پنجشنبه گذشته در هوای گرم بعدازظهر ، دوستان و آشنایان الهه کریمی پور بر سر گورش گرد آمدند تا بر مظلومیت این دختر بی گناه که قربانی کینه توزی نامادری اش شده بود ، اشک بریزند. بر گور این دختر تنها ، هنوز سنگ قبری وجود نداشت و فقط عکسی رنگی از او با لبخندی کودکانه در پس زمینه ای سبز تنها چیزی بود که می توانست گور او را مشخص کند. صبح این روز ، نامه ای از مادر الهه به مناسبت چهلمین روز درگذشت او در روزنامه جام جم به چاپ رسیده بود ، رنجمویه هایی از زنی که تنها امید زندگی اش را هم از دست داده بود ، زنی در آستانه فصلی سرد. همان روز خوانندگان بسیاری با گروه حوادث امروز روزنامه تماس گرفتند و ضمن تسلیت و همدردی با مادر داغدیده الهه ، نظرات خودشان را در این باره مطرح کردند. متن زیر پیامی است از خانم رویا ک از تهران که به دنبال خواندن نامه مادر الهه ، با او همدردی کرده است :نامه ات را خواندم ، نامه مادری دردمند را که دختری که همه زندگی اش بود، از دست داده است . دلم می خواست حرفهایی را می زدم که فکر می کردم باید خیلی از آنهایی که از این پس قصد طلاق و جدایی دارند، باید بدانند. الهه حالا نیست ، او را کشته اند، اما من فکر می کنم ما هم مقصریم . من و تویی که با داشتن کودکی در زندگی خیلی راحت برای آینده خودمان طلاق می گیریم و جدا می شویم و کودکمان را به آینده ای نامعلوم می سپاریم . بی آن که مسوولیت خودمان را در قبال کودکمان بشناسیم و بدانیم که این چرخه دایمی است که برای فرزندان طلاق اتفاق می افتد.خواهرم ! من و تو باید می دانستیم که امضای پای برگه طلاق ، امضای جواز بدبختی و درماندگی کودک خردسال و بی دفاعمان است . ما باید با سختی های زندگی می ساختیم و تمام زندگی را از آیینه چشمان آن کودک خردسالمان می دیدیم که دلش می خواست در هر صورت کنار ما بماند و به دست دیگری سپرده نشود.