عوامل مشوق کاربر در طراحی وب

هدیه بدهید، تشویق کنید!

شما در کارهایتان چگونه تصمیم می‌گیرید؟ حتما پاسخ خواهید داد که جوانب مثبت و منفی وضعیت و موضوع مورد نظر را می‌سنجید و سرانجام تصمیمی ‌بر اساس منطق می‌گیرید. این را می‌دانید که بعضی‌ها شخصیت ضعیفی دارند و تحت تاثیر احساساتشان قرار می‌گیرند؟ البته شما این‌گونه نیستید!
کد خبر: ۳۷۳۰۴۴

شما یک تجربه اساسی به دست آورده‌اید؛ این باور که رفتار افراد، از شخصیت‌شان سرچشمه می‌گیرد در حالی که رفتار ما حاصل اتفاقات اطرافمان است.

مسائلی شبیه این، نقش مهمی ‌را در تصمیمات ما ایفا می‌کنند، بنابراین تعجب‌آور نیست اگر بگوییم این تاثیرگذاری‌ها را روی افراد مختلف امتحان می‌کنیم تا ببینیم چگونه می‌توان آنها را در طراحی وب‌سایت‌مان گیر بیندازیم! می‌خواهیم از عبارت «معماران مشوق» برای توصیف طراحانی که آگاهانه این تکنیک‌ها را برای تاثیرگذاری روی رفتار کاربران به کار می‌برند، استفاده کنیم.

عمل متقابل

این مفهوم به ما می‌گوید اگر کاری انجام می‌دهیم، انتظار داریم جبران شود. اگر کسی به شما هدیه‌ای بدهد، شما را به مهمانی دعوت کند یا راه خوبی جلوی پایتان بگذارد، شما احساس دین می‌کنید که کاری مشابه در آینده‌ای نزدیک برای او انجام دهید.

معماران مشوق این مفهوم را به وسیله دادن هدیه‌های کوچک به کاربران به کار می‌گیرند: یک فصل از یک کتاب به عنوان نمونه، یک خبرنامه یا فقط اطلاعات مفید.

این «چیزی برای جبران» نیازی نیست حتما خریدکردن باشد. معماران مشوق می‌دانند باید با مشتریان بالقوه در شرایط مختلف و پیش از این که به مشتری واقعی تبدیل شوند، ارتباط برقرار کنند. بنابراین برای جبران، ممکن است یک مراجعت یا لینک به یک وب‌سایت یا یک کامنت روی یک بلاگ را درخواست کنند. به واژه درخواست توجه کنید! معماران مشوق از درخواست برای کاری که شما برایشان انجام می‌دهید، خجالتی نمی‌کشند.

تعهد

این مفهوم به ما می‌گوید دوست داریم باور داشته باشیم که رفتارمان با اعتقاداتمان سازگار است. اگر روی چیزی بایستید که افراد دیگر بتوانند شما را ببینند، ناخودآگاه این احساس به شما دست می‌دهد تا از آن نقطه دید، جوری نگهداری کنید که قابل اعتماد و ثابت به نظر برسد.

یک مثال آشنا از این مساله در عمل، زمانی است که کامنت‌های یک بلاگ به سمت جنگ پیش می‌رود. کامنت‌گذاران سعی دارند کامنت‌های گذشته‌شان را توجیه کنند و اغلب به سمت طرفداری از چیزی می‌روند.

معماران مشوق این مفهوم را از طریق درخواست یک تعهد کوچک اما قابل رویت از شما، به کار می‌برند. آنها می‌دانند اگر بتوانند شما را وادار کنند در یک مسیر مشخص حرکت کنید، بزودی به آن اعتقاد پیدا خواهید کرد. برای مثال یک سازمان ممکن است از شما بخواهد برای یکی از محصولاتش در فیس بوک، برای دیدن یک ویدئو یا دسترسی به یک محتوای خاص، اظهار علاقه کنید.

ملاک اجتماعی

با این مفهوم متوجه می‌شویم که دوست داریم رفتار دیگران را برای قضاوت این که چه چیزی عادی است، ببینیم و از آن پیروی کنیم. معماران مشوق این مفهوم را برای نشان دادن این که افراد دیگر چه کاری در وب‌سایت‌شان انجام می‌دهند، به کار می‌گیرند.

همچنین از آن در قدرت پیشفرض‌ها استفاده می‌کنند. آنها می‌دانند تنظیمات پیشفرض یک کنترل واسط کاربری، اثر بسیار قدرتمندی روی رفتار دیگر افراد دارد. ما تمایل داریم تنظیمات پیشفرض را به عنوان یک گزینه «پیشنهاد شده» ببینیم؛ گزینه‌ای که بیشتر افراد اگر در شرایط ما قرار بگیرند آن را انتخاب می‌کنند. مثال‌های زیادی از استفاده‌های این گونه به عنوان «تکنیک‌های قابل استفاده کلاه سیاه» وجود دارد که آیتم‌های اضافی دزدکی در سبد کاربر قرار داده می‌شود!

کمیابی

این مفهوم، یعنی افراد چیزی را می‌خواهند که فکر کنند برای یک زمان محدود در دسترس است یا به مقدار کم تولید می‌شود. این مساله فقط درباره ترس از دست دادن نیست. کمیابی یک چیز در واقع آن را باارزش‌تر جلوه می‌دهد. برای مثال روان‌شناسان نشان دادند اگر به شخصی یک بیسکویت شکلاتی از داخل یک شیشه بدهید، اگر در شیشه 2 بیسکویت باشد، لذت بیشتری می‌برند تا این که در شیشه 10 بیسکویت باشد.

معماران مشوق هم از آن توسط کمیاب جلوه‌دادن در طراحی واسط استفاده می‌کنند. این می‌تواند تعداد محدود یک لباس در سایز شما یا بلیت‌های رو به اتمام یک تئاتر باشد. آنها می‌دانند که کمیابی، درخواست تولید می‌کند.

ساخت چارچوب

این مفهوم نشان می‌دهد که افراد در تخمین ارزش واقعی چیزی که در حال خرید آن هستند، خیلی خوب عمل نمی‌کنند. مردم آنها را با چیزهای دیگری که نشانشان می‌دهید یا اجناس خارج از فروشگاه مقایسه می‌کنند.

یک مثال اثر گلدلاک است که شما به کاربران 3 انتخاب می‌دهید که 2 تای آنها دام هستند. یکی بسیار گران و در واقع نسخه طلایی محصولات شماست، دیگری نسخه‌ای با کارایی بسیار پایین و سومی‌ که شما می‌خواهید مردم آن را انتخاب کنند، چیزی بین این دو انتخاب است و احساس «همین خوب است» را به کاربر می‌دهد.

برجستگی

این مفهوم به ما می‌گوید مردم به المان‌هایی در واسط کاربری شما توجه می‌کنند که مبتکرانه باشد و میزان این توجه به این که کجای کارشان قرار داشته باشد، وابسته است. برای مثال زمان‌های بخصوصی طی یک خرید وجود دارد که خریداران دوست دارند یک پیشرفت یا یک پیشنهاد ویژه را بررسی کنند. با شناسایی این لحظات بحرانی یاد خواهید گرفت چه زمانی به یک مشتری لوازم جانبی محصولی که خریداری کرده‌اند را پیشنهاد کنید.

محمدحسین کردونی

منبع: smashingmagazine

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها