر آندرس هنوز هم عکسی از پسرش با پیراهن بارسا در سن 17 سالگی را در کیف پولش حمل میکند او در شهر کوچک لامانچا، آجرپز بود و همسرش هم پیشخدمت رستوران. آندره در آن شهر بازیکن شاخصی بود و این موضوع از دید تیم استعداد یابی بارسا پنهان نماند. او در 12 سالگی به بارسا رفت تا در تیم زیر 14 سال این باشگاه بازی کند و در آنجا با مسی آشنا شد و دوستی آنها تا به حال ادامه داشته است. زمانی که او در سن 15 سالگی به عنوان کاپیتان تیم 15 سالههای بارسا قهرمان جام نایکی شد گواردیولا، الگوی ورزشیاش جام قهرمانی را به او داد و این برای سالها افتخار بزرگی برای او محسوب میشد تا اینکه او در سال 2009 گل مساوی را برابر چلسی در دقیقه 88 بازی زد و سبب شد تا بارسا به فینال لیگ قهرمانان راه پیدا کند و پس از شکست دادن منچستر یونایتد قهرمان شود. در آنجا بود که اینیستا لطف بزرگ گواردیولا را جبران کرد و در واقع جام قهرمانی لیگ قهرمانان را به او رساند.
ماهنامه ورلد ساکر
مترجم: امیررضا نوریزاده
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....