در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خونبها گرچه ارتباط مستقیمی با این واقعه بزرگ ندارد یا مثل سریال شب دهم از مناسک و مناسبتهای آیینی این ماه در قصهپردازی خود استفاده نمیکند، اما به شکل تلویحی از مفاهیم و نگرش عاشورایی در مضمون قصه دست به این کار میزند و به نوعی ایدهآلهای خود را تحت تاثیر مفاهیم آن به شکل دراماتیک صورتبندی میکند.
خونبها سریال شخصیت محور و قهرمانگرایی است که اتفاقا حضور پولاد کیمیایی با توجه به جنس بازیش و نوع دیالوگ گفتنش در برجسته شدن این قهرمان تاثیر زیادی گذاشته است. وی نه فقط در موقعیت داستانی سریال که به واسطه قهرمان ورزش بوکس بودن نیز در مرکز ثقل قصه قرار میگیرد. به همین دلیل نیز خصلتهای پهلوانی و جوانمردی در او پررنگ بوده و اکنون در یک موقعیت تراژدیک قرار گرفته که این وجوه از شخصیت وی را بیشتر جلوه میدهد. رسول (پولاد کیمیایی) پس از قهرمانی در مسابقات بوکس و بازگشت به ایران با مرگ مشکوک برادرش مواجه میشود که دانشجو بوده و در یک پیتزافروشی کار میکرده است. مرگی که میتواند بیارتباط با موقعیت اجتماعی و شخصیتی رسول نباشد. او درست زمانی با قتل برادرش روبهرو میشود که در یک رقابت جهانی به افتخاری ملی دست پیدا کرده است، اما اکنون رسول در شرایطی قرار گرفته که نه میدان و گود بازی که صحنه زندگی او را به مبارزه و مقاومت دعوت کرده است. او در کشف راز قتل برادرش با دو زن برخورد میکند که مشکوک بودن قتل رحیم را بیشتر میکند یکی همکلاسی رحیم به نام الهام که سر یک تحقیق مشترک درباره کراک همکاری میکردند و در اولین ملاقاتی که با هم بر سر مزار رحیم داشتند الهام نیز بر اثر بمبگذاری کشته میشود و دیگری زنی به نام فرشته (لیلا اوتادی) که صاحب کار رحیم در پیتزافروشی بوده و رسول از طریق ارتباط او با یک باند بزرگ قاچاق مواد مخدر برخورد میکند. این دو زن و نسبت آنها با مرگ رحیم نشان میدهد که بین آن تحقیقات و این باند قاچاق مواد مخدر ارتباط معناداری وجود دارد که محصول ترکیب این دو موقعیت همان قتل رحیم است. اینک رسول در مسیر خطرناکی قرار گرفته که باید جانش را در پی این مکاشفه و کشف راز قتل برادرش به خطر بیندازد. به نوعی موقعیت رسول را میتوان با موقعیت سیامک (مصطفی زمانی) در فیلم کیفر مقایسه کرد که در آنجا اعدام برادر و در اینجا قتل برادر به عنوان راز و گره بنیادی قصه قرار میگیرد تا قهرمان داستان با مکاشفه آن به رمزگشایی دست بزند. به همین دلیل خونبها قصه پرتعلیقی داشته و ریتم کار نیز متناسب با همین فضای معمایی ـ جنایی ضرب آهنگ مناسبی دارد.
رسول قهرمان شکست خورده و تنهایی است که از یک سو جان خود را در کشف راز قتل برادرش به خطر انداخته و از سوی دیگر تنها مرد خانه است که باید مراقب خانواده و مادرش هم باشد. ضمن این که او در ارتباط با زندگی شخصی خودش و ازدواج با نامزدش نیز با فشارهای خانوادگی و اجتماعی همراه است. این خصلت و منزلت قهرمانی است که همواره در موقعیت دشوار تنهایی قرار دارد و یک تنه باید در برابر ناملایمات زندگی بایستد. این تنهایی شاید دلیلی باشد که خیلیها میخواهند به قهرمان تکیه کنند.
خونبها هم ساختاری معمایی ـ پلیسی دارد که بخش عمدهای از تعلیقات داستان و التهابات قصه و البته ریتم تند سریال بر ساخته همین موقعیت است و از سوی دیگر یک داستان خانوادگی است که مناسبات عاطفی و احساسی را در تناسب با بحران بزرگی به نام مرگ برادر به تصویر میکشد، اما آنچه در پس این اتفاقات و موقعیتها برجسته شده و به پیام اصلی سریال تبدیل میشود فردیت قهرمان قصه است. قهرمانی که فقط شخصیت محوری داستان نیست و شمایلی از قهرمان بودن را در رفتار و منش او میتوان بازشناسی کرد. او بسیار سرسخت و نفوذناپذیر است و آنچه که به جانش آتشزده ظلمی است که بر برادر و خانوادهاش رفته است. او تصویری از قهرمانی تنهاست که در برابر ظلم مقاومت میکند و زیر بار حرف زور نمیرود، ورزشکار بودن بویژه قهرمان بوکس بودن نیز در خلق این موقعیت بیتاثیر نبوده است. بازی گرم و قدرتمند پولاد کیمیایی را نباید در تصویرسازی مخاطب از قهرمان قصه دستکم گرفت.
خونبها واجد یک داستان پازلوار و ترکیبی است که حول محور شخصیت اصلی قصه رسول به وحدتی دراماتیک میرسد و هر چه که جلوتر میرود بر شاخ و برگهای گره اصلی داستان افزوده شده و رسول در موقعیتهای پیچیده و دشوارتری قرار میگیرد. یک نوع فردیت و اقدام شخصی برای ظلمستیزی و عدالتطلبی در رسول قابل تشخیص است که اگرچه ممکن است سیمای قهرمان گونه وی را برجسته کند، اما ممکن است او را دچار دردسر و مخمصه کند. یک نوع تکروی و طغیانگری که البته جذابیت بیشتری به درام میبخشد و سریال را تماشاییتر میکند.
سیدرضا صائمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: