اخلاق مستندسازی

مایکل رابیگر در بخش هفتم از کتاب «کارگردانی مستند» فصلی مجزا دارد درباره اخلاق مستندسازی با عنوان «اصول اخلاقی، فرآیند خلق و وظیفه مستند». به عقیده مایکل رابیگر، هر کسی که حتی مستند بسیار کوتاهی ساخته باشد‌ خیلی زود متوجه می‌شود که تعهداتی بین سازنده و شرکت‌کننده در فیلم به‌وجود می‌آید.
کد خبر: ۳۷۳۹۸۵

رابیگر در جواب این سوال که چرا و چگونه مستندساز ‌این‌طور با اصول اخلاقی و تعهدات گره خورده است، می‌نویسد: «در مراحل اولیه، هر تصمیم کوچکی نیز آدم را از ماهیت خود می‌ترساند، اما پس از گذشت چند سال، ‌اگر آن فرد در نهاد یا سازمانی خبری در کنار همکارانی کهنه‌کار و سرد و گرم چشیده کار کند،‌ تصمیم‌گیری برایش ساده و به مساله‌ای صرفا حرفه‌ای(در مفهوم بد آن) تبدیل می‌شود. در واقع،‌ در معرض این خطر واقع می‌شوید که به مشاهده‌گری بی‌احساس و بی‌عاطفه تبدیل شوید یا برای رسیدن به اهداف خود از مردم استفاده ابزاری کنید. عضویت رسمی در سازمان‌های نیرومند براحتی شما را به دام خودبزرگ‌بینی و دست کم گرفتن اهمیت فرد فرد کسانی می‌اندازد که شما را به درون زندگی خود راه می‌دهند.»

مقولاتی که رابیگر در این فصل درخصوص مساله اخلاق مستندسازی بیان می‌کند به مثابه منشوری است که اصول اخلاقی اساسی در کار مستند را پیش روی ما قرار می‌دهد. این اصول عبارتند از:

1ـ امانتداری فیلم مستند نسبت به زندگی افراد و تعهد به حقیقت 2ـ مسوولیت در قبال مسائل زندگی شرکت‌کنندگان و تعهدات اخلاقی متعارف در مورد هشدار به پیامدهای جلوی دوربین قرار گرفتن 3ـ‌ مستند به عنوان عامل تسریع تغییر در زندگی شرکت‌کنندگان و مسوولیت ما به عنوان مستندساز 4ـ‌ ادعای حقیقت در هر دو حوزه مستندسازی شفاف و انعکاسی(به بیان مترجم، در اینجا منظور از مستند شفاف و مستند انعکاسی، مستند واقعگرایانه و مستند ذهنی است) 5 ـ تشریح اهداف و ایجاد جوّ اعتماد 6 ـ کنار آمدن با تغییرات یا کنار گذاشتن پیش‌فرض‌های اولیه 7ـ وابستگی شرکت‌کنندگان 8 ـ مسوولیت نسبت به بیان حقیقت در مرحله تدوین 9ـ نگرش و قضاوت ما درباره شرکت‌کنندگان آنها را در معرض دید عموم قرار می‌دهد، بنابراین لازم است یاد بگیریم چگونه باید آنها را مهیای پذیرش چیزی کرد که احتمالا «منفی» ارزیابی‌اش می‌کنند. 10ـ فرآیند خلق با در نظر گرفتن درون‌بینی 11ـ قضاوت ما که خالق اثر هستیم، در معرض دید عموم قرار می‌گیرد؛ پس ‌باید با آنها زندگی کنیم. 12ـ‌ تغییر در نتیجه ساخت هر اثر 13ـ‌ پذیرش واقعیت ناتوانی عده‌ای در قبول واقعیت یا کلام آخر 14ـ‌ یاد گرفتن زندگی با محدودیت‌های هویت خلاقه 15ـ این که آخرین اثر باید ما را برای ساخت اثر بعدی مهیا کند.

رابیگر در ادامه، مسائل دیگری را هم درخصوص رعایت اخلاق مستندسازی بیان می‌کند. از جمله این‌که احتمال دارد مستندساز پس از نمایش عمومی فیلم، هر چند با اجازه شرکت‌کننده، لطمه جبران‌ناپذیری به زندگی خصوصی آن فرد وارد کند. این مساله وقتی بیشتر اهمیت پیدا می‌کند که به این نکته توجه داشته باشیم که مستندسازان معمولا به شرکت‌کنندگان اثر خود دستمزدی نمی‌پردازند حال آن‌که سازندگان فیلم سینمایی داستانی برای استفاده از بازیگران هزینه می‌کنند. از این گذشته به اعتقاد رابیگر «حتی اگر پول فراوانی هم پرداخت شود، مسوولیت اخلاقی شما کماکان به قوت خود باقی است. مستند با این‌که به بازیگرانش پول پرداخت می‌شود باز هم ماهیتی استثماری دارد.» به بیان رابیگر کارگردانی مستند گاهی شبیه کار پزشک ماهری است که روش‌های درمانی پیچیده و عواقب ناگزیر عمل جراحی را برای بیمار خود شرح می‌دهد. باید توجه داشت که بعضی از شرکت‌کنندگان در فیلم‌های مستند شناخت لازم برای درک عواقب این شرکت را ندارند یا اصولاً به آن اهمیتی نمی‌دهند، اما به رغم این‌که مستندساز با اخذ مجوز پخش از شرکت‌کنندگان تعهدی قانونی به عهده ندارد، برای بسیاری از فیلمسازان معتقد به اصول اخلاقی، اخذ این مجوز به تنهایی کافی نیست.

از اینجا می‌توان مرز میان کار حرفه‌ای و کار اخلاقی را در فرآیند مستندسازی شناخت. باید دانست که هرچه حق بود لزوما اخلاقی و درست نیست. شاید به لحاظ حقوقی، مستندساز نیازی به مراعات این قبیل جزئیات اخلاقی دست و پاگیر نداشته باشد، اما در کار مستند فقط مباحث حقوقی مطرح نیستند. در مقابل حق باید به تکلیف هم توجه داشت. مستندسازی با هنر سر و کار دارد و هنر هم ریشه در عشق و احساس دارد. از این رو مستندساز نمی‌تواند به قانون عمومی جامعه که به اقتضای عمومی بودنش خالی از نقص نیست، اکتفا کند. بلکه لازم است علاوه بر مراعات قوانین حقوقی عام، در وجود خودش نیز نظام قانونی مجزایی داشته باشد براساس اصول اخلاقی مشخصی که ریشه در تکلیف‌مداری دارند. براستی اگر مستندساز تکلیف‌مدار نباشد چه کسی باید باشد؟

رابیگر برای مستندساز،‌ وظیفه و رسالت قائل است. به نظر او هویت مستندساز را باورهای اعتقادی او تشکیل می‌دهد. او آشکارا مخالف فردمحوری در کار مستندسازی است و از همین‌رو واژه رسالت را برای بیان منظور خود به کار می‌برد. این جملات بروشنی نمایانگر تعریف اخلاقی رابیگر از کار مستندسازی است: «اجتناب از افراط در نمایش خود و توجه به این واقعیت که باید دردناک‌ترین تجارب خود را در جایی و در حدیث دیگری بیابید، به شما کمک می‌کند اثری مبتنی بر دیدگاهی عام و جهانشمول بسازید.»

اما فقط مایکل رابیگر نیست که درباره‌ مساله مهم اخلاق مستندسازی بحث کرده و به آن توجه نشان داده است. باری همپ هم در کتاب معروف خود «ساختن فیلم مستند» فصلی مجزا دارد با عنوان «اخلاق مستندسازی» که از قضا او هم مثل رابیگر، بخش هفتم کتابش را به این موضوع اختصاص داده است. جالب است که باری همپ هم بحث خود را با همان اصلی آغاز می‌کند که رابیگر بیش از همه به بیان آن اهتمام ورزیده بود، یعنی همان مساله حق و تکلیف در رابطه با مصاحبه شونده یا کسی که زندگی واقعی خود را مقابل دوربین مستندساز بازی می‌کند. همپ ولی در کمال صداقت، ریشه این اعتقاد اخلاقی خودش را یک سخنرانی علمی اثرگذار در رابطه با اخلاق مستندسازی عنوان می‌کند و در این خصوص می‌نویسد: «صادقانه اعتراف می‌کنم تا قبل از سخنرانی پروفسور کال بریلاک در کنفرانس «انسان‌شناسی ارتباط بصری» فکر می‌کردم که تنها اخذ حق پخش و گفتن حقیقت به آن صورتی که می‌فهمیدم کافی است. پروفسور بریلاک یکی از معدود مستندسازان و کارشناسان ارتباطات است که درباره مسائل مربوط به اخلاق تصویرسازی آگاهی دارد.»

باری همپ درخصوص مراعات اصول اخلاقی در مواجهه با افرادی که موضوع کار مستند هستند به نکته ظریفی اشاره می‌کند. این‌که حتی واگذاری همه اختیارات به شخص شرکت‌کننده باز هم به لحاظ اخلاقی کافی نیست، چراکه مردم ساد‌ه‌تر از آن هستند که به پیچیدگی‌های کار مستندسازی واقف باشند. آنها بیشتر به دنبال این هستند بدانند فیلمی که ازشان گرفته شده چه زمانی پخش می‌شود و اصلا نمی‌پرسند از این فیلم قرار است چه استفاده‌ای بشود. به بیان همپ ظاهرا خیلی‌ها 15 دقیقه شهرت را هم غنیمت می‌دانند... واقعیت این است اکثر کسانی که در مستندی ظاهر می‌شوند درگیر مسائل حساس فوق (نحوه استفاده از فیلم مستند) نمی‌شوند و از میان آنها که راضی می‌شوند در برابر دوربین ظاهر شوند کمتر کسی فکر می‌کند تصویرش به او ضرر بزند.»

مطالعه و شناخت درباره این مسائل مستندساز را به وظایف اخلاقی خطیر خود آگاه‌تر می‌کند. در کار مستند، صداقت و وفاداری به حقیقت شرط اساسی است و نمی‌توان با توجیه‌های دل خوش کنک،‌ قوانین حقوقی را دور زد یا عمل کردن به آنها را سرپوشی قرار داد برای فرار از مسوولیت‌های اخلاقی. «پس مستندساز چه باید بکند؟» این عنوان بخشی از فصل اخلاق مستندسازی کتاب همپ است که بنا دارد راه‌حلی برای مسائل مطرح شده در این باب ارائه کند. بخش‌های بعدی این فصل هم به نوعی ادامه همین بخش هستند. نکته بسیار قابل توجه این است که همپ اصلا به بیان مستقیم متوسل نمی‌شود و برخلاف رابیگر سعی نمی‌کند از موضع بالا خواننده کتابش را نصیحت کند و پند اخلاقی بدهد. او فقط یک سری آگاهی‌های کلی را مطرح می‌کند یا این‌که پرسش‌هایی را بیان می‌دارد که خود تلویحا متضمن پاسخ هستند. از جمله این‌که بحث رضایت آگاهانه را پیش می‌کشد و می‌گوید در تحقیقات علمی و پزشکی رضایت آگاهانه حداقل به 3 عامل بستگی دارد:

1ـ فقدان فریب و اجبار

2ـ توضیح کامل درباره روش کار و آثار پیش‌بینی شده آن

3ـ صلاحیت داشتن سوژه برای ارائه رضایتنامه

سپس سوالات معناداری از این قبیل طرح می‌کند: آیا تهیه‌کننده برای کسب رضایت، باید تمام احتمالات وحشتناک را شرح دهد و شرکت‌کننده را منصرف کند؟ آیا باید به شرکت‌کننده‌ها گفت «برخی‌ها فهمیده‌اند که پس از حضور در مستند،‌ همسایه‌ها به آنها خندیده‌اند؟» آیا درخواست از فردی برای این‌که یا رضایت ضمنی بدهد یا جلسه عمومی را ترک کند، نوعی اجبار و فشار نیست؟! و ما می‌دانیم که پاسخ هر 3 این پرسش‌ها «آری» است اگرچه حقیقتا عمل به این اصول به همان اندازه که اهمیت دارد، سخت و دشوار نیز است.

آزاد جعفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها