در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دنیای شعری علیرضا لبش در این مجموعه دنیایی زنده و در جریان است. به عبارتی، شاعر در این فصل از شاعرانگیهای خود شعرهایش را زیسته و از پنجره شعرها، افقهایی را به ما نشان میدهد که حاصل ذوق و قریحه او در برخورد با اتفاقهایی است که ریشه در ناخودآگاه شاعر دارند و به نوعی ناخودآگاه جمعی ما را هم با خود همراه میکنند؛ اتفاقهایی که کشفهای شاعرانه در آنها کم نیستند:
اسبها
چون قهوهای حل نشدنی
در یک استکان چای سبز
شالیزار
زنی شده بود
با جامهای نازک و نمناک
یادها و یادمانها در شعرهای مرثیهای برای گمگشتگی ریشه در اتفاقهایی دارند که سهم مشترک شعر و مخاطب را تعریف میکنند و با این حساب اگر شعر را پلی بین تنهایی و همراهی فرض کنیم، درمییابیم شاعر برای برانگیختن حس همذاتپندارانه مخاطب میتواند از عادت کردهای ذهنی و زبانی یا تمهیدات دیگری استفاده کند و در این مجموعه آنچه بار اصلی به استحاله کشاندن مخاطب و القای شعریت اثر را به دوش میکشد، گرههای عاطفی و حسی نوستالژیک است که به گونهای پیچکوار بر ساقه اتفاقهایی تنیده و ریشه در تجربههای شاعر دارد:
با شوشتری نشسته بودیم
زیر پردههای سهتار
گوشهای در اصفهان
دشتی آمد
خبر آورده بود
از تنبور سیدخلیل
میان آتش
رشتههای موسیقی
به انگشتانم چسبید
و تار آتش گرفت
شاعر دنیای تجربههای ذهنی و زبانی خود را همراه با شناخت عمیق خود از کاربرد کلمات و به هم ریختن افقهای معنایی در بیانی استعاری و نگاه به زیرساختهای آنچه شالوده زبان بر آن استوار میشود در پی رنگی از روایت و حادثهای شاعرانه بیان میکند.
آنچه مسلم است علیرضا لبش در مرثیهای برای گمگشتگی شاعری است که در به دست دادن فضایی شاعرانه و شعرهایی یکدست به توفیق قابل توجهی رسیده و پنجرههای شعریش را رو به ساحت مخاطب گشوده، اما در یک نگاه کلی باید اذعان کرد شاعر هنوز در برخی موارد تقطیع شعرها را رعایت نکرده و ساختار برخی شعرهایش منسجم نیستند و شالوده شعرهایش نیازمند سختگیریهای بیشتری است، اما به هر تقدیر مجموعه مرثیهای برای گمگشتگی را باید به فال نیک گرفت بخصوص برای شاعری که دنیای واژگانی گسترده و تجربههای گرانسنگ را با خود دارد و با این همه میتوان امیدوار بود:
بسیار شبها
باد را به چای دعوت کردهام
بسیار شبها باد بوی تو را در خاطرم ریخته
بسیار شبها
در قهوهخانهای دور با یک چای و سیگار
به دستهایت فکر کردهام...
کمال شفیعی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: