گفت‌وگو با فرشته طائرپور ، تهیه‌کننده فیلم کودک و نوجوان

سلیقه سینمایی کودکان ویروسی شده است

تلویزیون تصمیم دارد شبکه کودک و نوجوان خود را فعال‌تر کند. حالا که قرار شده شبکه 2 سیما اختصاصا برای گروه سنی کودک و نوجوان برنامه تولید و پخش کند، پس باید برنامه‌های این شبکه آنقدر جذاب باشند تا بتواند این گروه سنی را به مشتری دائمی خود تبدیل کند.
کد خبر: ۳۷۳۷۱۷

در راستای همین اهداف چندی پیش علی دارابی، معاون سینما نشستی را با کارگردانان و برنامه‌سازان کودک و نوجوان ترتیب داد تا از این طریق بتواند شبکه 2 را تقویت کند.

فرشته طائرپور، تهیه‌کننده پیشکسوت سینما و تلویزیون که سال‌هاست در زمینه تولید فیلم و سریال برای کودکان و نوجوانان فعالیت دارد در این جلسه حضور داشت.

با او به گفت‌وگو نشستیم تا نظراتش را درباره کار برای این گروه سنی جویا شویم.

فعالیت‌ حرفه‌ای خود را با سینما شروع کردید یا با تلویزیون؟با تلویزیون. از سال 58 به عنوان نویسنده و مشاور گروه‌های کودک و نوجوان در شبکه یک و سپس شبکه‌2 همکاری داشتم که این همکاری 9 سال به صورت تمام وقت و نیمه وقت و همزمان با سرپرستی من در مرکز نگارش و ویرایش کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ادامه داشت. از سال 65 علاوه بر مسوولیت در کانون به دعوت آقای وحید نیکخواه آزاد به عنوان یکی از مسوولان خانه ادبیات و هنر کودکان در بخش خصوصی نیز فعال شدم و همه تجارب من در عرصه فیلم و سریال‌سازی برای کودکان و نوجوانان از آن دوره آغاز شد.

در آن زمان این خانه با ساخت مجموعه محله برو، بیا تجربه درخشان و بی‌سابقه‌ای از ساخت جُنگ تلویزیونی را برای خود رقم زده بود و جمع خوبی از علاقه‌مندان به فیلمسازی و برنامه‌سازی برای کودکان با خانه در ارتباط بودند. بهترین پشتوانه من هم برای آن دوره از فعالیت، از یک سو همکاری نزدیک با کسانی بود که در زمینه ادبیات و هنر کودکان با علاقه کار می‌کردند و از سوی دیگر، تجاربی که در کانون پرورش در حوزه ادبیات ایرانی و خارجی برای این گروه سنی کسب می‌کردم.

تا نیمه‌های دهه 70، علاوه بر فیلم‌های سینمایی، به‌عنوان تهیه‌کننده بخش خصوصی با تولید سریال‌هایی مانند بچه‌های وشان، سمندون، روزنه، خاله قورباغه، مدرسه مادر بزرگ‌ها و... با شبکه‌های تلویزیون نیز همکاری داشتم و دیگر به‌عنوان یک تهیه‌کننده فیلم‌های کودکان مسیر کاری‌ام مشخص شده بود.

وقتی قرار شد با همت و حمایت بنیاد سینمایی فارابی جریان سینمای کودک به شکل تخصصی راه‌اندازی شود، خانه... تنها موسسه خصوصی فعال در این زمینه بود که بیشترین تجربه را در عرصه بحث‌های نظری و تولید کارهای کودکان و نوجوانان داشت.

کار در سینما را بعد از این دوره شروع کردید؟

تولید فیلم‌های سینمایی کودکان در خانه... در واقع همزمان با تاسیس جریان سینمای کودک آغاز شد. پس از طراحی و برنامه‌ریزی جهت تحقق این جریان در حوزه‌های تولید و پخش و نمایش، فیلم‌های ماهی و گلنار هردو به کارگردانی کامبوزیا پرتوی ساخته شدند تا ما عملا خود به میدان آزمون و خطای این مقوله پا بگذاریم و نتایج اکران فیلم‌های کودکان را از هر دو نوع جدی و تفریحی آن ببینیم. نتیجه بسیار مثبتی که توانست انگیزه کافی را در بخش خصوصی برای ساخت و نمایش این نوع فیلم‌ها تا چند سال ایجاد کند.

همیشه به این صورت است که بچه‌ها بیشتر از این که به سینما بروند، تلویزیون می‌بینند. به همین خاطر شاید برایشان جالب‌تر باشد که داستان شخصیتی که توسط سریال شناخته‌اند را در سینما دنبال کنند. از نظر شما تلویزیون چقدر می‌تواند برای سینما پشتوانه محسوب شود؟

تجربه نشان می‌دهد که وقتی فیلمی پشتوانه پخش تلویزیونی داشته، در اکران سینمایی موفق‌تر شده است. فیلم‌های شهرموش‌ها و کلاه‌قرمزی برای اثبات این فرضیه کافی هستند. بچه‌ها بخصوص در سنین پایین دوست دارند شخصیت‌های آشنا و محبوبشان را در هرکجا که ممکن شود، ببینند.

همین الان اگر با شخصیت‌های برنامه فیتیله‌ها یا عمو پورنگ فیلم سینمایی ساخته و اکران شود، یقیناً با استقبال چشمگیری مواجه خواهد شد و هرچه آن فیلم از استاندارد‌های سینمایی بیشتری برخوردار باشد این استقبال بیشتر پیدا خواهد بود.

کافی است بچه‌ها به شخصیتی تلویزیونی علاقه‌مند شوند، چه انسانی باشد چه عروسکی. حتما تماشای مکرر او را به دیدن شخصیت‌های جدید و ناآشنا ترجیح می‌دهند. به عبارتی دیگر در حوزه سینمای کودک، یک فیلم سینمایی ولو متوسط با شخصیت‌های محبوب تلویزیونی از یک فیلم سینمایی بسیارخوب ولی با کاراکتر‌های فاقد سابقه ذهنی نزد بچه‌ها موفق‌تر است.

وقتی پخش تیزرهای چند ثانیه‌ای تلویزیون می‌تواند آمار مخاطبان هر فیلمی را به طور شاخص بالا ببرد، می‌توان حدس زد که پخش روزانه یا هفتگی یک سریال طی چند ماه، چه نتیجه‌ای برای فیلم سینمایی برخاسته از آن خواهد داشت.

مثل این است که شما مطلع شوید فیلمی در حال اکران است که خواهر، برادر یا دوست عزیز شما در آن بازی کرده است، یقینا چندین و چندبار به تماشای آن خواهید رفت. این روزها شخصیت‌های محبوب تلویزیونی نسبتی کمتر از اعضای خانواده با کودکان ندارند.

پس معتقدید که تلویزیون می‌تواند پشتیبان خوبی برای سینما باشد؟

در واقع هیچ چیزی به اندازه تلویزیون نمی‌تواند پشتوانه فیلم‌های کودکان در عرصه سینما باشد.

فیلم‌هایی که پشتوانه تلویزیونی ندارند، مثل همین فیلم اخیرتان، نخودی، می‌توانند برای تولیدکنندگان رضایت‌بخش باشند یا همیشه این فکر وجود دارد که اگر سریال تلویزیونی این کار قبل از پخش سینمایی آن ساخته شده بود موفقیت بیشتری کسب می‌کرد؟

چنین فرضی در مورد همه فیلم‌های کودک وجود دارد. حتی فیلم‌های موفق سینمایی می‌توانند با داشتن سریالی مرتبط به توفیق بیشتری دست پیدا کنند. اما این مساله چیزی نیست که در اختیار ما باشد. متاسفانه هیچ‌وقت 2 مجموعه تلویزیون و سینما با هم مشارکت مطلوب نداشته‌اند. ظاهرا عدم‌وفاق بین ارشاد و تلویزیون و کانون پرورش فکری ـ که سه مرکز مهم تولید آثار برای بچه‌ها هستند ـ در سال‌های قبل از انقلاب هم وجود داشته و به‌عنوان میراث به ما رسیده است. اما اگر این هماهنگی وجود داشته باشد، کارهای بزرگی برای کودکان انجام می‌شود.

فیلمی که بدون سابقه تلویزیونی اکران می‌شود چه مشکلاتی را سر راه خود دارد؟

فیلمی که بدون تبلیغ تلویزیونی یا سابقه سریال تلویزیونی ساخته می‌شود، در مرحله اکران شانس زیادی برای داشتن سالن نمایش نخواهد داشت. مثلاً الان اگر کلاه‌قرمزی بخواهد اکران شود، سینماهای زیادی داوطلب نمایش آن در همه سئانس‌ها می‌شوند، اما هر فیلم کودک دیگری ـ هرچقدر هم خوب باشد ـ از نظر سینماداران صرفا جهت نمایش برای گروه‌های دانش‌آموزی در سئانس‌های صبح مناسب است.

این بلایی است که بر سر نخودی هم آمد. تا وقتی چنین نگاه و محدودیتی وجود دارد، فیلم کودک برای آن که به دنیای مخاطب خود راه پیدا کند، ابزار کافی در اختیار ندارد و به همین خاطر اتفاق بزرگی هم برایش نمی‌افتد.

سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی دهه 60 هنوز هم برای بچه‌ها جذابیت دارند؟ به نظر شما چرا برای بچه‌هایی که دنیایشان با بچه‌های قدیم اینقدر فرق می‌کند، فرمول‌های موفق گذشته هنوز جواب می‌دهد؟

مهم‌ترین مبحث در عرصه فیلمسازی برای بچه‌ها، مخاطب‌شناسی است. کودک دبستانی امروز با کودک دبستانی 7 سال پیش و 14سال پیش و 21 سال پیش کمترین شباهت ممکن را دارد. وقتی 20 سال پیش گلنار را اکران می‌کردیم، ماهواره و گیم و اینترنت و ویدئو وجود نداشت. تازه جنگ تمام و دوره بازسازی کشور آغاز شده بود.

مسوولان بنا داشتند آثار تلخ دوره جنگ پاک شود و جامعه به سمت شادی حرکت کند. همین باعث می‌شد که فیلمسازان کودک هم بیشتر بر سر ذوق باشند وکارهای مفرح بسازند. الان فضا آن‌گونه نیست. از یک‌سو شرایط عمومی جامعه حرکتی رو به شاداب‌سازی محیط و شاد کردن بچه‌ها ندارد و از سوی دیگر، رسانه‌های خارجی با تمام قوا نیاز بچه‌های جهان را به هیجان و شادی و آموزش پاسخگویی می‌کنند. متأسفانه نه در سینما و نه در تلویزیون، کسی متوجه این کوتاهی و کمبود نیست. ما باید حداقل سالی پنج شش فیلم سینمایی جذاب و هفته‌ای پنج شش برنامه تولیدی خوب در شبکه‌های مختلفی که مخاطب کودک دارند داشته باشیم، در حالی که در تلویزیون جز چند کار پلاتویی و در سینما جز یک فیلم کودک در هر چند سال نداریم.

سلیقه بچه‌ها هم با آن دوره فرق کرده است. شاید بچه‌های دهه 60 قانع‌تر بودند ولی بچه‌های الان سریال یا فیلم سینمایی را با نمونه‌های خارجی آن مقایسه می‌کنند.

یک جورهایی می‌شود گفت سلیقه فیلم دیدن بچه‌ها ویروسی شده است. بچه‌ای که معتاد به بازی‌های کامپیوتری شده یا با دیدن سریال‌های ماهواره‌ای یا حتی 90 قسمتی داخلی سلیقه اش در مورد طنز و هیجان و کشش به بیراهه رفته است، دیگر به مخاطبی ویروسی مبدل شده که کار کردن و فیلم ساختن برایش سخت‌تر است.

فکر می‌کنید اگر الان یکی از فیلم‌های قدیمی کودک دوباره اکران شود، چه نتیجه‌ای خواهد داشت و با چه استقبالی روبه‌رو خواهد شد؟

طائرپور: فیلمی که بدون تبلیغ تلویزیونی یا سابقه سریال تلویزیونی ساخته می‌شود، در مرحله اکران شانس زیادی برای داشتن سالن نمایش نخواهد داشت مثلاً الان اگر کلاه‌قرمزی بخواهد اکران شود سینماهای زیادی داوطلب نمایش آن در همه سئانس‌ها می‌شوند

همین اواخر قبل از اکران نخودی، فیلم پاتال و آرزوهای کوچک را اکران کردم. به نسبت مجال اندکی که برای اکران داشت، جواب خیلی خوبی گرفت. هم از بچه‌ها و مدارس و هم از جوان‌هایی که 20 سال پیش کودک بودند و از این فیلم خاطره داشتند و حالا بچه‌هایشان را به تماشا می‌آوردند.

فیلم‌های خوب کودک همیشه همین خاصیت را دارند و اگر شرایط اکران مستمری برای سینمای کودک وجود داشته باشد، بسیاری از تولیدات این عرصه می‌توانند هر چند سال یکبار، امکان جلب مخاطب را داشته باشند.

سریال‌ها و فیلم‌های ما باید چه خصوصیتی داشته باشند تا بتوانند در کنار فیلم‌های پرطرفدار خارجی عرض اندام کنند؟

به فیلم‌هایی مثل مرد عنکبوتی، ارباب حلقه‌ها، شرک یا هری‌پاترها توجه کنید. علیرغم فاصله زیاد با فرهنگ سینمایی کودکان ایرانی، توانسته‌اند به دنیای اکثر آنها راه پیدا کنند، چون هم از جذابیت‌های قصه‌گویی و تکنیکی برخوردارند و هم از مسیر بازار گسترده جهانی عبور می‌کنند. ساختن فیلمی که بخواهد با این فیلم‌ها رقابت کند مطلقا کار آسانی نیست. تنها عاملی که می‌تواند فیلم‌های کودک ایرانی را وارد عرصه رقابت با فیلم‌های جهانی ‌کند و برای آن امتیاز محسوب شود، این است که جوهره ایرانی داشته باشد. قصه و حرف و لحن ایرانی داشته باشد. این تنها نکته‌ای است که در کارهای خارجی نمی‌شود پیدا کرد.

کارهای خارجی هر چقدر هم که خوب باشند به هر حال برخاسته از یک فرهنگ دیگر هستند. ولی وقتی یک قصه ایرانی به خوبی تعریف کنید، بدون این که بچه متوجه دلیل آن شود، جذبش می‌شود. پیدا کردن این نکات پنهان است که ما را ملزم می‌کند که از اول نویسندگان خوب و سپس از سازندگان خوب در فیلمسازی و برنامه سازی برای کودکان استفاده کنیم.

در مورد ساخت این برنامه‌ها از کارشناس یا روان‌شناس کودک هم کمک گرفته می‌شود؟

بدترین اتفاقی که در حال حاضر در شبکه‌های تلویزیونی می‌افتد و باعث می‌شود فیلمسازان با تجربه، کمتر سراغ تلویزیون بیایند، ترکیب شوراهای تصمیم‌گیری است. شوراهایی که در حال حاضر طرح‌ها و فیلمنامه‌های کودک را بررسی می‌کنند و یا در برآورد بودجه و کد دادن به آنها نقش تعیین‌کننده دارند، اکثرا در شناخت یا تولید سینمای کودک سابقه‌ای کمتر از خود ما دارند.

ممیزی، حساسیت و مسوولیت را در حوزه تلویزیون می‌فهمم، ولی خالی بودن این شوراها را از آدم‌هایی که تب سینمای کودک دارند نمی‌فهمم. تا جایی که من می‌دانم در هیچ‌یک از این شوراها، کارشناس سینمایی زنی وجود ندارد تا از جنبه‌های عاطفی و خانوادگی طرح‌های مربوط به کودکان مراقبت کند.

در حالی‌که زنان نقش عمده‌ای در مقوله قصه‌گویی و توجه به مسائل عاطفی و تربیتی مبتنی بر نگاه مادرانه دارند و بهتر می‌دانند که با فرزندان هشیار اما بی حوصله جامعه امروز چگونه و از چه باید صحبت کرد. ما زنان نویسنده، شاعر و فیلمساز خوبی داریم که حضور مشورتی‌شان در این شوراها می‌تواند باعث تلطیف و جذابیت بیشتر کارهای کودکان شود.

یعنی معتقدید حضور روان‌شناسان یا کارشناسان بیشتر از این که به نفع سینمای کودک باشند به ضرر آن است؟

نه، الزاماً مشاوره‌های روان‌شناسی و تربیتی ضرر نمی‌زنند. منتها آنها بیشتر از بخشی مراقبت می‌کنند که مربوط به آسیب شناسی و ارائه راه حل است و بسیار هم مفید است، اما بحث خلاقیت و جذابیت در یک رسانه، به اعتقاد من بحث حادتری است. به عبارتی دیگر کمبود‌ها بیشتر به این بخش برمی‌گردد.

الان بیشتر برنامه‌هایی که برای بچه‌ها ساخته می‌شوند خیلی واضح و بدون ظرافت پیام‌های اخلاقی و رفتاری را به آنها گوشزد می‌کنند. این موضوع چطور می‌تواند در جذب مخاطب کودک اثر سوء داشته باشد؟

این تنها مساله برنامه‌های کودک تلویزیون نیست. به تابلونویسی‌های سطح شهر هم که نگاه کنید می‌بینید اغلب پیام‌های مورد نظر در قالب نصیحت‌های مستقیم، تکراری و سطحی مطرح شده‌اند. متاسفانه چند سالی است که صرفا به ذکر شفاهی و مکتوب پندهای اخلاقی در عرصه فرهنگ‌سازی برای هر موضوعی اکتفا می‌شود. معمولا هیچ نکته تازه یا جذابی در آنها وجود ندارد که موجب شود آن مطلب یا موضوع در ذهن انسان بماند.

خیابان‌های تهران و شهرستان‌ها شده‌اند شبیه دیوارهای کلاس‌های اول و دوم دبستان‌ها که پر هستند از نقاشی‌ها و کاردستی‌های ضعیف و قوی و روزنامه‌های دیواری. فرانسوی‌ها ضرب‌المثلی دارند که می‌گوید اگر می‌خواهی حرفت را گوش نکنند، نصیحت کن. شاید یکی از دلایل ناهمخوانی آمار جرایم با آمار پندهای سمعی و بصری که هر ایرانی در طول روز می‌شنود و می‌بیند، همین نکته باشد. پند‌های مستقیم خاصیت خود را از دست داده‌اند.

بچه‌ها خیلی سریع یاد می‌گیرند که از این قضیه استفاده ابزاری کنند. صحبت‌های شعاری و مستقیم از سوی معلم و ناظم و مدیر در مدرسه، بکن نکن‌های ناشی از گرفتاری و بی‌حوصلگی والدین در خانه و حرف و پندهای تکراری مجریان برنامه‌های تلویزیونی، دنیای بچه‌ها را به دو قسمت تقسیم کرده است.

قسمت علنی ارتباط با بزرگسالان و رسانه‌هایی که دائم نصیحت می‌کنند و قسمت خلوت و پنهانی خودشان که در آن با یک کامپیوتر به همه جهان وصل می‌شوند و در یک دنیای مجازی و فاقد هرنوع اندرز و ضابطه‌ای، به سیر و تفحص مشغول می‌شوند.

دنیایی که هرچه بیشتر دور از چشم بزرگ‌ترها بدان راه پیدا کنند، برایشان جذاب‌تر است. معلوم است که بچه‌ها به کدام دنیا گرایش بیشتری پیدا می‌کنند.

برای این است که اغلب بچه‌ها منزوی شده‌اند و حوصله محیط‌های اجتماعی یا کارهای جمعی را کمتر دارند. متاسفانه خیلی کم هستند بچه‌هایی که خانواده‌‌هایشان هنوز این هوشمندی را دارند که آنها را به کتاب خواندن و تماشای فیلم و تئاتر مناسب هدایت کنند و بدانند که آشتی دادن بچه با فرهنگ ملی‌شان می‌تواند نقش مهم و تأثیرگذاری در جهان‌بینی و آینده آنها داشته باشد.

به نظرتان وجود سریال‌هایی مثل قصه‌های مجید که به مشکلات مشترک بیشتر بچه‌ها می‌پرداخت، می‌تواند به این گرایشات آنها سمت و سوی درست‌تری ببخشد؟

یکی از وظایف جدی یک رسانه ملی تولید چنین سریال‌هایی است. خوشبختانه در جلسه‌ای که آقای دارابی با فیلمسازان کودک داشتند به نظر می‌رسید که توجه و گرایش کافی به این مساله دارند، اما باید دید در عمل چه اتفاقی می‌افتد. اگر معاونت سیما واقعا بتواند فکری برای سهولت تولید آثار کودکان و نوجوانان انجام دهد و موانع موجود در شوراهای مربوطه را از سر راه فیلمسازان بردارد، می‌توان به داشتن برنامه‌های ارزشمند امیدوار بود و بیش از این فرصت‌ها را از دست نداد.

خودتان تصمیم ندارید سریال یا برنامه جدیدی برای کودکان بسازید؟

واقعیت این است که به این موضوع فکر می‌کنم. اما حاضر نیستم خودم را با محدودیت‌های تلویزیون تطبیق دهم. این محدودیت‌ها که سال به سال لایه جدیدی بر آن افزوده شده، به اعتقاد من توجیه منطقی ندارند.

اگر تلویزیون حاضر شود برای کار کردن افرادی مثل من روش‌های بهتری پیدا کند، قطعاً به ساخت سریال‌ یا فیلم برایش اقدام خواهم کرد. طبیعی است که امثال من دیگر انرژی اضافه‌ای برای عبور از موانع اداری و شورایی نداریم. ترجیح می‌دهم از وقت و توان خود برای فکر کردن به کیفیت کار استفاده کنم، نه برای معطل ماندن در راهروهای شبکه‌ها یا پشت در اتاق مدیری که دارد با کمبود بودجه‌اش کلنجار می‌رود.

این فضا برای شما در سینما بازتر است؟

در سینما اختیار عمل بیشتری وجود دارد اما فیلمسازی در این دوره در سینما بسیار گران و بی برگشت شده. تجربه نخودی نشان داد که حتی برای فیلم‌های خوب و جذاب کودکان نیز بازگشت سرمایه تقریباً امری محال است.

در سینما کار کودک نمی‌کنم چون امکان دسترسی به مخاطب را به خاطر کمبود سالن و وضعیت اکران ندارم و در تلویزیون کار نمی‌کنم چون اگرچه مشکل بودجه و بازگشت سرمایه وجود ندارد، اما شوراهای موضوعی و مالی، مسیری فرسایشی دارند.

به هرحال اگر شرایط چه در سینما و چه در تلویزیون مساعد شود دوست دارم و می‌توانم سالی حداقل یک فیلم کودک یا نوجوان بسازم، چون معتقدم بچه‌های ایرانی بی‌دلیل و به ناحق از شادی‌های عادی و اجتماعی محرومند و برای فرار از فضای پر تنش و عبوسی که در آن زندگی می‌کنند حق نیست که وابسته و دلبسته انواع محصولات هنری و فرهنگی بیگانه باشند.

شروینه شجری‌کهن 
جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها