چه میتوانم بگویم
آنگاه که عقل قاصر است
از درک حرفهای دل
چه میتوانم بگویم
آنگاه که چشم نمیبیند
منتهای دلدادگی را
چه میتوانم بگویم
وقتی عشق به میدان میآید
چه میتوانم بگویم
در گردباد دوست داشتن
که همه چیز
چونان پر کاهی میرود
میرود تا فقط تو بمانی در خیال من
و من برای تو
من این شبهای بلند را دوست دارم
و بلندترین شب سال را بیشتر
آن شب که
تو دقیقهای بیشتر در خیال من میمانی
ک. مهربان