قصد نداریم آشپزی را با تعریف ارسطویی یا هر تعریف دیگری از هنر مطابق کنیم، فقط همین که بدانیم آشپزی امروز از آشپزی که نیاکان ما میشناختند فاصله گرفته کافی است. آشپزی برای خودش دستگاه عریض و طویلی شده؛ ادبیات و کتاب دارد، شبکه تلویزیونی دارد، نهاد آموزشی دارد و دیگر یک مشغله جنسیتی هم نیست و برای مردها خجالت هم ندارد! اگر چه به قول نجف دریابندری: «واقعیت این است که در جوامع بشری امر آشپزی فعلا به عهده نیمه بهتر بشریت، یعنی زنان قرار گرفته است.» ولی نباید این نکته را هم فراموش کرد که هستند سرآشپزان نامداری از جماعت مردان که شهرتی جهانی دارند.
معنای آشپزی از یک کار خانگی و تکرارشونده و کسالتآور تبدیل به کاری خوشایند و تنوعپذیر شده است. خانمهای خانه دار که شاید در گذشته آشپزی برایشان کاری تکراری و بیمعنا بود، به مدد کتابهای جور واجور و آموزشهای رسانهای و البته تبادلات شفاهی ـ تلفنی امروزه تعریف و معنای تازهای از این عمل یافتهاند و برای همین آشپزخانه دیگر مکانی نیست که حضور بانو و کدبانو در آن مخفی بماند؛ بلکه محل هنرنمایی و عرصه ظهور خلاقیت شده.
حتی ما گاهی برای فراغت، آشپزی میکنیم نه به خاطر گرسنگی. ترکیب کردن و ساختن و خلق کردن، وجه آرامش بخش عمل آشپزی است که امروزه بیشتر مورد توجه قرار گرفته. چه لذتی از این بالاتر که از ترکیب دقیق و حساب شده آرد و تخم مرغ و شیر خمیری بسازی و به دستان آتش بسپاری و سپس آن هیبت خوشرنگ را با خامه و توت فرنگی و مربا مزین و چشمنواز کنی و بعد چند قدم عقب بروی و به شاهکارت نگاهی بیندازی و بعد از بهبه و چهچه خورندگان لاله گوشات سرخ شود و خستگیات فراموش شود؟ این همان ترکیب لذت خلق کردن و دیده شدن و تحسین شدن است.
مرور بزرگ ترین جنجال های تاریخ جام جهانی (8)