به گزارش «جامجم»، هفته گذشته مردی جوان با حضور در شعبه چهارم دادیاری دادسرای عمومی و انقلاب شهریار از گم شدن خواهرش خبر داد.
شاکی در این باره به دادیار مسلمی گفت: چندی پیش، خواهرم با مردی جوان در یکی از بوستانهای شهر آشنا شد و در ادامه این آشنایی، مرد جوان به خواستگاری خواهرم آمد، اما خانوادهام با این وصلت مخالفت کردند.
شاکی یادآور شد: با اصرارهای خواهرم مبنی بر ازدواج با مرد جوان، والدینم تصمیم گرفتند در خصوص وضعیت خانوادگی و شغلی مرد خواستگار تحقیق کنند. آنها پس از چند هفته تحقیق پی بردند که جوان خواستگار یک قاچاقچی حرفهای و فروشنده موادمخدر (کراک) است.
خواستگار قاچاقچی بود
شاکی اضافه کرد: با اطلاع از این موضوع، ماجرا را با خواهرم در میان گذاشتیم ولی او بیتوجه به این حرفها، همچنان برای ازدواج با این مرد خواستگار پافشاری میکرد. در همین ارتباط، والدینم در پی ملاقات با جوان خواستگار، از او خواستند خواهرم را فراموش کند، ولی او خانوادهام را تهدید کرد.
فراری دادن دختر معتاد از کمپ
شاکی اذعان کرد: یک هفته بعد، متوجه تغییر رفتارهای خواهرم شدم. مساله را با والدینم در میان گذاشتم. مادرم وقتی او را به یک مرکز درمانی برد، پی برد که خواهرم به کراک معتاد شده است. او را به یک کمپ بردیم تا ترک کند، اما بعد از آن، جوان خواستگار به دیدن او رفت و شبانه خواهرم را از آن محل خارج کرد.
شاکی درباره قاچاقچی شدن خواهرش گفت: یک ماه پس از فرار خواهرم، در ادامه جستجوهایمان باخبر شدیم او در زندان به سر میبرد. با اطلاع از این موضوع، با سپردن وثیقه خواهرم را آزاد کردیم. همان جا بود که پی بردیم خواهرم گرفتار باندی شده که یکی از مهرههای کلیدی آن، جوان خواستگار ـ قاچاقچی ـ است.
شاکی یادآور شد: چند بار دیگر خواهرم از خانه فرار کرد و دوباره با جوان قاچاقچی به خرید و فروش مواد مخدر پرداخت به این ترتیب ، او تبدیل به یک قاچاقچی شده بود. آخرین بار 50روز در زندان بود تا اینکه با اصرارهای مادرم، پدرم سندی را برای آزادی او به دادگاه ارائه کرد.
وی افزود: خواهرم آزاد شد و به خانه بازگشت. اما چند روز پیش در غیاب اعضای خانواده، خواهرم که در زیرزمین خانه زندانی بود، بار دیگر فرار کرد. در همین موقع جوان خواستگار در تماس تلفنی مدعی شد که خواهرم را ربوده و در صورت شکایت از وی ابتدا خواهرم را خواهد کشت سپس ، خودش نیز خودکشی خواهد کرد. درپی شکایت این مرد، پروندهای تشکیل و جستجو برای یافتن مرد آدمربا آغاز شد تا اینکه چند روز پیش، وی در یکی از محلههای شهریار دستگیر شد.
انکار متهم
با انتقال متهم به مرکز پلیس، وی در بازجوییها، گفتههای شاکی را نپذیرفت و گفت: من به خواهر شاکی علاقهمندم. آنها او را پنهان کردهاند تا از من انتقام بگیرند.
وی افزود: از وضعیت دختر مورد علاقهام بیخبرم. او خودش به مواد مخدر معتاد شد و من در اعتیاد و قاچاقچی شدن او نقشی نداشتم.
در حالی که تحقیقات از این متهم ادامه داشت، مردی دیگر با حضور در مرکز پلیس شهریار از مرد قاچاقچی ـ متهم ـ شکایت کرد و گفت او با تخریب انبار باغ خانوادگیاش، موتورسیکلت و اموال او را به سرقت برده و به سرایدار یک باغ فروخته است.
به این ترتیب، متهم مورد بازجویی قرار گرفت و به سرقت و فروش اموال دزدی اعتراف کرد. بنا بر این گزارش، مرد قاچاقچی با قرار قانونی روانه زندان شد، تحقیقات تکمیلی از او برای مشخص شدن سرنوشت مرموز دختر جوان ادامه دارد.
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....